تلاطم

 
 
 
 
 
با عصبانیت می گفت: چقدر زود رنگ عوض مى کنند، دیروز یک نوع شعار مى داد و امروز نوعى دیگر؛ظاهراً تناقض برایش مفهوم ندارد، دنبال موقعیت است و می بیند پسند امروز چیست بر همان پایه مى چرخد. گفتم جامعه نیز مانند دریاست،تلاطم دارد بعضی آن چنان سبک بنیان هستند که با هر موجى،بالا و پائین مى شوند.بستر اجتماع از این تلاطم ها بسیار دارد: بحران ها، رقابت های سیاسى و شغلى، فتنه ها و نزاع ها و انتخابات و موقعیت ها و ریاست ها…اهل دانش و بینش پابرجا می مانند و مابقى در این تلاطم ها به هرسو مى چرخند.امیر مومنان(ع)آنها را پشه های سرگردانى نام نهاده که با هر بادی،به این سوى و آن سوى می روند(همج رعاع)…
 
 گفت:متأسفانه خیلی ها را می توانم نشان دهم اینگونه اند:تاجرى که با رانت و رشوه،هزار برابر بر ثروتش افزوده، کارمند ساده ای که با ورود به باند های سیاسى؛ تا وزارت بالا رفته؛ مدیر کوچکى که با چاپلوسى به مدیرکلى رسیده و صدها نمونه دیگر…در مقابل افراد اصیل ، بصیر و دانشورى که در کنج خانه و غربت،محروم مانده و کنار گذاشته شده اند…شما بگو در چنین جامعه اى جوانان،  راه گروه اول را انتخاب مى کنند یا گروه دوم را؟ گفتم:اکثریت راه گروه اول را بر می گزیند تا همرنگ جماعت شود و در رفاه باشد و خوش بگذراند؛ افسوس…
 
گفت:چه باید کرد؟ گفتم : عصر غیبت،عصر تلاطم هاست.در این دوازده قرن، دائما نوسانات و نشیب و فرازها بوده و ریزش های بسیارى رخ داده است.البته بطور محدود و در اوج مشکلات،رویش هائى هم بوده است.باید از یک سو معیارها را آموزش داد و از سوى دیگر انگیزه افراد را برای ثبات بر ایمان و عقیده ،بالا برد.گاهى با یک هشدار،گاهى با یک محبت،گاهى با رفاقت گاهى با دلالت ، می توان کسى را از لغزش و سقوط نجات داد.مهم آن است که روح نظارت عمومى و پافشارى بر ایمان از طریق امر به معروف و نهى از منکر، در ما زنده بماند…
 
گفت:باور مهدوى چه کمکى مى کند؟ گفتم:بسیار! ببین، امام که ولیّ خداست حواسش به همه هست.باید او را طوری در نظر بگیریم و برای افراد محسوس کنیم که گوئى همیشه با آنان است و رفتارشان را می بیند و اگر از او کمک بخواهند. در تلاطم ها دستگیرى مى نماید.باید امام را ناظر بدانیم و بخاطر جلب رضاى او از آنچه که او کراهت دارد،دورى کنیم.اگر با او چنین باشیم هرگز او را با متاع بی ارزش دنیا در هر شکلش عوض نخواهیم نمود:خود ایشان فرموده اند:
 
فَلْیَعْمَلْ کُلُّ امْرِء مِنْکُمْ بِما یُقَرَّبُ بِهِ مِنْ مَحَبَّتِنا وَلْیَتَجَنَّبْ ما یُدْنیهِ مِنْ کَراهِیَّتِنا وَ سَخَطِنا، فَإِنَّ امْرَأً یَبْغَتُهُ فُجْأَهً حینَ لا تَنْفَعُهُ تَوْبَهٌ، وَ لا یُنْجیهِ مِنْ عِقابِنا نَدَمٌ عَلى حَوْبَه)
 
هر یک از شما باید به آنچه که او را به دوستى ما نزدیک مى‌سازد، عمل کند و از آنچه که خوشایند ما نبوده و خشم ما در آن است، دورى گزیند، زیرا خداوند به طور ناگهانى انسان را مى‌گیرد، در وقتى که توبه برایش سودى ندارد…

 

 

دین پژوه و پژوهشگر فلسفه