روح توسل و تمسک چنان که در فردانیت شما نهادینه شده در تشکل و تجمع و گروه شما نیز باید نهادینه شود.تشکل دینى برای این معنا باید برنامه ریزى کند آن چنان که در آموزش ها و برنامه عمل بتوان ردپاى آن را مشاهده کرد. وقتى اساسنامه و بیانیه ماموریت و راهبردها و اصول برنامه و اعلامیه عضویت و همبستگى یک تشکل را مطالعه مى کنیم باید به وضوح ببینیم این گروه خود را در همه حال و موقعیتى تنها و یله و رها نمى بیند و در همه تلاش ها، بعد از خدا به آل الله چشم دارد و خویشتن را متوسل و متمسک به آن ذوات نورانى مى داند تا بتواند به خدمتى نائل آید..
از نشانه های این معنا این است که هیچ نشست علمى یا کارى را بدون دعا براى امام،آغاز نمى کنند و در پایان نیز همین رویه را ادامه مى دهند.هر ماموریت کارى را با توسل مى آغازند و چون با موفقیت به پایان مى رسانند شکر آن را نزد موالی خود مى برند.چون به مشکلى برخورند از آنها استمداد مى نمایند و اگر مشکل کمى بزرگ شد بلافاصله مجلس توسل و دعا ترتیب مى دهند و از خود آنها طلب گشایش مى نمایند.در آموزش ها با اشاره به فراز های متون قرآنى،روائى و ادعیه و زیارات مفهوم “فاز من تمسک بکم” را تبیین مى کنند و در تبلیغ ها نیز همین معنا را نشر مى دهند و در برنامه های هدایتى نیز به مخاطبان ،راز توفیق و وصول به هدایت را تمسک مى گویند زیرا آنها واسطگان هدایت و وسیله های رستگارى و نجات هستند و اگر این وسائل نباشند هدایت محقق نمى شود.
باید آن چنان شود که این اذکار زبانى کم کم جزئى از شاکله و نهاد افراد گردد و قلباً اینگونه شوند که در هرکارى قلبشان متوجه آن ذوات نورانى شود و خود را چون کودکى ناتوان بینند که به والدین خویش وابسته است و دست خود را از دست آنها جدا نمى کند و محکم مى گیرد و اگر آنها را گم کند مى گرید و داد و فریاد مى کند تا دوباره به آنها برسد و در کنف حمایت آنان قرار گیرد.آزمون آن هم ساده است:خود را نظاره کنند که در مشکلات و سختى ها به نخستین جائى که رو مى کنند کجاست؟ به چه کسى متوسل و متمسک مى شوند و از که استمداد مى نمایند…
در تشکل های مهدوى انتظار این است که هر ذکرى فراموششان بشود،دعای فرج فراموش نشود و صبح و شام و کلاس و همایش و مجلس و سفر و حضر،با این دعا و امثال آن عرض ارادت و توسل به پیشگاه حضرت ولى عصر علیه السلام برند و در نمازها نیز این دعا و توسل را فراموش نکنند و در هر فعل مستحبى از ایشان یاد کنند و به نیابت او انجام دهند و قرآن خوانند و ثوابش به محضرشان تقدیم نمایند و با بهانه و بی بهانه از او گویند و نامش زمزمه کنند و خلاصه از او جدا نشوند تا در قید حیات و زندگى هستند.این معنای حقیقى و واقعى “تمسک” است…