امامت و امامان

 
 
 
 
 
 “و کار را پس از او [پیامبر اکرم] ، به برادر، پسرعمو، وصى و وارثش، على بن ابى طالب علیه السلام سپرد و سپس به اوصیاى از نسل او، یکى پس از دیگرى، و دینش را با آنان زنده کرد و نورش را با آنان به کمال رساند و میان ایشان و برادران و پسرعموها و نزدیکان و حتّى نزدیک ‏ترین خویشان ایشان، تفاوتى آشکار نهاد تا حجّت ، از آن که بر او احتجاج مى‏شود و امام از مأموم ، شناخته شود، بدین گونه که آنان را از در افتادن به گناهان، نگاه داشت و از عیب‏ها پاک نمود و از آلودگى پالود و از آمیختگى [با فرهنگ جاهلى‏] دورشان داشت و ایشان را گنجوَران دانش و امانتداران حکمت و جایگاه راز خویش قرار داد و با دلیل‏هایى تأیید و استوارشان کرد، و اگر این گونه نبود، همه مردم به یک گونه و در یک درجه بودند و [در ولایت،] هر کسى امر خداى عزّ و جلّ را براى خود ادّعا مى‏کرد و حق از باطل و عالِم از جاهل ، شناخته نمى‏شد”
 
(وجَعَلَ الأَمرَ (مِن) بَعدِهِ إلى‏ أخیهِ وَابنِ عَمِّهِ ووَصِیِّهِ و وارِثِهِ عَلِیِّ بنِ أبی طالِبٍ علیه السلام ، ثُمَّ إلَى الأَوصِیاءِ مِن وُلدِهِ واحِداً واحِداً ، أحیا بِهِم دینَهُ ، وأَتَمَّ بِهِم نورَهُ ، وجَعَلَ بَینَهُم وبَینَ إخوانِهِم وبَنی عَمِّهِم وَالأَدنینَ فَالأَدنینَ مِن ذَوی أرحامِهِم فُرقاناً بَیِّناً یُعرَفُ بِهِ الحُجَّهُ مِنَ المَحجوجِ ، وَالإِمامُ مِنَ المَأمومِ . بِأَن عَصَمَهُم مِنَ الذُّنوبِ ، وبَرَّأَهُم مِنَ العُیوبِ ، وطَهَّرَهُم مِنَ الدَّنَسِ ، ونَزَّهَهُم مِنَ اللَّبسِ ، وجَعَلَهُم خُزّانَ عِلمِهِ ، ومُستَودَعَ حِکمَتِهِ ، ومَوضِعَ سِرِّهِ ، وأَیَّدَهُم بِالدَّلائِلِ ، ولَولا ذلِکَ لَکانَ النّاسُ عَلى‏ سَواءٍ ، ولَادَّعى‏ أمرَ اللَّهِ عزّ و جلّ کُلُّ أحَدٍ ، ولَما عُرِفَ الحَقُّ مِنَ الباطِلِ ، ولَا العالِمُ مِنَ الجاهِلِ)… 
 
گاهى امام عصر ارواحنا فداه ،در موقعیت تبیین امامت و بیان ویژگى های امامان قرار مى گرفت و سخنانى در این زمینه برای کسانى که دچار شبهه و تردید شده بودند،مى فرمود.حدیث بالا از این نمونه است که آن حضرت ابتدا به نصب امامت امیرالمومنین و فرزندان او علیهم السلام توسط خداوند اشاره فرموده سپس ویژگى های امامان را بر مى شمرد:
 
دین به آنان زنده مى شود؛نور هدایت با آنان تکمیل مى شود؛ مقام عصمت به آنان عطا فرمود؛ آنها را گنجوَران دانش و امانتداران حکمت و جایگاه راز خویش قرار داد و با دلیل‏هایى تأیید و استوارشان کرد، تا حق از باطل و عالم از جاهل ، باز شناخته شود به گونه اى که هرکس بتواند تفاوت آنان را با دیگران در علم و فضیلت،تشخیص دهد.امروز نیز میراث علمى باقیمانده از امامان،به خوبى برای پژوهشگران،اعلمیت آنان را نسبت به دیگران آشکار نموده به طوری که تردیدى در جانشینى آنان باقى نماند.این دانش سرشار که موهبتى الاهى به امامان است ، نباید متروک ماند و مردم با عدم مراجعه به این میراث ، خود را از آن محروم نمایند…
 
یکى از سعادت یافتگان به دیدار حضرت بقیه الله علیه السلام مى گفت: خداوند امامان را قرار داده تا مردم در علم و معرفت و حل مشکلات خود به آنها رجوع نمایند، اما وقتى مراجعه نکنند طبیعتاً از  نورافشانى و حمایت امام محروم مى مانند.دریغا که در غیبت امام به آن بزرگوار رجوع نکردند و نمى کنند وگرنه مشکلات آنها حل مى شد و از حیرت و سرگشتگى رها مى شدند و امورشان سامان مى یافت…
 
 
 
دین پژوه و پژوهشگر فلسفه