حزب من

 

 

 

آیا من در حزب خدایم یا حزب شیطان؟! (مقصود من از حزب در اینجا، حزب به مفهوم قرآنى و روایی است که با کاربرد رایج آن متفاوت است).حزب‌ خدا، به معنای گروهِ منسوب به خدا در مقابل حزب شیطان، تعبیری قرآنى است که سه بار در قرآن کریم به معناى جماعت، طایفه، مردم و یاران همفکر آمده است:” بدانید حزب خداوند، غالب و پیروز است”١.ابن عباس، مراد از حزب‌الله را در این آیه شیعیان خدا و رسول او و نیز شیعیان على(ع)معنا کرده و غالب بودن آنها را عبارت از علوّ آنها نسبت به دیگر بندگان خدا دانسته است٢؛ و در مقابل سه شاخصه مهم حزب شیطان در قرآن عبارت است از نپذیرفتن ولایت پیامبر ، غضب الهى نسبت به آنان و فراموشى خداوند، که آنان را زیانکار شمرده است:” آنان،حزب شیطان هستند،بدانید که حزب شیطان،همان زیانکاران اند”.در این آیات حزب‌ شیطان کسانى هستند که مغضوبین خدا را به دوستی گرفته‌اند و به دروغ بر مؤمن بودن خود سوگند یاد می‌کنند و دامنه دروغگویی آنها تا آنجاست که حتی در قیامت هم سوگند دروغ می‌ خورند و با این حال می‌ پندارند که حق با آنهاست!٣.

واژه احزاب(جمع حزب) نیز یازده بار در قرآن آمده که در همه موارد جنبه منفى داشته و منظور مشرکان و کفارى بوده که با هم متحد شده و به مدینه علیه پیامبر(ص)حمله کرده و قصد نابودى اسلام را داشته اند.در غزوه احزاب به گزارش قرآن،همه گروه هاى مخالف پیامبر(ص)، اعم از احزاب کفار و مشرکین قریش ، احزاب یهودیان بنى قریظه و بنى نضیر و غطفان، لشکرهائى گرد آوردند و جبهه اى تشکیل دادند و از بالا و پائین و مشرق و مغرب به جنگ اسلام آمدند۴. سست ایمانان ترسیدند و به فکر فرار افتادند اما مومنان واقعى(حزب الله) ایستادند و استقامت به خرج دادند،خدا هم آنان را یارى کرد و احزاب را فرارى داد و مغلوب نمود:“هیچ قومی را که ایمان به خدا و روز رستاخیز دارند نمی یابی که با دشمنان خدا و رسولش دوستی کنند، هرچند پدران یا فرزندان یا برادران یا خویشاوندان شان باشند؛ آنان کسانی هستند که خدا ایمان را بر صفحه دلهایشان نوشته و با روحی از طرف خودش آن ها را تقویت فرموده و آن ها را در باغهایی از بهشت وارد می کند که نهرها از زیر درختانش جاری است، جاودانه در آن می مانند خدا از آن ها خشنود است و آنان نیز از خدا خشنود هستند، آن ها حزب الله هستند بدانید حزب الله پیروزان و رستگاران اند۵”…

رکن اصلى حزب الله شدن بعد از پذیرش ولایت خدا و پیامبر،پذیرش ولایت کسى است که خدا تعیین نموده است.امام صادق(ع)فرمود: زمانی که آیه شریفه «انما ولیکم الله…» نازل شد، بعضى از مسلمانان در مسجد مدینه جمع شدند و گفتند ما می دانیم محمد(ص) راست گفته است و به او مؤمن می شویم ولى از علی بن ابی طالب(ع) اطاعت نمی کنیم. لذا این آیه نازل شد:”یعرفون نعمت الله ثم ینکرونها”( نعمت خدا را شناختند، سپس منکر شدند یعنى ولایت علی بن ابی طالب را شناختند و با این حال اکثر شأن به ولایت کافر شدند”۶.بنابراین خداوند متعال در آیه شریفه فرمود:”هرکس ولایت خدا و رسول و مومنان(ائمه علیهم السلام) را بپذیرد،حزب الله است و حزب الله ، پیروزان اند”٧.

پیامبر(ص)، حزب على(ع) را حزب خود و حزب خود را حزب‌ خدا شمرده ٨و همین تعبیر را در مورد اهل بیت خود نیز به کار برده است٩؛ همچنین در شمارش خصال علی(ع) فرمود:”علی دارای خصالی است که اگر یکی از آنها در کسی باشد همین فضیلت برای وی کافی است؛ از جمله اینکه حزب علی(ع) حزب خداست و حزب دشمنان وی حزب‌ شیطان”١٠. امام حسن(ع)، نیز پس از بیعت مردم با وى، خود را مصداق حزب‌الله معرفی کرد١١. امام حسین(ع) نیز وقتی به درخواست معاویه لب به سخن گشود خود را مصداق‌ حزب‌الله خواند١٢.امام صادق(ع)، خود و یاران خود را نیز حزب‌الله معرفی کرده است١٣.پیامبر اکرم (ص) نیز در تفسیر آیه ٣سوره بقره(یؤمنون بالغیب) فرمودند: “خوشا به حال کسانى که در غیبت حضرت، صبور باشند و خوشا به حال کسانى که در محبت ورزیدن در راه اهل بیت علیهم السلام استوار ماندند، خداوند آنها را در کتابش اینطور توصیف نموده است:”آنها که به جهان غیب ایمان آوردند؛ آنها حزب خدا هستند، آگاه باشید به درستى که حزب خدا، رستگار است”١۴.

 

—————–

١.مائده/۵۶.   ٢. تفسیر حسکانی٢۴۶/١.  ٣. مجادله/١٩-١۴.    ۴.احزاب/١٠ و ٢٢-٢٠.مجمع البیان، ج٧و٨، ص۵٣٢.الکشاف،ج٣،ص۵٢۶     ۵.مجادله/٢٢.   ۶.الکافى٧٢۴/١.     ٧.مائده/۶۵.  ٨. عیون اخبارالرضا، ج٢ص۶.    ٩. همان٢٩٢/١.   ١٠. خصال۴٩۶/٢.    ١١.امالى طوسی/١٢١و۶٩١.   ١٢.احتجاج٢٢/٢.    ١٣.مجلسى،ج۴ص٢۵.     ١۴. بحارالانوار١۴٣/۵٢.

 

دین پژوه و پژوهشگر فلسفه