“تمدن” را خود به عهده گرفته بودم.گفتم:تمدن در لغت به معناى شهریگرى و شهرنشینى در مقابل بربریت و بیابان گردى و بادیه نشینى است و اطلاق مى شود به سبک زندگی مجموعهای از انسانها که در یک دورهٔ تاریخی در یک منطقهٔ جغرافیایی زندگی میکرده و دارای اهداف مشترک و دستاوردهای خاص بوده و سبک زندگى آنها،آنان را از دیگر تمدن ها، متمایز مى کرده است.جامعه متمدن یک جامعه پیچیده با ویژگى هاى تمدنى،تکنیک هاى تولید و دست افزارها و مصنوعات،خط و نگارش،تقسیم نیروى کار، صنایع و معمارى و هنر خاص و نیز ایجاد تشکیلات اجتماعى و ریاستى و ساختار ادارى بوده است.آثار بجا مانده از تمدن هاى چند هزارسال پیش در ایران و بین النهرین و مصر و چین و …نشان دهنده پیشرفت هاى چشمگیرشان در مهار قواى طبیعى و معمارى و هنر و شیوه زندگى اجتماعى و انتقال از حالت خشونت، توحش و جهل به ظرافت، انس و معرفت است.این واژه به معنای امروزی از قرن ۱۸ میلادی براساس دیدگاه انسانْ محور در مغرب زمین شکل گرفته و با وجود گوناگونی تعریف ها از مفهوم تمدن وجود سازمان و نظم اجتماعی و پیشرفت مادی و معنوی انسان، نقطه مشترک بسیاری از دیدگاه هاست…
شایان پرسید:آیا تمدن هاهم افول و غروب دارند؟گفتم:بله،قرآن گزارش مى کند از تمدن هائى چون اقوام عاد و ثمود که با معمارى هاى شگفت و قصرهائى از سنگ در دل کوه،زوال یافته اند:”آیا ندیدی پروردگارت با قوم «عاد» چه کرد؟!؛ با آن شهر با عظمت «اِرَم»؛ همان شهری که مانندش در شهرها آفریده نشده بود! و قوم «ثمود» که صخرههای عظیم را از (کنار) دره میبریدند (و از آن خانه و کاخ میساختند)؛ و فرعونی که قدرتمند و شکنجهگر بود؛ همان اقوامی که در شهرها طغیان کردند؛ و فساد فراوان در آنها به بار آوردند؛ به همین سبب خداوند تازیانه عذاب را بر آنان فرو ریخت! به یقین پروردگار تو در کمینگاه است١”.تمدن ها هم بر اثر کردار افرادشان ماندنى یا رفتنى مى شوند.گفت:ویژگى تمدنى این دوره چیست؟گفتم :امروز در عصر ارتباطات از تمدن جهانى سخن مى گویند که همه جهان را به شکل فراگیر در قالب سازمان ملل متحد(UN)و منشور حقوق بشر،یکپارچه مى کند،اگر چه در اطراف جهان تمدن هاى متعددى با جمعیت هاى کم یا انبوه به حیات خود ادامه مى دهند…
على گفت:آیا مى توان از تمدن اسلامى سخن گفت؟گفتم:اسلام در عصر جاهلیت میان قومى بادیه نشین طلوع کرد که جز چندتن کسى سواد خواندن و نوشتن نداشت و از نظر علمى و اخلاقى و معرفتى زیر صفر بودند.اما تعالیم وحى و تلاش هاى پیامبر ،چنان تمدنى را پایه ریزى نمود که امروز پس از چهارده قرن نه تنها افول نکرده بلکه بر تمدن کل جهان تأثیر گزارده و شاهکارهاى بیشمار علمى و معرفتى و هنرى و معمارى به جامعه جهانى تقدیم کرده و روز به روز پویاتر و بالنده تر مى شود.ویژگى هاى این تمدن ،بیداری و هویت سازى و خودباورى ،شکل گیرى نظم و قانون مبتنى بر شریعت،دستیابی به اندیشه و نرمافزار تمدن براى رفع نیازهاى جدید جامعه،شکل گیرى دولت عدالت محور،مشارکت اجتماعی فعال و حداکثری مردم، پیشرفت همهجانبه، نظام مند و جهشی،گسترش بیرونی و دستیابی به قدرت رقابت با تمدنهای رقیب،آمادگى براى جامعه برین موعود جهانى و تولد تمدن نوین اسلامی است…
حمید پرسید:تفاوتهای تمدن اسلامی با تمدنهای سکولار در چیست؟ گفتم:تفاوت اول از جهت طرز تفکر حاکم بر تمدن اسلامی است که مبتنی بر جهانبینی توحیدى است و توصیف روشنی که از مبدأ و معاد و سعادت و شقاوت انسان و از همه مهمتر، مسیر دستیابی به سعادت ارائه میکند؛ به بیان دیگر، انسانشناسی اسلامی، مقتضی زیست متفاوت انسان مسلمان در این عالم است و تمدن اسلامی بسترهای لازم را برای چنین زیستی مهیا میکند.دوم: از جهت قانون و نظم حاکم بر جوامع مدنی است که منبع بنیادی این قانون و نظم در تمدن اسلامی، برخلاف تمدنهای سکولار و اومانیستی، شریعت اسلامی است. البته اقتضای شکل گیری این تمدن ،استقرار نظمی پیچیده است که مبتنی بر اصول و محکمات اسلامی و توجه به مقتضیات زمان براى یک جامعه معنوى و اخلاق محور براى سوق انسان ها به سوى سعادت در همه زمینه هاى فردى و اجتماعى است…
——————-
١.سوره فجر،آیات۶-١٣