تناسب با زمان

 
 
 
 
 
بهائیت با ادعای نسخ اسلام به بهانه عدم تناسب بعضى احکام آن با شرایط و مقتضیات روز ادعاى دین و آئین جدید متناسب با این روزگار را دارد.آیا واقعاً چنین است ؟آیا تعالیم و احکام بهائیت متناسب با شرایط امروز جهانى است؟ برای بررسی این موضوع به کتاب مقدس این آئین یعنى کتاب اقدس مراجعه مى کنیم.در این کتاب به تعالیم و احکامى بر مى خوریم که نه تنها با شرایط امروز جهانى تناسب ندارد بلکه یادآور مجازات های قرون وسطى و قبل از آن و حتى جوامع فاشیستى و قرون ابتدائى دارد.مثلاً برای مجازات دزد ،انگ زدن به پیشانى او تعیین شده تا با دیدن آن انگ پاک نشدنى همه اورا بشناسند و برای مجازات کسى که خانه ى را آتش بزند سوزاندن خودش در نظر گرفته شده است…آیا این مجازات ها امروز در جامعه بین المللى مورد پذیرش است؟!
 
از جمله تعالیمى که در کتاب اقدس آمده است حرمت هرگونه اعتراض به حاکمان و فرمانروایان است. هیچ فردى حق ندارد که به فرمانروایان و اولیاى امور یک کشور اعتراض نماید.عبارت جناب بهاء الله چنین است:”لیس لأحدٍ أن یعترض على الذین یحکمون على العباد” یعنى جایز نیست هیچ کسى بر فرمانروایان اعتراضى داشته باشد.آیا این تعلیم یا حکم را مجامع مردم سالار امروزى که حق اعتراض نسبت به عملکرد حاکمیت ها را حق مسلم خود مى دانند،خواهند پذیرفت؟ آیا مى شود به مردم گفت از اعتراض نسبت به مظالم حاکمیت ها  و افشاگرى نسبت به نقض آزادى و حقوق فردى و اجتماعى و ترتیب دادن برنامه های اعتصاب و راهپیمائى بپرهیزند و از هرنوع اعتراضى ممنوع باشند؟آیا این تعلیم بهائیت متناسب با شرایط و مقتضیات امروز جامعه جهانى است ؟!
 
این آئین همچنین به دیگر امور خصوصى و شخصى افراد پرداخته مثلاً در مورد اندازه موى سر دستور صادر نموده که نباید سر خود را بتراشید که سرتراشی ممنوع است و اندازه مو هم تا حد گوش است و نباید از این حد بیشتر شود! برای فحشاء جریمه طلا معین نموده که باید به رهبرى تشکیلات بهائى یعنى بیت العدل در اسرائیل پرداخت شود بدین ترتیب که  دفعه اول نه مثقال طلا داده مى شود و هربار که تکرار شود تصاعدی این نه مثقال بالاتر مى رود یعنى دفعه دوم ١٨ و نوبت سوم ٣۶ و دفعه چهارم ٧٢ و نوبت پنجم١۴۴ مثقال طلا به بیت العدل داده شود و همینطور در دفعات بعدى بطور تصاعدی بیشتر خواهد شد.تصور بفرمایید اجرایی کردن این حکم چگونه خواهد بود…؟
 
از دیگر دستورات اقدس،پوشاندن مردگان در پنج پارچه ترجیحاً حریر و دفن در  بلور یا سنگ های ارزشمند یا چوب های محکم و لطیف و انگشترهائی که عبارات بر آنها منقوش و در انگشت آنها باشد و نیز پاک شدن همه پلشتى ها و نجاسات و شمارى دیگر از تعالیم و احکام است که هرکدام در جاى خود بحث انگیز است.از همه بالاتر این ادعا در کتاب اقدس چشمگیر است که “ من یقرء آیه من آیاتی لخیر له من ان یقرء کتب الاولین والاخرین” یعنى هرکس یک آیه از آیات مرا بخواند ،برای او بهتر است از اینکه کتابهای اولین و آخرین (پیشینیان و پسینیان) را بخواند! و بشریت حق ندارد به آئینى جر آئین بهائیت متمسک شود و به اندیشه اى جز این اندیشه دل بسپرد :”لیس لاحد ان یتمسک الیوم الا بما ظهر فی هذاالظهور . هذا حکم الله من قبل و من بعد” یعنی امروز کسی حق ندارد به آئینی جز آنچه در این ظهور آشکار شده متمسک شود.این حکم خداست از قبل و در آینده…! لابد این جزمیت و انحصار طلبى متناسب با این روزگاران است؟!
 
 
 
 
دین پژوه و پژوهشگر فلسفه