برکشیدن مستضعفان

 
 
 
 
 
آنان که مورد ظلم و ستم واقع شده و ضعیف نگاه داشته شده اند را مستضعف گویند؛به ویژه اگر افراد باکفایت و مومنى باشند و شایستگى رهبرى جامعه اسلامى را داشته اما از حق خود محروم شده باشند.خداوند اینان را وعده پیشوائى و حاکمیت داده است:”اراده ما بر این قرار گرفته است که به مستضعفین منت نهیم و نعمت بخشیم؛ و آنها را پیشوایان و وارثین روی زمین قرار دهیم!”(وَنُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّهً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ)١.یک نمونه از تحقق این اراده الاهى،برکشیدن قوم بنى اسرائیل است که در زمان فرعون،تحت اسارت و شکنجه و ذلت و در غایت ضعف و استضعاف بودند و خداوند با برانگیختن موسای پیامبر،آنان را رهبرى نمود و بر قدرت شکوهمند فرعون، پیروزشان کرد و حاکمیت بخشید.این اراده الاهى براى حاکمیت بخشیدن به مستضعفان در زمین، به حکومت جهانى حضرت مهدى(ع)تأویل شده است و نویدى است براى مومنان که هماره در آرزوى تحقق آن باشند…
 
یکى از شیوه های حاکمان مستکبر، در ضعف نگهداشتن توده مردم از طریق ایجاد تفرقه بین آنها و گروه گروه کردن آنهاست تا متحد نباشند و خطرى براى حاکمیت و سلطنت به حساب نیایند و از این طریق پایه هاى حاکمیت خود را مستحکم مى کردند.گزارش قرآن از فرعون اشاره به همین شیوه است:”فرعون در زمین برترى‌ جویى کرد و اهل آن را به گروه‌ هاى مختلفى تقسیم نمود؛ گروهى را به ضعف و ناتوانى مى‌ کشاند، پسرانشان را سر مى‌ برید و زنان شان را (براى کنیزى و خدمت) زنده نگه مى‌ داشت؛ او به یقین از مفسدان بود!”٢. او از راه القای اختلاف و تفرقه‌افکنی ، مردم را دسته دسته کرد، تا متفرق شوند و متفق و یک دل و یک جهت نباشند و نتوانند بر او بشورند، و علیه او قیام نموده و امور را دگرگون سازند آن‌ گونه که عادت همه ملوک است.این تفرق و جدائی و دور شدن از وحدت کلمه، به استضعاف مردم منجر شده و راز ماندگارى حاکمیت مستکبران بر مستضعفان بوده است…
 
بیان اراده الاهى در آیه شریفه به شکل مضارع و مستمر که “ما اراده مى کنیم…”، نشان از یک قانون کلى است تا گمان نشود که این اراده فقط مربوط به برکشیدن بنى اسرائیل بوده است که در حال استضعاف بودند و اختصاص به پیروز کردن ایشان بر فرعونیان مستکبر داشته است.نه! خداوند این وعده را به مومنان مسلمان هم که ایمان آورده و همراه پیامبر(ص)در اقلیت بوده و توسط کفار مکه به استضاف کشیده شده بودند هم داده بود و سرانجام آنها را پیروز گردانید و نه تنها آنها را بر شبه جزیره حاکم گردانید بلکه خداوند به دست آنان دروازه‌ های قصرهای کسراها و قیصرها را گشود و آنان را از تخت قدرت به زیر آورد و حاکمیت مستضعفان را تحقق بخشید که حتى تصور آن هم براى آن جمع کوچک مومن در ابتدای طلوع اسلام مشکل و ناشدنى بود.اما اراده الاهى به تصورات ما محدود نمى شود و فراتر از اندیشه هاى ماست و خواهد توانست هماره امور ناممکن به زعم ما را تحقق بخشد…
 
روایات ما در تأویل این آیه،نوید چنین پیروزى را در آخرالزمان به دست حضرت مهدى(ع)برای مستضعفان داده است.امیرمومنان(ع) در نهج البلاغه، از اراده خداوند بر حاکمیت بخشی اهل البیت بر سراسر جهان در آخرالزمان این گونه سخن مى گوید:”دنیا، پس از چموشی و سرکشی، به ما روی می‌ کند؛ چونان شتر ماده بدخو که به بچه خود مهربان گردد”(لَتَعْطِفَنَّ الدُّنْیا عَلَیْنا بَعْدَ شِماسِها عَطْفَ الضَّرُوسِ عَلَی وَلَدِها) سپس آن حضرت این آیه را تلاوت فرمود:”وَنُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّهً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ”٣. یعنى خداوند اراده کرده است که ما اهل بیت را برکشد و در زمین حاکمیت و وراثت بخشد و پیشوایان زمین گرداند و این ماموریت به عهده فرزندى از فرزندان خود آن حضرت یعنى حضرت مهدى(ع)انجام خواهد شد.در حدیث دیگر، آن امام بزرگوار در تفسیر آیه یادشده فرمود: این گروه، آل‌محمد هستند.”هُم آل محمّد یبعث اللّه مهدیّهم بعد جهدهم فیعزّهم و یذّل عدوّهم”یعنى خداوند سبحان، “مهدی” آنان را بعد از زحمت و فشاری که بر آنان وارد می‌شود، برمی‌انگیزد و به آن‌ها عزت می‌ بخشد و دشمنان شان را ذلیل و خوار می‌ نماید”۴…
 
———————–
١.قصص/۵.
٢.قصص/۴.
٣.نهج البلاغه،حکمت ۱۹۹.    
۴.کتاب الغیبه، طوسى، ص‌۱۸۴؛ بحار الانوار، ج۵۱، ص۵۴.    
 
 
 
دین پژوه و پژوهشگر فلسفه