قرآن کریم به صراحت اعلام مى دارد که دست خداوند براى هر تغییرى در مقدرات قبلی خویش ،باز است و مى تواند هر زمان که بخواهد تقدیرى را محو و تقدیر دیگرى را رقم زده و ابتدا به کار جدیدى بنماید؛ لذا فرموده است: “خداوند آنچه بخواهد، محو، و هرچه بخواهد ،تثبیت مى نماید و أُمّ الکتاب نزد اوست(یَمحوا اللّهُ ما یَشاءُ و یُثبِتُ و عِندَهُ اُمُّ الکِتاب١).بداء به معنای اختیار داشتن در تغییر مقدّرات و برنامه ها از روى حریت و آزادى (و نه جهل و اجبار)می باشد.این عقیده سخیف که “دست خداوند براى تغییرات ،بسته است،متعلق به “یهود” بود که خداوند به شدت به این فکر پلید مى تازد و باورمندان به آن را مورد لعنت قرار مى دهد؛ و مى فرماید برخلاف پندار یهود، دست خداوند براى هر تغییرى در مقدرات، باز است :”یهود گفتند دست خدا بسته است! دست خودشان بسته باد و به خاطر این سخنى که گفتند،لعنت شدند؛ بلکه دست خدا باز است و هرطور بخواهد،خواهد بخشید”(قالَتِ الیَهودُ یَدُ اللّهِ مَغلولَهٌ غُلَّت اَیدیهِم ولُعِنوا بِما قالوا بَل یَداهُ مَبسوطَتانِ یُنفِقُ کَیفَ یَشاءُ٢). این باور، بداء نام دارد…
اعتقاد به بداء آن چنان مهم است که در روایت آمده:”خداوند با هیچ عبادتی چون بداء پرستش نشدهاست٣”زیرا با قبول اعتقاد به بداء است که انسان ها به دعا و عبادت مى پردازند تا خداوند تقدیرات جدید براى آنها رقم بزند.اگر خدا قادر به تغییر نباشد،پرستشی نخواهد بود.مهم ترین اثر اعتقاد به بَدا، اثبات قدرت و آزادی مطلق براى خداست؛ چرا که بر اساس امکان بَدا برای خداوند، تا زمانی که فعلى انجام نشده خدا مى تواند تقدیر را عوض کند حتّی اگر مشیّت و تقدیر و قضای او به آن حادثه تعلّق گرفته باشد. بنا بر این، هیچ چیز حتّی قضا و قدر الهی نمیتواند قدرت و مالکیّت و آزادى و اختیار خدا را محدود سازد و دست او را ببندد.ضمناً اگر بَدا را نفی کنیم و خداوند را فارغ از تقدیر جدید بدانیم، انگیزهای برای دعا به جهت تغییر وضعیّت کنونیِ خود به وسیله کارهای خیر و عبادات و نماز، نخواهیم داشت ، چرا که هر آنچه مقدّر شدهاست، همان خواهد شد و هیچ تغییری در قضا و قدر، رُخ نخواهد داد. بنا بر این، اعتقاد به بَدا، از یک سو، روحیّه امیدواری و تلاش را به انسان میدهد و از سوی دیگر، روحیّه دعا و توبه و تضرّع و توکّل به حق تعالی را در انسان، تقویت می نماید…
علامه مجلسی در کتاب بحار الأنوار هفتاد حدیث در مورد بداء ذکر کرده و در منابع دیگر ۱۱۸ حدیث از منابع شیعه و اهل سنت در این باره جمع آورى شده است۵.امام صادق(ع)فرمود:” خداوند هیچ پیامبرى را مبعوث نفرمود مگر آنکه از آنها در مورد پنج چیز پیمان و اعتراف گرفت که نخستین آن بداء است”۶؛و فرمود:”اگر مردم میدانستند در اعتقاد به بَداء چه پاداشی است، هرگز از سخن گفتن درباره آن خسته نمیشدند”٧؛ و در مورد اینکه آیا خداوند ،نسبت به این بداء ها و تغییرات اختیارى در تقدیرها،از پیش مطلع بوده است یا نه، فرمود: برای خداوند بداء حاصل نمیشود مگر این که از قبل به آن موضوع جدید علم داشته است”٨.یکى از موارد بداء که در روایات ما آمده است،وقت ظهور حضرت ولی عصر ارواحنا فداه است.یعنى دست خدا باز است که زمان آن را جلو یا عقب بیندازد و از عوامل اصلی برای تقدم زمان ظهور،دعاى مردم برای تعجیل در ظهور تعیین شده است (فأکثروا الدعاء بتعجیل الفرج فإن ذلک فرجکم)٩؛ چنانکه در مورد بنى اسرائیل ،دعای آنها،ظهور موسی را یکصد و هفتاد سال جلو انداخت١٠. مورد دیگرعلائم ظهور است که همگى بدائى شمرده شده و فرموده اند،خداوند مى تواند همه علائم را بداء نموده و یک شبه امر ظهور را اصلاح فرماید و رقم زند(یصلح الله امره فی لیله)١١…
نمونه های زیادی از بداء در قرآن آمده است همچون داستان یونس که قرار بود تا روز رستخیز در شکم ماهى باشد اما با دعای او این تقدیر ،تغییر پیدا کرد و از آن تنگنا نجات پیدا یافت ( فَلَوْلَا أَنَّهُ کَانَ مِنْ الْمُسَبِّحِینَ لَلَبِثَ فِی بَطْنه إِلَى یَوْم یُبْعَثُونَ)١٢ و نیز برطرف شدن عذاب از قوم یونس بر اثر تضرع و دعای آنان(کَشَفْنا عَنْهُمْ عَذابَ الْخِزْی فِی الْحَیاهِ الدُّنْیا وَ مَتَّعْناهُمْ إِلی حینٍ)١٣؛ و تغییر فرمان الهی به ابراهیم در مورد ذبح اسماعیل وقتى هر دو در آزمون، پیروز شدند(وَ فَدَیناهُ بِذِبْحٍ عَظیمٍ)١۴؛اضافه شدن ده شب به میقات سی شبه موسی و پایان یافتن آن در چهل شب(و واعَدنا موسی ثَلاثینَ لَیلَهً واَتمَمناها بِعَشر…)١۵؛ به تاخیر افتادن عذاب در قوم نوح و آیاتى دیگر١۶…با درک صحیح مسئله بداء، انسان درمییابد که در جایگاه هر انتخاب و انجام هر کار او خداوند ناظر و صاحب اختیار و توانا در تغییر مقدرات اوست و براساس همین باور، هماره به او امیدوار و ملتجى است و هیچگاه خداوند را دست بسته ندانسته ،هماره او را در کار تقدیر و إنشاء و بداء ،فعال مى داند( کُلَّ یَوم هُوَ فی شَأن)…
——————–
١.رعد/٣٩.
٢.مائده/۶۴.
٣.اصول کافی: کتاب التوحید، بابالبداء، ۱ / ۱۴۴:(ما عُبد الله بشئ مثل البداء).الکافى،ج١،ص١٩٧.
۴.بحار الانوار ۴ / ۱۰۷، کتاب التوحید: بابالبداء؛ التوحید ابن بابویه قمی بابالبداء، ص ۳۳۲.
۵. دانشنامه قرآن و حدیث، ری شهرى،ج ۱۲، ص ۱۲۱.
۶.صدوق، التوحید، ص۳۳۳.
٧.همان،ص٣٣۴.
٨.کلینی، الکافی، ج ۱، ص۱۹۸.
٩.بحارالانوار،ج۵٣،ص١٨١.
١٠.همان،ج۵٢،ص١٣١.
١١.کمال الدین،ج١،ص١۵٢.
١٢.صافات/١۴۴.
١٣.یونس/ ۹۸.
١۴.صافّات/ ۱۰۲ و ۱۰۷.
١۵.اعراف/١۴٢.
١۶.۱۰نوح/ و ۱۱ ،صافات/ ٢١؛مائده/٢۶؛ صافّات؛اعراف/ ۹۶ و ۱۴۲؛فاطر/ ۱۱؛دخان/۴.
١٧.رحمن/٢٩.