از عمر ابراهیم(ع) و همسرش ساره،سال های زیادى مى گذشت و فرزند دار نمى شدند.ابراهیم(ع) دست به دعا برداشت:”پروردگارا!(فرزندانى از )صالحان به من ببخش؛پس مژده پسرى بردبار به او دادیم١”.بدین ترتیب اسماعیل را خداوند از هاجر که کنیز ساره بود، و او را براى فرزند دارشدن در اختیار شویش قرار داده بود، به دنیا آمد.هاجر پس از تولد اسماعیل ، اندوهگین شد و ابراهیم(ع)به وحى الاهى مامور شد اسماعیل و مادرش را به مکانى دیگر منتقل کند،ابراهیم(ع)با هدایت جبرئیل،آنها را به سرزمینى آورد بیآب و علف که همان مکه بود و به دستور خداوند آنها را در همانجا گذاشت و گفت:”پروردگارا ! من فردى از فرزندانم را در سرزمین بی آب و علفی در کنار خانه ای که حرم تو است ساکن ساختم تا نماز را برپا دارند؛ تو دل های گروهی از مردم را متوجه آن ها ساز و از ثمرات به آن ها روزی ده، شاید آنان شکر تو را به جا آورند٢”…
اسماعیل (ع)فرزند بزرگ ابراهیم (ع)، نیای عرب حجاز و جدّ اعلای پیامبر خاتم(ص)،از پیامبران الهی و ملقّب به ذبیح اللّه است.واژه اسماعیل ۱۲ بار در قرآن آمده و از او با صفاتى چون رسول و نبى و صادق الوعد و مرضى و حلیم و صابر یاد شده است٣. او در زمرۀ انبیای الهی بود و دین او را در راستای دعوت توحیدی ابراهیم(ع) و در مقابل شرک و بت پرستی قرار داشت.نام او بارها به عنوان یکی از پیامبران در قرآن ذکر شده است۴.مطابق روایات، نبوت او به جهت هدایت جرهمیان، و نیز قبایل یمانی و عمالیق بود و مدت ۵۰ سال، در میان ایشان به انجام رسالت الهی پرداخت و آنان را به نماز و زکات فراخواند و از پرستش بتان بر حذر داشت؛ اما آنان به جز گروهی اندک، در کفر خود پا برجای ماندند۵.اسماعیل دوازده پسر داشت که از بین آنان، قیدار، مدین و ادبیل مشهورترند. مدین به سرزمینی در شمال که به نام خود او به سرزمین مدین شناخته شد، کوچ کرد و از فرزندان او شعیب به پیامبری برگزیده شد.همچنین اسماعیل به عنوان یکی از اجداد اصلی عرب به شمار آمده است و نسب عدنان، نیای بخش وسیعی از قبایل عرب، به او باز میگردد و لذا منابع تاریخى اسماعیل(ع) را ابوالعرب خواندهاند۶…
وقتى هاجر و اسماعیل در آن سرزمین قرار گرفتند،هاجر برای پیداکردن آب ،هفت بار فاصله دوکوه صفا و مروه را رفت و برگشت و در کمال شگفتى دید خداوند از زیر پای کودکش چشمه اى جوشانده که بعدها زمزم نام گرفت و به خاطر آن قبیله جرهم اجازه گرفتند انجا سکونت کنند و اسماعیل بعدها به پیامبرى بر آنها برانگیخته شد.داستان ذبیح شدن اسماعیل نیز در قرآن آمده٧ بدین ترتیب که خداوند به منظور آزمون بندگان صالح خویش ابراهیم و اسماعیل،مطابق رویاى ابراهیم(ع) ،هر دو علیرغم وسوسه های مکرر شیطان،تسلیم وار به قربانگاه شتافتند و کارد بر گلوى اسماعیل قرار گرفت؛اما خداوند پس از این نشان اخلاص،قوچى را از بهشت فرستاد به جاى اسماعیل ذبح شود و اینها همه از طواف و سعى بین صفا و مروه و رجم شیطان و قربانى مناسکى شد که هر مسلمان در فریضه حج انجام و یاد آن موحدان را زنده مى دارد…
از فرازهاى مهم زندگی اسماعیل(ع)، همراهی او با ابراهیم(ع) در ساختن خانه کعبه است.ابراهیم(ع) برای به جایآوردن فرمان الهی درباره برپایی کعبه به مکه آمد و اسماعیل به همراه پدر دست به کار بنای کعبه شد: “و آن هنگام ک ابراهیم و اسماعیل ،دیوارهاى خانه کعبه را برافراشتند، گفتند پروردگارا این خدمت از ما قبول فرما،توهستى که دعاى خلق اجابت کنى و به راز هاى همگان دانائى؛پروردگارا! ما را مسلمان و تسلیم خود قرار ده و راه پرستش را به ما بنما و توبه ما بپذیر که تو توبه پذیر مهربانى هستى٨”.اسماعیل(ع) پس از آن طی سالها عهده دار امور خانه کعبه بود، و پس از خویش،سرپرستی کعبه را به فرزندش نابت سپرد.او پیش از مرگ وصیت کرد تا دخترش با عیص فرزند اسحاق ازدواج کند و نیز نبوت را به برادرش اسحاق سپرد.منابع روایی، عمرِ اسماعیل را ۱۳۰ سال و حتی بیشتر نوشتهاند که پس از مرگ، پیکر او در ناحیه حِجر اسماعیل کنار کعبه و در جوار مدفن مادرش هاجر به خاک سپرده شد٩…
——————–
١.صافات/١٠٠و١٠١.
٢.ابراهیم/٣٧.
٣.مریم/۵۴-۵۵؛صافات/١٠١؛انبیاء/٨۵.
۴.بقره/۱۳۶؛ آل عمران/۸۴؛ نساء/۱۶۳.
۵.معالم التنزیل بغوی، ج۳، ص۶۲۴؛ تبیان طوسی، ج۷، ص۱۳۳؛کامل ابن اثیر، ج۱، ص١٢۵.
۶.سیره ابن هشام، ج۱، ص۸؛ مسعودی، اثبات، ص۳۴؛ مقدسی،البدء و التاریخ، ج۴، ص۱۰۵.
٧.صافات١٠١-١١١.
٨.بقره/١٢٧-١٢٨.
٩.کامل ابن اثیر،ج٢.ص۴٢.