جاء الحق

 
 
 
 
 
“و بگو: حق آمد، و باطل نابود شد؛ همانا باطل نابود شدنى است!”(وَقُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ کَانَ زَهُوقاً)١.جابر بن عبدالله گوید: بعد از فتح مکه، با رسول خدا(ص) وارد مکه شدیم و به مسجدالحرام آمدیم در حالیکه ٣۶٠بت در آنجا بود و پیامبر(ص) دستور دادند همه بت‌ها را از خانه‌ خدا بیرون بیاورند و بشکنند.نام بت بزرگ هٰبَل بود که پیامبر اکرم به حضرت علی(ع)فرمودند: بر روی شانه‌ من سوار شو و این بت بزرگ را بشکن! اما وقتی پیامبر پای مبارک خود را بر پشت امیرمومنان نهادند حضرت علی(ع) می‌فرمایند: من تحمل سنگینی نبوت و رسالت پیامبر را نداشتم! و به پیامبر گفتم: اجازه دهید من بر شانه شما قرار بگیرم و بت را بشکنم. وقتی روی شانه پیامبر قرار گرفتم و در حال شکستن بت بزرگ هبل بودم خداوند آیه‌ (جَاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ  الْبَاطِلَ کَانَ زَهُوقاً)را نازل فرمود. پیامبر بعد از آن هر چه بت‌ها را می‌شکستند این آیه را تکرار می‌نمودند٢…
 
در اینکه آیا آیه “جاءالحق و زهق الباطل” اشاره اى هم  به قیام امام مهدی (ع)دارد یا نه،به روایاتى برمى خوریم که به صراحت،این دلالت را روشن مى نماید. امام باقر (ع)می فرماید: مفهوم سخن الهى این است که: «اذا قام القائم ذهبت دوله الباطل»؛ یعنى هنگامى که امام قائم(ع)قیام کند دولت باطل برچیده مى‏ شود٣.در روایت دیگرى آمده است:”مهدى (ع)به هنگام تولد، بر بازویش این جمله نقش بسته بود:”جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ کانَ زَهُوقاً”۴. البته مفهوم آیه ،منحصر در امام نیست و مصادیق دیگرى هم داشته چنانچه در مورد شکستن بت هاى مشرکان در کعبه هم ، مصداق داشته است؛ اما قیام حضرت مهدى(ع) از روشن ترین مصادیق آن است که نتیجه ‏اش پیروزى نهایى حق بر باطل در سراسر جهان خواهد بود.هم اصل حرکت توحیدى پیامبر(ص) در آن محیط آلوده به شرک،مصداق “جاء الحق و زهق الباطل “بوده و هم قیام فرزندش امام مهدى(ع)در آخرالزمان…
 
 این آیه شریفه را مى توان قانون کلى الاهى و ناموس تخلف ناپذیر آفرینش در هر عصر و زمانى دانست که یکى از مصادیقش حرکت هدایتى انبیاء و پیروزى شان بر اندیشه های شرک آلود زمان خویش بوده است زیرا که اصولاً این حق است که ماندنى ، و باطل نهایتاً نابود شدنى است. همین قانون الهى است که رهروان راه حق را در برابر مشکلات امیدوار و نیرومند و قوى و پر استقامت مى ‏دارد و نشاط و نیرو مى‏ بخشد.در ادبیات و فرهنگ دینى ما نیز به هر امر ثابت و ماندگار،”حق” گفته مى شود و برخلاف آن “باطل” است که بر چیزی که ذاتاً دوام و بقاء و ثبات ندارد، اطلاق مى شود.”باطل”، اگر چه، چند روزی هم جولان بدهد بالاخره از بین خواهد رفت ولی “حق” اگر چه مظلوم واقع شود و براى مدتى هم مهجور و کم رنگ شود اما بالاخره ثبات و قوام خود را پیدا می‌کند و باقی خواهد ماند. نمونه اش دین مبین اسلام است که اگرچه در آغاز با سختى و غربت روبرو بود اما پس از چند سال آن چنان شکوهى پیدا کرد که پیامبر(ص)نامه هائى به امیران و پادشاهان جهان نوشت و آنان را به اسلام دعوت نمود…
 
زَهَقَ از زهوق، صیغه‌ مبالغه از ماده «زهق» به معنای هلاکت و بطلان است یعنی چیزی که به طور کامل محو و نابود می‌شود۵. از عبارت “کان زهوقا” مى توان این برداشت را نیز داشت که اصولاً باطل در نگاه خردمندان و اهل تعقل، نابود شده و بدون جایگاه است.کدام عاقلى است که براى تزویر و سخن بیهوده و ادعاى پوچ،جایگاهى قائل باشد.دیکتاتورى که با زور سرنیزه چندگاهى حکومت را به دست مى گیرد هرگز در دل مردم جائى ندارد و در اندیشه خردمندان شکست خورده است.آرزوی بشر از دیرباز اجرای عدالت و برچیده شدن بساط ظلم و بی‌عدالتی بوده است، قرآن کریم نیز نویدبخش تحقق این آرزوی دیرین بوده و فرا رسیدن روزی را مژده داده است که در سرتاسر جهان حق حکومت کند و باطل نابود گردد.پیروزی نهایی حق  و برقرارى جامعه عدالت محور و محو حکومت هاى باطل در سرتاسر جهان با قیام حضرت امام مهدی (ع)خواهد بود چنتنکه در روایات دیدیم این آیه شریفه بر بازوى امام نقش بسته بود و امام صادق(ع) هم فرمود:”هرگاه قائم(ع)بپا خیزد، دولت باطل از بین می رود”(اذا قام القائم ذهب دوله الباطل)۶…
——————-
١.إسراء/٨١.
٢.تفسیر نمونه، ج١٢،ص٢٣۵. ‏
٣ و۴.تفسیر نور الثقلین، ج٣،ص٢١٢و٢١٣.  
۵.ترجمه تفسیر المیزان، ج١٣،ص٢۴٣. 
۶.بحارالانوار، ج٢۴،ص٣١٣،ح١٨. 
 
 
 
دین پژوه و پژوهشگر فلسفه