برخلاف ادیان توحیدى که همه تاکیدها بر شناخت خدا و توجه به او به عنوان خالق و مدبر و قیوم انسان و جهان است و معرفه الله اولین اصل و نخستین باور بنیادین آموزه هاى آنهاست ، در اقدس همه تاکیدها بر شناخت و توجه به انسانى است که مدعى فرستادگى از طرف او به عنوان دارنده وحى و فرمان است.اولین وظیفه مردم شناخت این فرد است که همه کاره جهان است و جایگاه و منزلت او ،منزلت خدائى در عالم خلق و امر و مقامش مقام نفس خداست.اولین وظیفه هرکس شناخت این فرد است که مظهر وحى و مطلع امر او نامیده شده مى باشد نه شناخت خدا. این صریح اولین عبارت کتاب اقدس است که :”إّن اوّل ما کتب الله علی العباد عرفان مشرق وحیه و مطلع امره الّذی کان مقام نفسه فی عالم ا مر و الخلق”[اقدس فراز ١] یعنى اولین وظیفه اى که بر بندگان نوشته شده شناختن کسى است که محل تابش وحى و محل طلوع امر اوست که مقام و منزلتش مقام خود خدا در عالم خالق و امر است!
در تمام کتاب اقدس، تاکید و توجه به این فرد توصیه شده و مومنان باید در هنگام عبادت و ذکر و نماز به او توجه نمایند.به عبارت دیگر، قبله ظاهرى و باطنى خدا نیست بلکه اوست؛یعنى هم در ظاهر باید به سوى او یا قبرش رو کرد و هم در دل باید به او توجه نمود و با او سخن گفت.به این عبارت اقدس توجه کنید:هنگامى که خواستید نماز بگزارید به سوى جایگاه مقدس من رو کنید( اذا اردتم الصلوه ولّوا وجوهکم شطری الا قدس)[اقدس،فراز۶] و هرگاه شمس حقیقت، غروب کرد به سوى جایگاهى که ما براى شما تعیین کردیم [یعنى قبر ما] رو کنید(و عند غروب شمس الحقیقه و الّتبیان المقر الّذی قدرناه لکم).در جاى دیگر مى گوید:اى اهل زمین ،وقتى خورشید جمال ما غروب کرد، مضطرب نشوید و به یارى امر و بزرگداشت سخن ما نزد جهانیان قیام کنید که در همه احوال ما با شما هستیم و شما را یارى مى کنیم و بر این کار قادر هستیم(یا اهل الارض اذا غربت شمس جمالی و سترت سمآء هیکلی، لاتضطربوا، قوموا علی نصره امری و ارتفاع کلمتی بین العالمین ، ا ّنا معکم فی کل الا حوال و ننصرکم بالحق انا کّنا قادرین)[اقدس،فراز٣٨]…
چنانکه از مطالب کتاب بر مى آید،معتقدان به اقدس،بر اساس آموزه هاى این کتاب ،باید بهاء الله را (که ادعاى مظهریت خدا را دارد)در جایگاه خدائى بنشانند و سخن او را که مالک اسماء و صاحب اختیار امور جهان و مطلع امر است،سخن خدائى شمرند حتى اگر در قعر زندان قرار گرفته باشد.به این عبارت اقدس توجه فرمائید: “اى جماعت آفریدگان،بشنوید نداى مالک اسماء را که از سوى زندان بزرگ، شما را ندا مى کند به اینکه خدائى جز من مقتدرِمتکبرِ تسخیرکننده و بزرگ و داناى حکیم نیست(یا ملأ الإ نشآء اسمعوا ندآء مالک الاسمآء ا ّنه ینادیکم من شطر سجنه الا عظم أنّه لااله إلا انا المقتدرالمتکبر المتسخر المتعالی العلیم الحکیم)[اقدس،فراز ١٣٢].لذا همه کاره جهان ،بهاء الله است،چه زنده باشد و چه از دنیا رفته باشد؛اوست مرجع همه دعاها و خواسته ها و قبله حاجات؛ و شنونده دعاهای خلق و اجابت کننده آن دعاها فقط اوست…چنان که محمدعلی قائینى از مبلغین بهائى (م١٣۴٢)هم در درس نوزدهم کتاب “دروس الدیانه”نوشته است: “قبله ما بهاییان، روضه مبارکه عکاست که در وقت نماز خواندن قلباً باید متوجه به جمال قدم و اسم اعظم (بهاءالله) باشیم زیرا مناجات و راز و نیاز ما با اوست و شنونده ای جز او نیست و اجابت کننده غیر او نه!”…
بحث الاهیات در آئین بهائى،مجالى بیش از این مى طلبد که در حوصله این مختصر نمى گنجد.هرگونه توجیه و تحلیل داعیان بهائى در طول این سال ها براى توجیه عبارات صریح بهاء الله در کتاب اقدس و دیگر نوشتارها در موضوع ادعاهاى خدائى و حتى خدا آفرینى،نتوانسته است گره اى از این الاهیات بگشاید که هیچ مناسبتى با ادیان توحیدى ندارد. در ادیان الاهى ، رسولان و انبیاء را تنها رسول و بنده و حامل وحى معرفى نموده و همه دعوت هاى آنان ،دعوت به سوى خداى لا یزال بوده و هماره مردم را فراخوانده اند که قبله توجه ها به سوى آن آفریدگار بزرگ باشد و چون مسلمانان،هر روز کمینه ده بار در تشهدها ،شهادت دهند که محمد (ص)فرستاده و بنده خداست(أشهد أن محمداً عبده و رسوله)و خداست که ربّ العالمین و مالک روز جزاست و تنها او را باید عبادت نمود(الحمد لله رب العالمین الرحمن الرحیم مالک یوم الدین…)و او منزه است از هر چه در اوهام آید(سبحان الله،سبحان ربى الاعلى و بحمده)…