بحث شان در موضوع “رابطه حکومت و امامت” بود.سعید گفت:بعضى ها،امامت را حکومت معنى کرده اند که نتیجه برداشت و تحلیل آنها این مى شود که اگر امام به حکومت نرسید،امامتش هم تعطیل مى شود! مثلاً حضرت على علیه السلام در دوران سکوت ٢۵ ساله که حاکم جامعه نبودند و همینطور سایر امامان که از حق حاکمیت،محروم ماندند، امامت هم نداشتند…مسعود گفت:درست گفتى؛باید گفت امامت مثل پیامبرى،منصبى الاهى است که هیچگاه تعطیل بردار نیست چه آنها،حاکمیت سیاسى داشته باشند(مثل حضرت سلیمان و نیز پیامبر اکرم (ص)در ایام مدینه و مثل على (ع) در دوران حکومت پنج ساله)و چه حاکمیت نداشته باشند مثل سایر پیامبران و امامان.نبوت و امامت منصب هدایت و راهنمائى مردم از سوى خداست و هماره آنان مرجع خلق در شناخت راه حق و عبودیت و سعادت دنیا و آخرت بوده و هستند.شاهد،سخن پیامبر(ص)در مورد امام حسن و امام حسین علیهماالسلام است که فرمودند:آن دو امام هستند،چه قیام به امر حکومت کرده باشند و چه نشسته باشند(الحسن و الحسین امامان،قاما او قعدا)…
پیام،گفت:این امر هدایت را زمانى که حاکمیت نداشته باشند چگونه انجام مى دهند؟ سعید پاسخ داد: از طریق تبادلات فرهنگى همچون گفتگو، موعظه و خطابه، پاسخدهى به پرسش هاى پرسشگران،تفسیر و تبیین و آموزش آیات الاهى و در صورت مراجعه داورى و قضاوت و مشاوره در امور اجتماعى…امورى که حضرت على علیه السلام در دوران ٢۵ ساله عدم حاکمیت خویش بدان پرداختند.یکى از مهم ترین خدمات آن حضرت در این دوران،جمع آورى قرآن و تفسیر آن بود.او از آن جهت که از آغاز بعثت تا پایان عمر با پیامبر اکرم(ص) همراه بود از شان نزول، تفسیر و تأویل آیات،اطلاع دقیق داشته و آنها را جمع آوری کرده بود.خود او فرمود:به خدا قسم هیچ آیه اى نازل نشد مگر آن که دانستم در چه موضوعی بوده و در کجا نازل شده ودر مورد چه شخصی بوده است؛ همانا خداوند قلبی فهیم و زبانی گویا به من داده است… بعد از پیامبر اکرم(ص)با شرایطی که مهیا شده بود بهترین فرصت پیش آمد تا این مفسر بزرگ قرآن، که خود نیز قرآن ناطق بود به تدوین و تبیین آن بپردازد.اگر چه پس از پایان، وقتى به حاکمیت عرضه کرد گفتند مانیازی به آن نداریم! این کتاب، ودیعه الهی در دست امامان معصوم بوده و اینک در دست بقیه الله الاعظم ارواحنا لتراب مقدمه الفداء است وکسی جز آنان از محتوای آن باخبر نیست…
مسعود گفت: کار دیگر امام در این دوران، پاسخگویی به مشکلات فرهنگی جهان اسلام بود.جامعه اسلامى که اینک بر اثر فتوحات توسعه جغرافیائى هم پیدا کرده بود و افراد از نقاط گوناگون به مدینه مى آمدند، به طور طبیعی مشکلات فرهنگی و پرسش هاى عقیدتى داشت که پاسخگوی آنها فقط مولی على(ع) بود. و این چیزی بود که دستگاه حکومت هم دریافته بود و همه مشکلات را در این زمینه به آن حضرت ارجاع می داد و امام نیز پاسخگو بود و بسیار اتفاق مى افتاد که وقتى امام مشکل گشائى مى کردند،حاکمیت اعتراف مى نمود که اگر على(ع)نبود ما بر اثر عدم دانش در مقابل پرسشگران،هلاک شده بودیم! نمونه ها در این زمینه فراوان است، تنها ابونعیم اصفهانی صورت مذاکره امام(ع)را با چهل تن از احبار یهود نقل کرده است که بیان این نمونه ها در این مختصر نمى گنجد…
سعید هم افزود:از تلاش هاى دیگر امام در این دوران قضاوت های محیر العقول اوست که به حق کانونی از معارف الهی است و گنجینه گرانبهائى برای کارگزاران قضایی است که قسمتى از آنها در مجموعه هاى گرانقدرى توسط عالمان گردآورى شده است مثل کتاب «قضاء امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب » تالیف علامه شیخ محمد تقی تستری قدس سره می باشد که در 54 باب و یک خاتمه تنظیم شده است .دیگر خدمت آن حضرت مشاوره هاى ذیقمتى است که به حاکمان مى دادند وقتى از آن حضرت مشورت مى خواستند مثل مشاوره در مورد جنگ با روم و ایران. تلاش دیگر،خدمت به مردم به ویژه مستضعفان و محرومان با کار و تلاش و زحمت بودکه حاصل دسترنج خویش را در مسیر فوق به کار می برد. امام صادق (ع) فرمود: علی(ع) هزار برده را از دسترنج خویش آزادکرد؛بسیار قنات حفر می کرد و آن را وقف زائران خانه خدا و رهگذران می نمود و می فرمود کسی حق فروش آب را ندارد و فرزندانم هرگز آن را به میراث نمی برند…