اگر امروز شعار انسان های اندیشمند ، گفتگو و تبادل آراء و حل اختلافات قطب های مختلف فکرى در یک جامعه از طریق بحث و مذاکره است، چرا بحث های دینى میان ادیان گوناگون از همین طریق قابل حل نباشد؟ در گفتگو و مباحثه است که دیدگاه های هر فرد مشخص مى شود و مى توان به نقد یا قبول آن پرداخت .اگر صاحبان اندیشه و اصحاب ادیان گرد یک میز بنشینند و عقائد خود را بیان نموده در معرض نقد گذارند و قضاوت را به عهده مخاطبان نهند، کار انتخاب را برای مردم آسان خواهند کرد.حداقل این گفتگو ها مى تواند این باشد که متوجه شوند نقاط اشتراک این دیدگاه ها چیست و آنگاه همگى بر اساس مشترکات با هم همدلى و همصدائى داشته باشند…
خداوند در قرآن به پیامبر مى فرماید به اهل کتاب(یهودیان و مسیحیان) بگوید: “ای اهل کتاب! بیایید [باهم متحد و همراه شویم]به سوی سخنی که میان ما و شما یکسان است؛ که جز خداوند یگانه را نپرستیم و چیزی را همتای او قرار ندهیم؛ و بعضی از ما، بعضی دیگر را -غیر از خدای یگانه- به خدایی نپذیرد”(قُل یا أَهلَ الکِتابِ تَعالَوا إِلىٰ کَلِمَهٍ سَواءٍ بَینَنا وَبَینَکُم أَلّا نَعبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلا نُشرِکَ بِهِ شَیئًا وَلا یَتَّخِذَ بَعضُنا بَعضًا أَربابًا مِن دونِ اللَّهِ ۚ)…دعوت به مشترکات و التزام به نقاط مورد توافق،هم عقلى است و هم دینى.چرا در محیط های غربى از این مشترکات استفاده نکنیم و با گفتگو به هم نزدیک نشویم و با یک همکارى در برابر جریان هائى که با اصل دین مخالفند موضع واحد اتخاذ نکنیم؟
سیره پیامبر و اهلبیت علیهم السلام،نیز برهمین روش گفتگو استوار بوده است که نمونه آن را در ماجراى مسیحیان نجران و مناظرات امام هشتم با اصحاب ادیان مختلف،خوانده ایم.فضا آنقدر باز بوده که یهودیان و مسیحیان مى آمده اند و ایرادها و سوالات خود را با بالاترین سطوح مذهبى مطرح مى کرده و پاسخ مى گرفته اند و هیچگاه خشونت و زد و خوردى گزارش نشده است.اکنون نیز همین سیره باید در محیط هائى که مسلمانان با معتقدان به دیگر ادیان کنار هم زندگى مى کنند جارى باشد.چه در نشست های خصوصى و چه همایش ها سخن از مشترکات به میان آید و در موارد اختلاف هم هرکس دلائل خود را بیان کند اگر وفاق حاصل شد که عالى است و اگر هم نشد که قضاوت بر وجدان و فطرت هر فرد نهاده شود…
این شیوه فقط مختص به اهل کتاب نیست با هر دگر اندیشی که اهل گفتگو باشد و دست به سلاح نبرد نیز با همین شیوه سخن خواهیم گفت.با کافران در مورد خدا و پیامبرى و معاد سخن مى گوئیم و سخن آنها را مى شنویم و دلائل خود را مى گوئیم.به گزارش قرآن،آن منکر معاد،استخوان پوسیده اى را آورد و پرسید چه کسی این استخوان پوسیده را زنده مى کند؟و از پیامبر پاسخ شنید:همان کسى آن را زنده مى کند که برای بار اول آن را آفرید و او بر هر کارى تواناست! با همین شیوه مى توان با اصحاب ادیان گفتمان سازى کرد ومعالم دینى خود را با آنها به مذاکره گذاشت و با مشترکات مثل موعود باورى و منجى خواهى آغاز نمود و به نتایج خوبى دست یافت…