ایمان به غیب

 
 
 
 
 
از مصادیق ایمان به غیب،ایمان به حضرت مهدى(ع)است.قرآن مى فرماید: “آنان که به غیب، ایمان می‌آورند و نماز را برپا می‌دارند و از آنچه به ایشان روزی داده‌ایم انفاق می‌کنند”(الذین یومنون بالغیب و یقیمون الصلاه و مما رزقناهم ینفقون)١.ایمان به غیب از مهم ترین ارکان ایمان است.واژه “غیب”، به معنای چیزی است که از حس پوشیده و پنهان است؛ایمان به خدا،ایمان به معاد، ایمان به بهشت و جهنم ،ایمان به وحى، ایمان به ملائکه و فرشتگان، ایمان به عوالم پیشین همچون عالم اظله و آشباح و عالم ذر،ایمان به انبیاى گذشته ،بخشی از ایمان به غیب است که در دسترس حواس ما نیست.مومنانى که به غیب ایمان مى آورند،اولین پایه هاى اعتقادى خویش را شکل مى دهند زیرا عدم ایمان به غیب،بسیارى از باورهاشان را متزلزل مى کند. مثلاً ما پیامبران،امامان  را هم ندیده ایم ولى آنان را باور داشته و به آنها ایمان داریم. در روایات به مصادیقى از غیب اشاره شده است مثل ایمان به رجعت ،ایمان به ظهور امام عصر(عج)  و ایمان  به قیامت …
 
امام صادق (ع)در حدیثی وجود پر خیر و برکت حضرت مهدى(ع)را مصداق غیب می‌ داند. وقتی از آن حضرت راجع به آیات اولیه سوره بقره سوال شد، حضرت فرمود: منظور از متقین در آیه “هُدىً لِلْمُتَّقِینَ” شیعیان علی (ع)است و منظور از غیب در آیه بعدش (یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ) اشاره به حجت غائب حضرت صاحب الزمان (ع)است. سپس با تمسک به آیه  سوره یونس فرمود:”شاهد آن، این کلام خداوند است که می‌ فرماید: “و مى‌ گویند: چرا از جانب  پروردگارش معجزه‌اى (که به ناچار مردم را به ایمان وا دارد) نازل نگردیده؟ (اى پیامبر)بگو: جز این نیست که (امور پشت پرده) غیب، در اختیار خداوند است، پس منتظر باشید که من نیز حتما با شما از منتظرانم”٢؛(وَ شَاهِدُ ذَلِکَ قَوْلُ اللَّهِ تَعَالَى: «یَقُولُونَ لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَیْهِ آیَهٌ مِنْ رَبِّهِ فَقُلْ إِنَّمَا الْغَیْبُ لِلَّهِ فَانْتَظِرُوا إِنِّی مَعَکُمْ مِنَ الْمُنْتَظِرِینَ)٣؛ در این آیه ، مفسران حضرت مهدی را از مصادیق”یومنون بالغیب” دانسته و یکی از ویژگی‌های آن حضرت را غایب بودن شمرده است…
 
فخر رازى به گمان اینکه مفسران شیعه تنها مصداق آیه را امام عصر(ع) مى دانند گفته تخصیص مطلق ، باطل است۴.او  توجه نکرده است که این روایات از باب تعیین مصداق است، نه تخصیص.یعنى کسى نگفته تنها مصداق ایمان به غیب،ایمان به امام غائب است، بلکه مى گویند یکى از مصادیق ایمان به غیب، ایمان به امام غائب است که مومنان این امام را با چشم ظاهر، نمى بییند، اما به او باور دارند،چنان که به فرشتگان و بهشت و جهنم نیز که نمى بینند،ایمان دارند.بنابر این تخصیص مطلق نیست که از نظر او باطل باشد.دیگر آنکه معنای غیبت در مورد امام ،فقط به این معناست که ظهور ندارد ولى حضور دارد.یعن او خلیفه الله است،چنانکه خداوند به چشم دیده نمى شود ولى احاطه مطلق به همه چیز دارد و حضور و اشراف کامل دارد،خلیفه او نیز به اذن او همین اشراف و حضور را دارد و از همه چیز به اذن الاهى مطلع مى باشد… 
 
تعبیر دیگرى که به تعبیر غیب نزدیک است،تعبیر “باطن” است که امام به “نعمت باطن” هم توصیف شده است.امام موسی کاظم (ع) در تفسیر این آیه قرآن که مى فرماید:”نعمت ظاهر و باطن را بر شما ارزانی داشت”(وَ أَسْبَغَ عَلَیْکُمْ نِعَمَهُ ظاهِرَهً وَ باطِنَهً)۶؛ فرمود:”نعمت ظاهر و باطن را بر شما ارزانی داشت»؛ فرمود: نعمت ظاهر امام ظاهر است و نعمت باطن امام غائب است”٧. این نعمت باطن حق و آن امام غائب، برای همه اهل زمین مفید است، چنانکه خودشان فرمودند:” من امان اهل زمین هستم همچنانکه ستارگان امان اهل آسمان هستند”(إِنِّی لَأَمَانٌ لِأَهْلِ الْأَرْضِ کَمَا أَنَ النُّجُومَ أَمَانٌ لِأَهْلِ السَّمَاء)٨. لیکن آن استفاده ی حقیقی برای مومنان و متقیان است، آنها که در راستای عمل به غیب و فرامین آن حجت خدا، مسیر زندگی را می‌ پیمایند و منتظر اویند و براى ظهورش لحظه شمارى کرده و جهت تعجیل فرج او دعا مى کنند و بر اساس دستورات و رهنمودهاى اواو حرکت مى نمایند…
——————–
١.بقره/٣.
٢.یونس/٢٠.
٣.بحار الأنوار، ج ۵۱ ،ص۵۲.
۴.مجمع البیان طبرسى،ج١،ص١٢١؛ نورالثقلین،ج١ص٣١؛تفسیر طبرى،ج١،ص١۶٣.
۵.تفسیر کبیر،فخر رازى،ج٢،ص٢٨.
۶.لقمان/٢٠.
٧.بحارالانوار،ج۵١،ص۶۴.
٨.کمال الدین و تمام النعمه، ابن بابویه،  ج ۲، ص ۴۸۵.
 
 
 
 
دین پژوه و پژوهشگر فلسفه