“اى پیامبر(ص)! همانا ما تو را به عنوان گواه و بشارت دهنده و بیم دهنده فرستادیم”(یَـاأَیُّهَا النَّبِىُّ إِنَّـآ أَرْسَلْنَـاکَ شَـاهِدًا وَ مُبَشِّرًا وَ نَذِیرًا)١.بشارت و انذار،از جمله مأموریت هاى پیامبران بوده است.قرآن به صراحت،از این مأموریت،سخن مى گوید:”خداوند پیامبران را بشارت دهندگان و بیم دهندگان ،مبعوث نمود”(فبعث اللّه النبیین مبشرین و منذرین)٢؛ و نیز:”فرستادگانى بشارت دهندگان و بیم دهندگان” و »(رسلاً مبشرین و منذرین)٣. تبشیر و بشارت،به معناى تشویق و خبر خوش(گاهى هم تهدید)،٨۴مورد و انذار هم به معنای بیم دادن و تهدید با مشتقاتش،١٢۵ مورد در قرآن به کار رفته است. این دو ماموریت همراه یکدیگر بوده و پیامبران از این طریق مردم را متوجه عواقب اعتقادات و اعمال شان نموده و انگیزه لازم براى رهائى از غفلت و فراموشی را در آنان ایجاد مى نمودند…
تشویق و تنبیه،بشارت و انذار، هم دو اصل مهم تربیتی هستند و هم دو عامل اساسى در مدیریت. بخش مهمی از انگیزه های تربیتی و حرکت های اجتماعی و کارکردهاى سازمانى در گرو این دو عامل اند. انسان ها نیاز دارند در برابر انجام کارهاى نیکى که انجام مى دهند، تشویق شوند و از کار آنها تقدیر به عمل آید تا تفاوت خود را با کسانى که در این مسیر کوتاهى مى کنند،ببینند.همچنین نیاز است تا متمردان و بدکاران تنبیه شوند تا فرق محسن و مسیئ در جامعه مشخص باشد.تشویق و تنبیه یا بشارت و انذار،هیچکدام به تنهائى ،کافى نیستند.اگر فرد مطمئن باشد که انجام گناه، خطری برای او ندارد، کارش را ادامه مى دهد و برعکس اگر بداند فرجام بد و دردناکى در انتظار اوست، احتیاط نموده و ریسک نخواهد کرد.ترک این عوامل مایه طغیان و شیوع فساد در بدکاران و وسیله یأس و ناامیدى و بى انگیزگى در صالحان خواهد بود…
بعضى نمونه هاى بشارت در قرآن را در این آیات مى بینیم:”کسی که یک کار نیک انجام دهد پاداش ده کار نیک به او داده میشود و کسی که مرتکب یک کار بد شود یک کیفر میبیند”(من جاء بالحسنه فله عشر امثالها و من جاء بالسیئه فلا یجزی الاّ مثلها)۴؛ و نیز:”خدا از مؤمنان، جان و مال شان را به [بهاى] اینکه بهشت براى آنان باشد خریده است؛ همان کسانى که در راه خدا مىجنگند و مىکشند و کشته مىشوند [این] به عنوان وعده حقى در تورات و انجیل و قرآن بر عهده اوست و چه کسى از خدا به عهد خویش وفادارتر است پس به این معاملهاى که با او کردهاید شادمان باشید و این همان کامیابى بزرگ است”(إِنَّ اللّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الجَنَّهَ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ فَیَقْتُلُونَ وَیُقْتَلُونَ وَعْدًا عَلَیْهِ حَقًّا فِی التَّوْرَاهِ وَالإِنجِیلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللّهِ فَاسْتَبْشِرُواْ بِبَیْعِکُمُ الَّذِی بَایَعْتُم بِهِ وَذَلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ)۵.نمونه انذارها:آیا ندیدى که پروردگار تو با قوم عاد چه کرد؟ با إرَم که ستونها داشت و همانند آن در هیچ شهرى آفریده نشده بود؟ و قوم ثمود که در آن وادى سنگ را مىبریدند؟ و قوم فرعون آن دارنده میخ ها؟ آنها در بلاد طغیان کردندو در آنها به فساد افزودند و پروردگار تو تازیانه عذاب را بر سرشان فرود آورد زیرا پروردگارت در کمینگاه است”۶…
امیرمومنان(ع) کاربرد مدیریتى این عامل را براى فرماندارش این گونه بیان مى دارد:”به مردم میدان بده تا به آرزوهای مشروع خویش برسند و پیوسته به نیکی یادشان نما، کسانی که با تحمل رنج و زحمت به خوبی امتحان داده و انجام وظیفه کردهاند خدمات شان را یک به یک به زبان بیاور و قدردانی کن. چه آن که تشویق مکرّر از کارهای خوب، دلیران را در انجام وظائف تهییج میکند و ضعیفان ترسو را تشجیع و تشویق می نماید”٧.البته روشن است که انذار و تبشیر با تشویق و تنبیه، تفاوت هائى دارند اما وجه اشتراک آنها ،تفاوت گذاشتن بین فاعل کار خیر و فاعل کار گناه است.دقت در آیات مربوط به انذار ، تبشیر، وعد، وعید،اجر و پاداش و جزا در قرآن کریم و نیز بررسی آیاتی که به گونهای دلالت بر تشویق بر اعمال نیک از قبیل جهاد، انفاق، احسان و نیکوکاری، صله رحم و … و انذار در مورد اعمال ناپسند از قبیل، غیبت، تهمت، استکبار، دنیا پرستی، عیب جوئى ، ربا، زنا، کم فروشی و… دارد، جایگاه این ماموریت پیامبران(بشارت و انذار)را به خوبی تبیین مى نماید...
——————–
١.احزاب/۴۵.
٢.بقره/٢١٣.
٣. نساء/١۶۵؛انعام/۶٨؛کهف/۵۶.
۴.انعام/١۶٠.
۵.توبه/١١١و١١٢.
۶.فجر/۶-١۴.
٧.نهج البلاغه، نامه۵٣.