دل او دارد از امانت نور/دست او باشد از خیانت دور؛ تو خود دانى امانت دارى من/وفادارى و عهد و یارى من؛ مردم همه دانند که من طرفه امینم/در کار امانت،به خیانت نشوم یار؛ خواهى که شوى خازن اسرار امانت/جبریل صفت در همه احوال، امین باش؛ نور امانت زتو چنان بدرخشد/کآتش برق،از خلال ابر دُخانى…یکى از کمالات انسان ،امین بودن است؛امانت و امانت دارى،بسیار زیبا و ارزشمند است و از قداست و اهمیت فوق العاده اى برخوردار است.نقطه مقابل آن، خیانت، چپاول و بدعهدى و بى وفائى است.حتى افراد لاابالى نیز شیفته امانت دارى هستند زیرا دربردارنده امان و امنیت است.ویژگى امانت و امانت دارى در جامعه موجب امنیت خاطر و آرامش روح و آسایش روان افراد شده و سلامت روحى آنها را تضمین مى نماید.قـرآن، این چنین بر حـفظ امانت و سپردن آن به دست صـاحـبـانش تاکید مى فرماید: “خـداونـد به شما فرمان می دهد که امانت ها را به صاحبانش بدهید١”،” و اگـر کـسی از شما دیگری را امین دانست، آن کس که امین دانسته شده ،امانت را باز دهد و باید از خدایش بترسد و تقوىٰ پیشه کند٢”…
امانت دارى،از دستورات ثابت همه ادیان الاهى بوده اگرچه هماره کسانى به آن عمل مى کرده و بعضى هم تخطى مى نموده اند.گزارش قرآن در مورد امانت دارى مومنان به ادیان گذشته این است:”بعضی اهل کتاب (از نصاری) تا بـه آن حد درست کارند که اگر مال بسیاری به آنان امانت دهی، ردّامـانـت کنند، و بـرخـی دیـگر از اهل کتاب (یهود) آن اندازه نـادرسـت اند که اگر به آنان یک دینار امانت دهی، رد نکنند مگر آنکه بر مطالبه آن سخت گیری نمائی٣”. اما پاداشى که خداوند براى امانت داران معین فرموده :”آنان که امانت و عـهـد و پیمانشان را رعایت می کنند… در باغ های بهشت با عزت و احترام متنعم اند۴”. امیرمومنان(ع)فرمود:” پیوسته ملازم راست گویی و امانت داری باش که آن دو، شیوه نیکان است۵”؛امام صادق(ع) نیز فرمود: خدای عزوجل پیامبری را مبعوث نکرد مگر به امانت داری و راست گویی نسبت به نیکوکار و بدکار۶”و”هرکس که شما را امین دانسته و امانتی به شما سپرده، امانتش را بازگردانید٧”…از سگ چوپان، امانت یادگیر/پیرو احرار اندر جامه ابرار باش/ نفس ابتر،عنتر است از حمله او رو متاب/ذوالفقار عشق برکش،حیدر کرّار باش…
یک جنبه دیگر امانت دارى،رعایت امانت هاى الاهى است: وجود انسان،اعضا و جوارح ، اسـتعدادها و سایر نعمت ها که به صـورت امانت در اختیار انسان قرار گرفته اند و او باید از ایـن امـانـت هـا به طریقی شایسته و نیکو در راه رضای خدا و اطـاعـت کردن از او استفاده نماید:زبان، گوش، چشم و دست و پا و قلب و…مثلا امانت دارى زبان:زبان آمد از بهر شکر و سپاس/به غیبت نگردانش ای حق شناس! و همینطور باید همه این امانت ها را در راهى که خدا فرموده به کارگرفت:دانه دُر که امانت به شما دادستم/آن امانت، به من ایمن زضرر بازدهید؛ کجا شد عهد و پیمان را چه کردى؟/امانت هاى چون جان را چه کردى؟ ؛ برخیز تا به عهد امانت وفا کنیم/تقصیرهاى رفته به خدمت،قضا کنیم؛ هرچیز که دارى،به امانت به تو دادند/ تو نیز امینانه نگهدار خدا را؛ جان،امانت بود با وى مدتى/خوش امینانه به آن جانان سپرد ؛ما امینیم و امانت،آن اوست/ هرچه او بسپرد،بسپارد به ما/خاطر مورى زما آزرده نیست/سیّد ما کى بیازارد به ما…
یک امانت بنیادین هم هست که خداوند انسان را از میان همه مخلوقات و کائنات برگزید و به دریافت آن کرامت بخشید؛امانتى که آسمان و زمین و کوه ها از پذیرش آن سرباز زدند و انسان آن امانت را پذیرفت:امانت [اختیار و بار تکلیف و مسئولیت] را بر آسمانها و زمین و کوهها عرضه کردیم پس آنها از پذیرفتن آن سر باز زدند و از آن هراسناک شدند و انسان آن بار را پذیرفت…٨”و با همین انتخاب از فرشتگان نیز برتر شد و به مقامات علیّینى دست یافت(با دیگر از ملَک پران شوم/آنچه اندر وهم ناید،آن شوم…شاعران به مطایبت از این امانت پذیرى سخن گفته اند:آسمان بار امانت نتوانست کشید/قرعه فال به نام من دیوانه زدند..! بر دوش من افکند فلک،بار امانت/زان چرخ زنان است که این بار ندارد! فلک خمیده نگاهش به من که با تن چون دوک/چگونه بار امانت نشانده اند به دوشم! زهى طاقت که گر ما زین امانت/برون آئیم ناکرده خیانت…
—————-
١.سوره نساء،آیه۵٨.
٢.سوره بقره،آیه٢٨٣.
٣.سوره آعمران،آیه٧۴.
۴.سوره معارج،آیات٣٢-٣۵.
۵.غررالحکم،ح٢٣٣۵.
۶. امالی شیخ صدوق، ص٢۴۵.
٧.اصول کافى،ص۶٨.
٨.سوره احزاب،آیه ٧٢.