وقتى سیر پژوهش ها، شما را به سوى مطالب و سخنان بازگشتگان از بهائیت مى برد به نکات جالبى بر مى خورید که بسیار مهم است. یکى از آنها در مورد نحوه جذب افراد به طرف این آئین است.رهبران این آئین در ابتداى امر ادعاهای دیگرى غیر از ادعاهاى نهائى مطرح مى نمودند و افراد با آن ذهنیت جذب مى شدند بعد که خلاف آن را مى دیدند رویگردان مى شدند.مثلاً باب با ادعاى رکن رابع و بابیت امام زمان علیه السلام ،افراد را جذب نمود و سخنى از نسخ اسلام و دین جدید نگفت ،لذا به شهادت تواریخ بهائى،اولین مومن به او یعنى ملا حسین بشرویه اى وقتى وقایع بدشت در کشف حجاب و نسخ اسلام را شنید گفت اگر آنجا بودم آن افراد را بخاطر آن رفتارها و سخنان حد مى زدم و یا ملا عبدالخالق یزدى از داعیان بزرگ بابى که پسرش را در شورش ها و جنگ هاى بابى ها با مردم و نیروهاى دولتى از دست داده بود وقتى ادعای قائمیت باب به او رسید گفت:اى واى پسرم به ناحق کشته شد…
عامل دیگر در بازگشت افراد، کشف رازهای پنهان و مطالب پشت پرده و تناقضات در سخن و عمل رهبران بود که وجدان آنها را بیدار مى نمود و این آئین را ترک مى کردند.یکى از این افرادعبدالحسین آیتی تفتى ملقب به آواره است که از بزرگ ترین مبلغین و معلمان و نویسندگان بهایی بود که فعالیت ها و سفرهای تبلیغى و آثار تالیفى او مثل کتاب کواکب الدریه (که در تاریخ بهائیت است )بسیار مورد تایید عبدالبهاءبود.وقتى پس از مرگ عبدالبهاء متوجه شد که با وصایا و اسناد غیر واقعى شوقى را روى کار آورده اند،شوکى به او وارد شده و باز مى گردد.او مى گوید در مصر از امر بهایی منصرف شدم و به حیفا رفتم و از شوقی، الواح وصایا را به جدیت طلبیدم و سپس در بیروت به اعضای محفل روحانی حقایق را گفتم و شرح مبسوطی برای احمد یزدانی نوشتم که آن را به محفل برد…
پس از یک هفته که به تهران برگشته بودم تکفیر نامه برای من منتشر کردند و تا دو سال چیزی ننوشتم تا دولت قاجار سپری شد و از آن پس شروع به کار کردم و اکنون 16 سال گذشته و شوقی افندی لوح قهریه برای من صادر کرده و القاب زشتى داده و پیشگوئى قهر الاهى کرده بود که انجام نشد.سه جلد کتاب کشف الحیل او در کشف نیرنگ های رهبران بهائى حاوى نکات بدیع و خواندنى است.فرد دیگر کاتب عبدالبهاء و فرد بسیار موثق نزد او فضل الله مهتدی (صبحی قصه گوى رادیو) بود که با کشف حقایقى از اندرونى او بویژه بعد از روى کار آمدن شوقى ،از این آئین برگشت و از سوى شوقى مطرود شد و بطرزى خشن و غیر انسانى با او رفتار شد.افرادى چون سرهنگ ثابت راسخ،ادیب مسعودى نیز که از داعیان بزرگ بهائى بودند با پژوهش هایشان پس از سالها متوجه غیرالاهى بودن بهائیت شدند و بازگشتند و همچون آواره و صبحى شرح تناقضات و کجى های این آئین را کتاب کردند…
از میان پیروان غیر ایرانى بهائیت نیز افرادى به سوی بهائیت رفتند اما پس از تحقیق آن را کنار گذاشته و منتقد شدند از جمله آنها فرانچسکو فیچیکیا محقق سوئیسی است که مدتى در داخل بیت العدل در حیفا نیز به سربرد اما سرانجام بازگشت و کتابى در نقد عقائد آنها به زبان آلمانى نوشت که بسیار در اروپا سروصدا کرد، دیگرى دکتر خوان کول استاد تمام کرسى تاریخ در دانشگاه میشیگان است که سالها بهائى بود و خدمات شایانى به بهائیت کرد اما سرانجام بازگشت و از منتقدان بهائیت شد و افراد دیگرى چون ویلیام کارلینگتن،دیل هازبند،اینگ بارتل ، کارن بک و دها محقق دیگر که نکات بسیار جالب و جالبى را از درون بهائیت نشان داده اند که برای پژوهشگران این حوزه بسیار حائز اهمیت است…