برنامه ای را طراحى کرده و همه مقدمات آن را هم فراهم نموده و مى خواهید آن را به اجرا در آورید.در آخرین لحظه،پیش از انجام کار، به خاطر مطلب یا اتفاق جدیدى، تصمیم خود را عوض می کنید یا اصل طرح را کنار می گذارید یا تغییراتى در آن می دهید و اجرا می کنید.این تغییر که مولود حریت و آزادی شمابرای انجام امور است،”بداء “،نام دارد.از ویژگی های زیبای اختیار داشتن انسان،همین بداء است که نشان مى دهد،مجبور نیست و در کمال حریت می تواند تصمیم خود را تا پیش از وقوع فعل تغییر دهد و به گونه دیگرى عمل کند.
به نقل قرآن کریم،قوم یهود،برای خدای تبارک و تعالى،بداء قائل نبودند و دست او را برای تغییر در امور بسته دانسته و می گفتند او توانائی تغییر تقدیرات ازلى را ندارد و نمی تواند کسی را که تقدیرش فقر است غنی کند و بدبختى را خوشبخت نماید.این باور جاهلانه و کفرآمیز را خداوند به شدت رد نموده و می فرماید:یهود گفتند دستان خدا بسته است،دستان خودشان بسته باد و به خاطر این سخن شان لعنت شدند بلکه دستان خدا باز است و هرگونه بخواهد خواهد بخشید(قالت الیهود، یدالله مغلوله غلت ایدیهم و لعنوا بما قالوا بل یداه مبسوطتان ینفق کیف تشاء)…
اعتقاد به بداء از اصول بنیادین توحید است و بدون آن،خداشناسی افراد ناقص بلکه غلط است.منشأ همه دعاها و نیایش های ما اعتقاد به بداء است زیرا خدائی که نتواند درخواست ها را پاسخ دهد چرا از او درخواست کنیم و بدین ترتیب همه دعاها لغو و بیهوده می گردد.چطور انسان در فعل اختیاریش،تغییر و بداء راه دارد اما خدای مختار،توان تغییر نداشته و دستانش بسته باشد و نتواند دعاهای مردم را برای هر تغییرى اجابت نماید؟!
یکی از موارد بداء که در روایات بر آن تأکید شده ،بدائی بودن زمان ظهور حضرت بقیه الله ارواحنا فداه است که فرموده اند وقت ظهور مشخص نشده و خداوند یک شبه آن را رقم می زند(یصلح الله امره فى لیله)و فرموده اند برای تعجیل ظهورش بسیار دعا کنید که گشایش شما در آن است.این نشان می دهد که امر ظهور امرى بدائى است و همه علائم ظهور قابل تغییر است و با اراده الاهی ،ظهور یکباره واقع مى شود و دعا و آمادگی در آن موثر است…