آیه اى از قرآن را در کلاس خواند و پرسید: چرا خداوند امت پیامبر ما را “امّت وسط” نامید؟ اصلاً امّت وسط به چه معناست؟ مسعود گفت:با اجازه استاد عرض مى کنم تا آنجا که من تحقیق کرده ام امت وسط به معناى امت میانه رو، معتدل ،عالم و مسئولیت پذیر است؛به همین خاطر است که مى تواند الگو و نمونه و شاهد براى دیگران باشد چنانکه پیامبر اکرم(ص)با همین ویژگى ها براى مردم، نمونه و الگو و شاهد بودند: “و بدینسان ما شما را امّتى میانه قرار دادیم تا بر مردم گواه باشید و پیامبر (نیز) بر شما گواه باشد”(وَ کَذلِکَ جَعَلْناکُمْ أُمَّهً وَسَطاً لِتَکُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ وَ یَکُونَ الرَّسُولُ عَلَیْکُمْ شَهِیداً).به خاطر همین ویژگى تعادل و میانه روى و مسئولیت پذیرى،بهترین امّت نام گرفت:” شما بهترین امتی هستید که از برای بشریت پدید آمده است زیرا امر به معروف و نهی از منکر می نمائید و به خداوند ایمان دارید”(کنتم خیر امه اخرجت للناس تأمرون بالمعروف وتنهون عن المنکر وتؤمنون بالله)…
گفتم: اعتدال و میانه روى، راه کمال و رشد است.انحراف به چپ و راست،افراط و تفریط،کند روى و تند روى موجب تباهى و خسارت است.نه گرسنگى کشیدن و امساک،مطلوب است و نه پرخورى و اسراف؛نه عزوبت و بى همسرى خوب است و نه شهوت بارگى؛ نه جنگ طلبى پسندیده است و نه صلح کلى و انفعال در برابر متجاوز؛ نه تارک دنیا بودن، کمال است و نه غرق دنیا شدن؛نه سکوت کامل داشتن نیکوست و نه پرگوئى و هایهوى کردن و مشاجره(به قول شاعر:دوچیز طیره عقل است،دم فرو بستن/به وقت گفتن و گفتن به وقت خاموشى)…تمام رفتارها و برخورد ها و گفتارهاى سیره پیامبر اکرم (ص) را که بکاویم،ترجمان همین اعتدال و میانه روى بوده است.این است که شاهد و الگو و نمونه بودند براى امّت و امّت نیز باید براى دیگر مردم ،همین شیوه وسط و میانه و اعتدال را پى بگیرند…
پرسید: آیا جز پیامبر، افراد دیگرى هم این ویژگى را داشته اند که الگو و شاهد براى امّت باشند؟گفتم: مسعود، پاسخ مى دهى؟گفت: خودتان بفرمائید.گفتم: کسى مى تواند همچون پیامبر،الگو و شاهد باشد که مقام عصمت و علم را داشته باشد تا حدّ اعتدال و میانه روى را در هر امرى بداند و سپس آنگونه عمل کند و نمونه و شاهد و الگو براى خلق گردد و اینان همان اهل بیت پیامبر و امامان ما هستند که خدا آنان را از هر رجس و پلیدى پاک فرموده است(إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً) و بدین ترتیب ،عصمت و عدالت آنان را تضمین نموده است.لذا در روایات متعددى از ائمه اهل بیت (علیهم السلام)آمده:“مائیم امت میانه، و مائیم گواهان خدا بر خلق، و حجت هاى او در زمین، مائیم گواهان بر مردم؛ غلو کنندگان باید به سوى ما باز گردند و مقصران باید کوتاهى را رها کرده و به ما ملحق شوند”(نحن الامه الوسطى، و نحن شهداء اللَّه على خلقه و حججه فى ارضه … نحن الشهداء على الناس … الینا یرجع الغالى و بنا یرجع المقصر)…
مسعود گفت:استاد، آیا بیشتر خسارت ها وانحراف هاى جوامع بشرى،بدلیل ترک همین میانه روى و اعتدال نبوده است؟بعضى به غلوّ دچار مى شدند و بعضى دیگر به نقطه مقابل ان؛بعضى تندروى مى کردند و مى خواستند از پیامبر و امام هم جلو بزنند و برخى دچار آفت کند روى و عقب ماندن از امام؛بعضى به تصوف و ریاضت و ترک دنیا روى مى آوردند و بعضى دیگر به دنیا گرائى و غفلت از آخرت…گفتم :بله همین است که گفتى.درمان آن هم پیروى کامل از حجت خداست که شاهد و الگو براى ماست.چنانکه در دعاى تعقیبات نمازهاى ماه شعبان مى خوانیم:آنکه از شما جلو زد منافق است و آنکه از شما عقب ماند،هلاک شد و آنکه همراه و ملازم شما بود به حق ملحق شده است و نجات یافته است(المتقدم لکم مارق و المتاخر عنکم زاهق و اللازم لکم لاحق)زیرا راه اعتدال و میانه را پیموده و از امت وسط است…