اگر نیروهای پخته و توانمند و دانشمند،تکثیر نشوند،با غیبت یا پیرى و کسالت و فوت آنها، چراغ نورافشان شان، خاموش مى شود . تشکیلاتى که نتواند فعالان خود را افزون کند و شایستگان خود را تکثیر نماید و برای مدیران خود جانشین پرورى کند ،عمرش کوتاه خواهد بود و مثل صدها تشکل اینگونه بعد از مدتى از بین خواهند رفت.هر انسان مدیر باید در اندیشه استخلاف و جانشین پرورى برای مسئولان فعلی مجموعه خویش باشد.این افراد هم باید از میان جوانان مجموعه انتخاب شوند و زیر نظر افراد شایسته و ماهر، کارآموزی نمایند تا کم کم برای پذیرش مسئولیت آماده شوند.بدین ترتیب است که عمر تشکل ها دیرپا مى شود و خدمتگزارى شان دوام مى یابد…
انتقال تجربیات یک نسل به نسل بعد از مهمترین وظایف هر نسل محسوب مى شود.والدین نخستین انتقال دهندگان تجربیات زندگى به فرزندان خود هستند. معلمان و نظام آموزشی در مرحله بعد هستند که تجربیات اجتماعى را منتقل مى کنند.کارفرمایان و مدیران شغلى و مهارتى،گروه بعدى هستند که کارآموزان خود را برای مسئولیت های مختلف آموزش مى دهند و آماده مى کنند.تحولات زمانه نیز آموزگاری است که تجربه هائى را به افراد مى آموزد (هرکه نامخت از گذشت روزگار/هیچ ناموزد زهیچ آموزگار).این مجموعه آموزگاران،نسل بعدى را مى سازند و اگر خوب عمل کنند و خود افراد نیز تلاش نمایند، برایند زندگى آینده از زندگى گذشته بیشتر یا حداقل،برابر خواهد بود.
بعضى مسئولیت ها،نیاز به استعدادهای خاص دارد که باید دارندگان آن استعداد شناسائى و سپس آموزش داده شوند تا بتوانند در آینده جانشین خوبی برای آن مسئولیت باشند.مثلاً هرکسی نمى تواند جانشین خوبی برای مهارت های خاص و هنرى و شاعرى و نویسندگى و امثال آن باشد و باید کسانى را برگزید که این استعداد و علاقه در آنها کشف شده باشد.بازهم این مربیان و مدیران مجموعه هستند که با فطانت و هوشمندى،استعدادهای خاص را شناسائى نموده برای جانشینى مسئولیت هاى مورد نظر و نیز استخلاف مدیران سازمان به کار گیرند…
فرایند جانشینى هم بعد علمى دارد و هم عملى.در هر دو زمینه باید افراد ارتقاء یابند.نباید در این فرایند،شتاب و تعجیل کرد و میوه را نارس چید.سزاوار است با صبر و حوصله این موضوع دنبال و این تحولات بتدریج در افراد ایجاد شود.در فعالیت های دینى،تربیت سخنران و معلم و مناظر و نویسنده و مبلغ و هنرمند و متخصصان فناورى هاى نوین و…برای امروز و فردای موسسات ،بسیار حیاتى است.این ها هستند که قرار است در آینده نه چندان دور، هادیان و مبلغان آموزه های وحیانى و مهدوى باشند؛ اینانند که قرار است با تخصص خود قلب انسان ها را با مولای زمان پیوند زنند و از آنها در برابر هجمه های فرهنگى معاندان و منحرفان،دفاع کنند و از دشمنان او بکاهند و بر دوستان او بیفزایند.چشم امید هر سازمانى به چنین جانشینانى است که قرار است نقش آفرین آینده باشند و بتوانند لبخند رضایت بر لبان مولایشان نشانند…