تعقل

 
 
 
 
 
خِرَد چشم جان است گر  بنگری/ تو بی چشم، شادان جهان نسپری! این فردوسى است که عقل را چنین مى ستاید و آن را سرآمد همه نیکویی ها مى شمرد که دستگیر دو سراست: به نام خداوند جان و خرد/ کزان  برتر اندیشه بر نگذرد/خرد چشم جان است گر بنگری/ تو بی چشم شادان جهان نسپری/ خرد رهنمای و خرد دلگشای/رخرد دست گیرد به هردو سرای/ خرد جوید آگنده راز جهان/ که چشم سر ما نبیند جهان/تو چیزی مدان کز خرد برتر است/خرد بر همه نیکویی ها سر است/دلی کز خرد گردد آراسته/ چو گنجی بود پر زر و خواسته…عقل ،نورى است که در روشنای آن، انسان، خوب را از بد و خوب تر را از خوب، تشخیص مى دهد و پیامبر درون ماست که با راهنمایی او به پیامبران برون و رسولان حق،هدایت مى شویم و در رهروى این دو پیامبر،سعادت دو سرای ما تضمین مى شود. این خرد و عقل نشان انسانیت ماست ،آگر آن را به کار نگیریم چه تفاوت خواهیم داشت با گیاه و حیوان و جماد…!
  
 
با تعقل، بزرگ خواهى شد/ پرتوان و سترگ خواهى شد…ناصر خسرو خود را به سنگى سیاه تشبیه مى کند که تعقل او را به گوهرى شاهوار تبدیل نموده و آن را وسیله روشنایی دل و کشتى نجات معرفى مى نماید:سنگ سیه بودم از قیاس و ِخرَد/ کرد چنین دُرّ شاهوار مرا/ دل ز خرد گشت پر ز نور مرا/ سر زخِرَد گشت بی خمار مرا/کشتی، خِرد است ،دست در وی زن / تا غرقه نگردی اندرین دنیا…و بعد مى گوید : این تعقل و خردورزى بود که مرا به دین رساند و آن را چون تاجى بر سر من نهاد و هنرمندم ساخت:بر سر من، تاج دین نهاد، ِخرَد/ دین، هنری کرد و بردبار مرا… و نیز: راه سوی دینت نماید، خرد/ از پس دین رو که مبارک عصاست؛ و در جای دیگر، خِرَد را آب معجزه آسا می شمرد که اگربه بذر انسان برسد آنرا درختی سازد که شاخه هایش از ثریا سر خواهد کشید:گر تخم تو، آب خِرَد بیابد /شاخ تو برآرد سر ز ثریا…و توصیه مى کند جوانان عقل و علم را به کار گیرند:بفزای قامت خرد و حکمت/مفزای طول پیراهن و پهنا! / تو به پیش خِرَد از آن خواری/که خرد پیشت ای پسر خوار است/مر خِرَد را به علم یاری ده /که خِرَد علم را خریدار است…

 

هیچ دین و آئینى به اندازه دین و آئین ما بر عقل و خرد ورزى تاکید ننموده و انسان را به تفکر و تعقل دعوت ننموده است.بسیاری از آیات قرآن و روایات بطور صریح انسان را دعوت به تفکر در آیات و نشانه‌های الهی نموده حدود پنجاه بار عقل و مشتقات آن در قرآن تکرار شده و کسانى که از عقل خود استفاده نمى کنند به بدترین چهارپایان تشبیه شده اند١.پیامبر(ص)فرمود:”خوبى ها با عقل به دست مى آید و کسى که عقل ندارد،دین هم ندارد”٢؛نیز فرمود:”هرچیز ،نشانه و پشتیبانى دارد و نشانه و پشتیبان مومن،عقل او مى باشد و عبادت او به میزان خرد اوست”٣؛امیر مومنان(ع)فرمود:بهترین نعمت ها،عقل است”۴ و نیز:”ارزش هرکس به میزان عقل اوست”۵ و در مورد مرد خدا فرمود:”او ،عقل خویش را زنده کرد و نفس خویش را میراند و برقى براى او درخشید و راه را برایش روشن ساخت…”۶؛ و امام صادق(ع)نیز فرمود:”هیچ ثروتى،برتر از عقل و هیچ فقرى فروتر از حماقت نیست”٧…

 

وقتى عقل،عامل شرافت و بزرگى انسان است، طالبان بزرگى بر عقل خویش تکیه کرده و در امور فردى و اجتماعى تعقل را مدار و محور کنند.هم اعتقادات و باورها را عقلانى سازند و هم در روابط خویش با دیگران در پناه عقل حرکت نمایند.عقل راهنمائى است که انسان را به سوى دین هدایت مى کند زیرا مى گوید برنامه زندگى خود را باید از خالق خویش دریافت کنم که مرا آفریده و صلاح مرا از هرکس دیگرى بهتر مى داند؛در این مسیر او را به پیامبران که سفیران خدا هستند مى رساند و باز با کمک عقل،پیامبر راستین را از مدعیان دروغین تشخیص مى دهد و نزد پیامبران راستین،خضوع نموده و شریعت را دریافت مى کند تا با برنامه الاهى شریعت،زندگى خود را تنظیم نماید و مراحل کمال خود را بپیماید.در شریعت است که راه بزرگى را خدا نشان او داده و با راهنمایی الاهى، عالى ترین مراحل عظمت و بزرگى را در آغوش خواهد کشید…

———————————

١.سوره انفال،آیه ٢٢:(اِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُکْمُ الَّذینَ لا یَعْقِلُونَ).

٢.تحف العقول،حرّانى،ص۴۴.

٣.کنز العمال،کراجکى،ج٢،ص٣١.

۴غررالحکم،ح٣٣۵.

۵.همان،ح٣١٧.

۶.نهج البلاغه،خ٢٢٠.

٧.اصول کافى،ج١،ص٣٠.

 

 

دین پژوه و پژوهشگر فلسفه