پدر هیچ وقت به فرزندش نگفت که من راننده خوبى هستم ولى عملاً به او نشان داد در طول چهل سال رانندگى،با رعایت همه قوانین و قواعد در سفر و حضر،هم خود و خانواده را ایمن داشته و هم دیگران و هم وسیله نقلیه را.چه خوب است عملاً مدعاهای خود را ثابت کنیم نه قولاً.یا اینکه قول ما مطابق عمل باشد تا از ما بپذیرند: دوصد گفته چون نیم کردار نیست؛به عمل کار برآید به سخندانى نیست؛اخلاق عملى بیشتر از موعظه گفتارى،تأثیرگذار است. اینکه بتوانیم الگوى عملى برای باورهای خود باشیم،ضرورى ترین اصل تبلیغ به شمار است زیرا الگوى زیبا همه را به سوى خود جذب مى کند و در هر ویترینى قرار گیرد چشم ها را مسحور خود مى نماید.این طور نیست؟!
در محیط هاى غربى و بیرون اقالیم قبله که مسلمانان در کنار دیگر باورمندان زندگى مى کنند،نمایش یک الگوى خوب از اسلام موجب جذب آنها خواهد شد یا حداقل از تصویر سازى منفى نسبت به مسلمانان جلوگیرى خواهد نمود.خاطره ها و تجربه هائى که دوستان غرب نشین در همین زمینه نقل کرده ند و داستان های هدایت شدگان به اسلام ،تاییدهائى بر این موضوع است که رفتار خوب یک مسلمان دل ها را به سوى او جلب نموده که پیش آمده و باب صحبت را باز کرده و وقتى به سوالاتشان جواب داده ند،جذب شده و دوستى آغاز گشته و چه بسا این دوستى و معاشرت به هدایتشان انجامیده است.امام نیز فرمود:با عمل و نه زبان،مردم را به مرام خود دعوت کنید(کونوا دعاه الناس بغیر السنتکم)…
همه دستورات دینى در بعد عملى ،جاذب است: حسن سلوک با خلق خدا،رسیدگى به همسایه، صدق در گفتار، خونگرمى، امانتدارى، دعا برای دیگران قبل از دعا برای خویشتن، خوش رفتارى، دفاع از مظلوم، ادب،نظافت، نظم، مهربانى و…کدام انسان است که فطرتاً،به این رفتارها جذب نشود؟ وقتى همسایه و همکارى این چنین داشته باشید او را بر همکار و همسایه عبوس و دروغگو و لاف زن و خائن و…ترجیح نمى دهید؟ اگر ما رفتارمان اسلامى نبوده این مائیم که خطاکرده ایم وگرنه دیانت ما تقصیرى ندارد:اسلام به ذات خود ندارد عیبى/هر عیب که هست از مسلمانى ماست! دیگران با همین شیوه یعنى اخلاق و رفتار خوب،کسانى را به کیش بى محتواى خویش کشانده اند…
مهدویان در هر نقطه جهان باید این سیره حسنه را داشته باشند زیرا منسوب به آن بزرگوار یعنى حضرت مهدى ارواحنا فداه هستند و به این روایت عمل مى کنند که:هرکه شوق یاورى او را دارد،باید چشم به راه و منتظرش باشد، پروا پیشه و دارای محاسن اخلاقى باشد(من سرّه أن یکون من اصحاب القائم فلینتظر ولیعمل بمحاسن الاخلاق). آرى،خلقى که در انتظار مصلح است خود باید صالح باشد.شیعه به معناى پیرو و رهرو است و شیعه امام خوبى ها،باید پیرو و رهرو امامش باشد همانگونه که امامش الگوى عبودیت و خوبى ها برای کل آفرینش است او هم اقتدا به امام کند و الگوى خوبى ها باشد تا دل ها را به سوى مهدویت بکشاند و افرادى را از این طریق جذب نماید…