به گفته بزرگان ، هم خلاف ادب و هم خلاف عقل است که نام کوچک یکی از اولیای خدا را بدون احترامات معمول ببریم وبه جای اینکه ما به سویشبشتابیم از او بخواهیم که نزد ما بیاید!
دوست و برادر فاضل و نکته سنج ما جناب سید احمد رضوی در مورد این جمله ( مهدی بیا، مهدی بیا) که برزبان بعضی در قالب طلب یا درمدیحه ها جاری می شود نوشتند،” چه مغالطه شگفتی است”!
توجه شما را به مرقومه ایشان جلب می کنم:
“مهدی بیا مهدی بیا ، چه مغالطه شگفتی است !
به جای آن که ما به سویش برویم او را به سوی خویش می خوانیم ! گویی غایت و مقصود ماییم و او در این میان بهانه است . اگر او “عصمت” و “ملاذ”است باید به سوی عاصم رفت،[ نه اینکه عاصم به سوی ما بشتابد ]. به هر روی در ادبیات دینی کهن و به زبان عربی از گزاره “مهدی بیا” رد پایی نیست تا مترجمان را به گرته برداری متهم کنیم . آن چه هست “الغوث” است و” ادرکنی” و “العجل”.
راستش حضرتِ او از ما گریخته و به مصداق” ففررت منکم لما خفتکم” [،رفتار ناشایست مردم که یاریش نکردند او را به غیبت برده است ] و “خرج منها خائفا یترقب “، وصف اوست…
هرگاه [ موجبات این شرایط از بین برود و توسط خدای سبحان ] “ابدله من بعد خوفه امنا ” ، فراهم شود هنگام بازگشت اوست گرچه عصای موسی هم با اوست !
کدام یک از ما امنیت بخش هستیم تا ایشان در جمعی امین ، خود را ببیند؟!
هر جا جمعی این چنین یافتید بدانید حضرتش میان همانان است .
قامت بی اندام و ناسازگار خود را باید ساز کنیم تا تشریف او بر قد و بالای ما راست آید که :هر چه هست از قامت ناساز بی اندام ماست ، و رنه تشریف تو بر بالای کس کوتاه نیست…
چه خوب است در در این باب بازنگری کنیم و کمی تأمل .”
جان کلام را فرموده اند،ما باید به سویش بشتابیم و بگوئیم و بخوانیم: اماما می آئیم، اماما می آئیم…برای یاری دین،،نصرت “کهف الحصین”،،با جان و دل می آئیم، زیرا به خود می بالیم چنین امامی داریم ، می آئیم، می آئیم…