تفسیر شگفت و جالبی که امام عصر ارواحنا فداه از عبارت قرآنى”
فَاخْلَعْ نَعْلَیْکَ”(کفش هایت را بیرون آر) در آیه شریفه
«…فَاخْلَعْ نَعْلَیْکَ إِنَّکَ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوى»(کفشهایت را بیرون آر، که تو در سرزمین مقدّس «طوى» هستى!)بیان فرمودند ، بسیار در خور تأمل است.آن حضرت،کفش را در اینجا نماد تعلقات دنیوی و محبت هاى غیرالاهى تفسیر فرموده و آیه را اینگونه تبیین نمودند که اى موسى،اکنون که به وادی مقدس طُوى برای گفتگو با محبوب جهان وارد مى شوی،تعلقات دنیوی و محبت های به غیر خدا را از دل خویش بیرون کن تا خانه وجودت خالصانه ،فقط جایگاه خدا باشد.
سعد بن عبدالله قمى میخواست از امام حسن عسکری(ع) سؤالاتی بپرسد که آنحضرت به او فرمود: «از نور چشمم بپرس» و به پسر بچهای که در آن مجلس حضور داشت(یعنی حضرت مهدی علیه السلام)، اشاره کرد و آن فرزند گرامى فرمود: «از هر چه میخواهى سؤال کن»، سعد درباره معنای این آیه شریفه
«…فَاخْلَعْ نَعْلَیْکَ إِنَّکَ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوى»
پرسید و گفت که فقهاى فریقین میپندارند، نعلین او از پوست مردار بوده است[که دستور به بیرون آوردن آن داده شده است] حضرت مهدی(ع) در پاسخ فرمود: «هر کسی چنین گوید به حضرت موسى(ع) افترا بسته و او را در نبوتش نادان دانسته است؛ زیرا امر از دو حال بیرون نیست، یا نماز موسى در آن صحیح بوده، یا صحیح نبوده؟ اگر نماز در آن صحیح بوده جایز است که با آن نعلین در آنجا پا نهد؛ هر چند آن بقعه مقدّس و مطهّر باشد؛ از نماز که مقدستر و مطهرتر نبوده است؛ و اگر نماز موسى(ع) در آن صحیح نبوده است، لازم میآید که موسى(ع) حلال و حرام را نداند که چه چیزى در نماز صحیح و چه چیزى غیر صحیح است، که این خود کفر است»…
سعد گفت: پس مقصود از آن چیست؟ فرمود: «موسى(ع) در وادى مقدس با پروردگارش مناجات کرد و گفت: بارالها! من خالصانه تو را دوست دارم و از هر چه غیر توست دل کندهام با آنکه اهل خود را بسیار دوست میداشت؛ خداى تعالى به او فرمود: نعلین خود را بیرون بیاور یعنى: اگر مرا، خالصانه دوست دارى قلبت را از محبت اهل خود تهى ساز»!
وابستگى های دنیوی شامل مال و مقام و اهل و عیال و حتى علوم ظاهرى و مکتسبات و محفوظات و علائق مختلف،آویزه ها و لباس هائى هستند که قامت روح انسان را مى پوشانند و وزنه هائى هستند که به دست و پای ما مىچسبند و تحرک را از روح مى گیرند و او را زمینگیر مى کنند و نمى گذارند خالصانه رو به معبود کنیم .باید این وابستگى ها را از خود دور کنیم و این لباس را از تن روح به درآوریم و وزنه ها را از پای خود باز کنیم تا پرواز میسر شود …هرکدام از ما دلبستگى های فراوان برای خود ساخته و تارهای فراوان به دور خود تنیده ایم که دائماً ما را به خود مشغول مى دارد.تا خود را از ین تعلقات رها نکنیم و این کفش و لباس را به در نیاوریم راهى به ملکوت قرب الاهى نخواهیم داشت:ای صد دله،دل یکدله کن/ چون باد سبکبال سفر کن چو نسیم /از بند تعلقات خود را یله کن/گر مرد رهى برون شو از خانه تن/ بشتاب و دلت همره این قافله کن…