بلوغ و تکلیف

 

 

 

روشنا در مقاله بلوغ در پایگاه خبرى نوشت: بلوغ در فقه اسلامی به معنای رسیدن انسان به سنی است که مشمول تکلیف دینی می‌شود و باید به دستورهای دینی عمل کند. سن تکلیف در پسران اتمام پانزده و در دختران اتمام نه سالگى قمرى است .نشانه‌های جسمى بلوغ هم در کتب فقهى بیان شده که با ظاهر شدن آن نشانه ها،دختر یا پسر،مکلف محسوب مى گردد.عالم بزرگ سید بن طاووس(ره) واژه تکلیف را نپسندیده و به جاى آن، “تشریف” را نهاده و گفته انجام اوامر الاهى کلفت و رنج نیست بلکه فرد از این سن،اجازه تشرف به محضر ربوبى می یابد و این افتخار بزرگى است که باید چنین روزى را عید دانست و جشن گرفت و گفت: باید شاکر باشم که تا دیروز لایق محضر الهی نبودم که خدا با من مستقیماً سخن بگوید و مورد خطاب «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا» باشم، خداوند چیزی از من بخواهد، به من فرمان بدهد و من اطاعت کنم اما از امروز به حدّی رسیدم که خدای سبحان به من دستور می‌دهد؛با من حرف می‌زند؛مرا مخاطب قرار می‌دهد و این روز عید من است؛ بعد مى گوید:من خود و فرزندان و خاصان خود را توصیه مى کنم که حق این روز بزرگ را ادا کنند، و با تعظیم و تجلیل با آن برخورد نمایند و هرساله چنین روزى را جشن بگیرند و بزرگ بدارند…

 

سیدبن طاووس (ره)نخستین عالمى است که در قرن هفتم  رسم جشن تشریف یا تکلیف را بنیان نهاد و روز تشرف به تکلیف را «عید» اعلام نمود و اینکه به این مطلب متفطن شده را لطف الاهى بر خود شمرد.او نخستین جشن تکلیف را برای فرزندش محمد، در ضیافتی با حضور اعضای خانواده‌‌ اش برگزار می‌کند و به همین منظور رساله اى به نام «التشریف بتعیین وقت التکلیف» را مى نگارد که همراه کتاب دیگرش به نام “کشف المحجه لثمره المهجه”(که به نام هاى برنامه سعادت و فانوس توسط دو مترجم محمد باقر شهیدى و اسدالله مبشرى به فارسى ترجمه و منتشر شده) نیز بر این رسم تأکید نموده و آداب آن چون کنار گذاشتن صدقه براى هرسال زندگى فرزند را برمى شمرد.او حتى براى تعیین زمان دقیق سن تشریف از متخصصان نجوم استفاده کرده تا وقت این تشریف را کاملاً مشخص نمایند.گفتار این عالم برجسته و حساسیتش براى برگزارى جشن تشریف بسیار قابل تأمل است و نشان توجه والدین به زمان بلوغ فرزندان شان و تکریم این زمان به عنوان زمان تشرف به محضر ربوبى است….

بر اساس نظر مشهور فقها ،در بیشتر عبادات، شرط صحّت ،بلوغ نیست. بنابراین، به استناد احادیث متعدّد دربارۀ ترغیب کودکان به عباداتی مانند نماز و روزه و حج، شرعى است و موجب استحقاق ثواب براى خود او یا ولى او خواهد بود. اما برای اجازه یافتن فرد تازه بالغ به انجام معاملات، به استناد آیۀ ششم سوره نساء و احادیث، باید علاوه بر بلوغ، توانایی کامل (رشد)وی نسبت به انجام معاملات معلوم و احراز شود.علاوه بر عبادات و معاملات، شمول بسیاری از حقوق و احکام حقوقی، اجتماعی، سیاسی و جزایی نیز مشروط به بلوغ است، از جمله برای قاضی، مدّعی، شهود دعوا (جز در برخی موارد)، اقرار دربارۀ جرایم مشمول حد ، امام جماعت و در منصب حکومت بودن، بلوغ ضروری شمرده شده است. برای حضانت و سرپرستی کودکان و محجورین نیز شرط بلوغ لازم است.به علاوه، بلوغ شرط اجرای انواع حدود و قصاص است، ولی عدم بلوغ مانع اجرای تعزیر نیست…

 
شرط بلوغ برای شمول احکامی مانند مقرّرات باب ارث ، دیات ، ضمان،غصب،شفعه و ولایت بر قصاص و…ضرورى نیست یعنى کودک از ابتدای تولد، اهلیت بهره‌ گیری از حقوق یا اشتغال ذمّه به این تعهدات را دارد، هر چند که انجام این امور تا زمان بلوغ بر عهده ولی اوست. بر این اساس، هرگاه به علتی حقوق کودک به او نرسد، یا مسئولیت‌ های وی انجام نیابد، وی می‌تواند پس از بلوغ حق خود را کسب یا دین خویش را ادا نماید.در روایات توصیه شده فرزندان را قبل از رسیدن به سن بلوغ بر انجام واجبات تشویق کنید. در برخی موارد مانند امور مالی، حقوقی بر گردن نابالغان وجود دارد که یا ولی آنها قبل از بلوغ باید انجام دهد یا وجوب آن پس از بلوغ بر عهده خود فرد خواهد بود…به هرحال بلوغ به عنوان سن ورود به مسئولیت هاى دینى و اجتماعى،حائز اهمیت بوده و باید توسط اولیاى خانواده و اولیاى تربیتى از سالها قبل برنامه ریزى آموزشى براى آماده ساختن او انجام پذیرد…
 
 
 
 
دین پژوه و پژوهشگر فلسفه