بزرگ راه فطرت!

 
 
 
 
 
رامین، ناگهان از بزرگ راه،پیچید در یک جاده فرعى شبیه راه هاى مسابقه اى،همه تعجب کردند؛ من سوال کردم.کجا مى روى؟گفت:یک راه جدید مى برمتان،راه خاصى است،یکى از دوستانم معرفى کرده! چند دقیقه که گذشت، اسفالت تبدیل به خاکى شد و جاده سنگلاخ و پر دست انداز… هم سرعت پائین آمد و هم ماشین،تکان هاى شدیدى پیدا کرد و هم پیچ هاى جاده زیاد شد.على گفت:قصد کشتن ما را دارى؟! نخواستیم این راه خاص را، برگرد به جاده اصلى.من گفتم:کدام عاقلى،بزرگ راه را به انگیزه کمى زودتر رسیدن رها مى کند و خود را به راه سختى مى اندازد که فقط ماشین هاى مخصوص مى توانند آن را طى کنند؟ در بزرگ راه همه ماشین هاى معمولى به مقصد مى رسند ولى در جاده های خاص و پر سنگلاخ  فقط ماشین هاى ویژه مى توانند بروند تازه اگر به حادثه دچار نشوند و از مقصد باز نمانند…رامین با اصرار همه،مجبور شد دور بزند و برگردد به بزرگ راه…
 
على گفت: به همه انسان ها،توان حرکت در مسیر هموار و مستقیم داده شده اما مسیرهاى خاص و دشوار را فقط افراد محدودى مى توانند بروند البته اگر از خطرات محفوظ بمانند و به دره و پرتگاه نیفتند.بزرگ راه فطرت،اینگونه است. همه انسان ها به این راه دعوت شده اند و توان حرکت در آن را هم دارند.این راه ،بسیار آسان،دست یافتنى و بى خطر است.انسان،بدون دست انداز، در مسیرى که خلقتش بر آن نهاده شده حرکت مى کند و واقعیت ها را مى بیند و درک مى کند.شهرى و روستائى و بیسواد و درس خوانده اگر در مسیر فطرت و نهادشان بروند، یکسان حقایق را مى فهمند.این راهى است که انبیاء همه مردم را به آن راه برده و هدایت نموده اند.از مهم ترین مطالبى که فطرت همه انسانها به آن گواهى مى دهد این است که خالقى دارند که آنها را آفریده و دائما هم آنها را متحول مى سازد و از حالى به حال دیگر مى برد.کافى است نداى درونش را بشنود…
 
من ضمن تایید سخنان على، گفتم:کاش همه انسانها نداى درون خود را بشنوند و در بزرگ راه فطرت حرکت کنند.خدا هم ،همه انسانها را به همین راه دعوت کرده است و فرموده:”پس حق گرایانه، به سوی این آیین درست و استوار،روی آور،بر مسیر همان فطرتی که خدا مردم را بر آن سرشته است. تغییری در آفرینش خدا نیست. آیین پایدار همین است(فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا لَا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ )…این راه نیاز به تلاش هاى طاقت فرساى اهل تخصص و اصطلاح و دانش هاى پیچیده ندارد،راهى است که همه مى توانند طى کنند زیرا راه نهاد و فطرت شان است و خداوند فطرت همگان را بر خداشناسى بنا کرده است…رامین گفت:یعنى اهل مدرسه و بحث هاى تخصصى فلسفى و کلامى به مقصد نمى رسند؟گفتم آنها هم اگر برمسیر فطرت انسانى شان بروند حتماً مى رسند اما در مسیرهاى تخصصى ممکن است برسند یا نرسند و تازه در این راه رفتن،کار همه هم نیست…
 
على گفت:واقعاً حرکت در مسیر فطرت ،آسان ترین راه براى خداشناسى است و همه هم با مراجعه به نهاد خویش به وجود خدا و خالقشان پى مى برند و وجود او را وجدان مى کنند.این راه ناس است و بقیه راه ها ، راه هاى خاص.  انها که مسیرهاى خاص و مکاتب اصطلاحى  را رفته اند مى بینیم چقدر به اختلاف دچار شده اند و بعضى از آنها هم منحرف شده و بر اساس همان اصطلاحات و بحث هاى فنى،به انکار خدا گرائیده اند یا یک خداى ذهنى براى خود ساخته اند! راه فطرت براى همه انسان هائى که در مسیر آن حرکت کنند  جواب مى دهد مگر آنکه خودشان را از آن محروم کنند یا بر آن مانع و حجاب قرار دهند.باید به دل و وجدان و نهاد خویش باز گردند و در راه فطرت قرار گیرند تا آسان و سریع خدا را بیابند.چنانکه وقتى در سختى ها قرار مى گیرند و عاجز مى شوند،از سویداى جان،خالق خود را صدا مى زنند و کمک مى خواهند و انتظار دستگیرى دارند… 
 
 
 
 
دین پژوه و پژوهشگر فلسفه