تواضع

 

 

“بندگان خدای رحمان کسانی‌اند که با تواضع روی زمین راه می‌روند و چون افراد نادان آنها را مورد خطاب قرار دهند، با آنان سخن نرم و مسالمت‌ جویانه گویند”(وَ عِبادُ الرَّحْمنِ الَّذینَ یَمْشونَ عَلَی الاَرضِ هَوناً وَ اِذا خاطَبَهُمُ الجاهِلونَ قالُوا سَلاماً١)؛ “تواضع” در لغت به معنای فرونهادن و خویش را کوچک نشان‌ دادن است در مقابل تکبّر به معنای خود را بزرگ دانستن است و در اصطلاح به معنای آن است که انسان، خود را از کسانی که در جاه و مقام از او پایین‌ ترند، برتر نداند. تواضع و فروتنى از جمله صفات پسندیده‌ای است که در قرآن و روایات به‌ طور مفصل از آن بحث به‌ میان آمده است؛یکى از آن موارد،آیه یاد شده است که در توصیف مومنان فرموده،آنها فروتنانه در جامعه ظاهر مى شوند و هنگامى که جاهلان به آنها تعرض مى کنند، کریمانه پاسخ مى دهند و عبور مى کنند و ایجاد درگیرى نمى نمایند.البته این به معناى خوار و ذلیل کردن خود نیست بلکه به معنای افتادگى و کوچکی کردن و به دیگران ارج نهادن است و این که آدمی خود را از دیگران بالاتر نبیند…

 
نشانه دیگر فروتنان،گشودن بال مهربانى (خفض جناح)براى مومنان است ؛تعبیر و تشبیهى زیبا براى نشان دادن اوج محبت و مهربانى به مردم ، همچون پرندگان که هنگام محبت به جوجه هاى خود، بال هاى خویش را براى آنان مى گشایند.خداوند در قرآن به پیامبر(ص) مى فرماید:”بال و پر خود را برای مؤمنانی که از تو پیروی می‌کنند بگستر!”(وَ اخْفِضْ جَنَاحَکَ لِمَنِ اتَّبَعَکَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ٢)؛همین تشبیه و تعبیر را براى تواضع و احترام نسبت به والدین به کار مى برد و مى فرماید:”بال‌ های تواضع و محبّت و لطف خویش را، در برابر آنان فرود آر و بگو خدایا ایشان را مورد رحمت خویش قرار ده همانطور که آنان مرا مورد پرورش خویش قرار دادند هنگامى که کوچک بودم”٣(وَ اخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلّ‌ِ مِنَ الرَّحْمَهِ وَ قُل رَّبّ‌ِ ارْحَمْهُمَا کَمَا رَبَّیَانیِ صَغِیرًا٣).وقتى در برابر والدین دستور تواضع داریم در برابر خالق خود بیشتر باید تواضع کنیم.پیامبر(ص)فرمود:”چه می‌شود که شیرینی عبادت را در شما نمی‌بینم؟گفتند: شیرینی عبادت چیست؟ فرمود: تواضع است!۴” و فرمود:”خداوند به پنج دسته از انسان‌ها به فرشتگان مباهات می‌کند: … یکی آنها که به خاطر خدا تواضع می‌کنند”۵؛در احادیث قدسیه آمده که خداوند فرمود: “خود را خرد و کوچک بشمارید تا من جایگاه شما را بزرگ کنم”۶…
 
اما تواضع در بعضى موارد،مذموم و نادرست است.نخست زمانی که تواضع، انگیزه و جهت غیر الهی داشته باشد، که شکل ذلّت به خود می‌گیرد و سبب بی‌مقدار شدن ارزش‌های والای انسانی می‌گردد همچون تواضع فقیران در برابر ثروتمندان بخاطر دارائى و ثروت آنها، امیرمؤمنان (ع)فرمود:”هرکس نزد توانگری رود و به خاطر ثروتش برایش فروتنی کند، دو سوّم دینش از میان رفته است”٧.دیگر،تواضع در برابر متکبران است.پیامبر اکرم(ص)فرمود: هرگاه به انسان‌های مؤمن متواضع برخوردید، با آنان تواضع کنیداما اگر به انسان‌های متکبر برخورد نمودید، با آنان تکبر ورزید، زیرا این روش برای آنان خواری و حقارت می‌آورد”٨.دیگر ، تواضع در برابر کافران است که مذموم است زیرا خداوند عزت را براى مومنان خواسته است٩.دیگر،تواضع در برابر فاسقان و ظالمان است:امیرمومنان(ع) فرمود: پیامبر(ص)، به ما دستور داد با گناهکاران با چهره گرفته و درهم کشیده برخورد و معاشرت نماییم١٠…
 
نشانه هاى تواضع چیست؟به فرموده قرآن و روایت امیرمومنان(ع)عبادات واجب همچون نماز و حج ،به رفع کبر و ملکه تواضع یارى مى رساند.١١ امام صادق (ع)فرمود:” از نشانه‌های تواضع آن است که در نشستن به پایین مجلس راضی باشی، با هر کسی رو به رو شدی، سلام کنی، نزاع و مجادله را ترک گویی، گرچه حق با تو باشد، دوست نداشته باشی به دلیل تقوایی که داری، تو را ستایش کنند”١٢؛دیگر، غذا خوردن با فقراست چنانکه امام رضا(ع)با فقرا همسفره مى شد و مى فرمود:”خدای همه یکی و دین همه یکی و پدر و مادر همه یکی است و جزای هر کس را به قدر عمل او می‌دهند”١٣؛دیگر، تواضع در راه رفتن است:”و روی زمین، با تکبر راه مرو! تو نمی‌توانی زمین را بشکافی و طول قامتت هرگز به کوه‌ها نمی‌رسد!”١۴،على(ع)هم در صفات متقین فرمود:راه رفتن شان متواضعانه است(مَشیهم التواضع)١۵؛دیگر،ترک جدال است:امام صادق(ع)فرمود:”از تواضع است که… جرّ و بحث را رها کنی، هر چند حق با تو باشد”١۶.دیگر،سلام کردن است:امام عسکرى (ع) فرمود:نشانه تواضع این است که به هر کس برخورد کردی سلام کنی”١٧؛دیگر انجام کارهاى خود توسط خویش چنانکه پیامبر این گونه بود١٨؛دیگر ادب نشستن است که امیرمومنان(ع)فرمود:”اهل آتش است مردی که نشسته و در برابر او طایفه‌ای ایستاده باشند!١٩…
 
———————–
١.فرقان/۶٣.
٢.شعرا/٢١۵.
٣.إسراء/٢۴.
۴.المحجه البیضاء،فیض کاشانى، ج۶، ص۲۲۲؛جامع السعادات،نراقى، ج۱، ص۳۹۶.    
۵.مکارم الاخلاق،طبرسى،ص۵١.    
۶.معراج السعاده،نراقى،ص٢٧۴.
٧. نهج‌البلاغه، حکمت٢٢٨.  
٨. جامع السعادات، ج۱، ص۴۰۰.    
٩.منافقون/۸.    
١٠.وسایل الشیعه، ج۱۱، ص۴۱۳.   
 ١١. مجمع البیان ذیل ایه۴۵بقره،نهج البلاغه، خطبه١٩٢.    
١٢.کافی، ج۳، ص۳۱۷.    
١٣.معراج‌ السعاده، ص۲۹۸.    
١۴.اسراء/۳۷.    
١۵.نهج البلاغه،خطبه١٩٣(متقین).    
١۶.کافی، ج۲، ص۱۲۲، ح۶.    
١٧.کافی، ج۲، ص۶۴۶.    
١٨.معراج‌ السعاده، ص٣٠٠.  
١٩. معراج‌ السعاده، ص۲۹۹.    
    
 
دین پژوه و پژوهشگر فلسفه