اقلیت و اکثریت

 
 
 
 
 
بهترین مدلى که غربیان و فرهیختگان بشرى برای اداره امور جامعه پیدا کرده و مبنای زندگى خود قرار داده اند مراجعه به آراء مردم و انتخابات است.در انتخابات هم پس از شمارش آراء،حائزین اکثریت(حتى با اختلاف بسیار اندک) را برنده اعلام نموده و اقلیت نیز ملزم به تبعیت از اقلیت و پذیرش حاکمیت اوست.این مدل در برابر مدل استبدادى و دیکتاتورى بوده است که قرن ها بشریت درگیر آن بوده و هست و در آن یک نفر با اتکاء به قدرت و زور و کودتا یا سلطنت موروثى،خود را حاکم بر همه مردم و همه را محکوم به تبعیت از رأى خود شمرده و مى شمرند و هنوز هم در بعضى کشورها نظام حکومتى شان بر آن قرار دارد.بشر برای رسیدن به این مدل یعنى انتخابات و حاکمیت اکثریت ،از طریق شورش ها و انقلاب ها،هزینه های بسیار زیادى را پرداخته و فعلاً هم گزینه بهترى را که جایگزین آن شود سراغ ندارد…
 
اکنون در اینجا در پى نقد این مدل نیستیم بلکه واقعیت موجود در جهان را بیان مى کنیم.قوانین موضوعه برای اداره جامعه نیز در پارلمان ها و مجالسى وضع مى شود که با همان شیوه انتخابات به آنجا راه یافته اند و باز هر قانون پیشنهادى را با آراء اکثریت اعضای پارلمان به تصویب مى رسانند.به هر حال اقلیت حتى اگر دارای منطق و سخن بهترى هم باشد راه به جائى نمى برد چون دارای آراى کمترى است و باید تلاش کند در دوره بعد،آرای بیشترى کسب کند تا پیروز انتخابات باشد و تازه در این فرایند هم شائبه خرید آراء یا تقلب در انتخابات و یا فریب مردم با وعده و وعیدهائى که بعد از پیروزى هیچوقت به آن عمل نمى شود وجود دارد و در بسیارى موارد هم گریزى از آن وجود ندارد…
 
با نقل این واقعیت، به موضوع اقلیت های مسلمان در این جوامع مى پردازیم.مسلمانان در این کشورها راهى به حاکمیت ندارند ولى مى توانند از حقوقى که برای اقلیت ها در همین جوامع وضع شده استفاده کنند و هویت مسلمانى خود را با برگزارى مجالس و مراسم و آموزش ها و پای بندى به سنت هاى خویش حفظ نمایند و جذب در شیوه و فرهنگ اکثریت نشوند.ایجاد تشکل های رسمى و مطالعه در حقوق اقلیت ها و حقوق شهروندى و آزادى های مصرح در قوانین همان کشور،بسیار راهگشاست.نباید انفرادى اقدام نمود که یا به نتیجه نمى رسد یا کم اثر است.اختلاف سلیقه یا مشکلات ایجاد تشکل ها و سمن ها ، نباید افراد را از کار گروهى عالمانه و منضبط،منصرف نماید…
 
اگر به فعالیت های دشمنان در جوامع اسلامى توجه کنیم که چگونه حتى با وجود اقلیت ،کارهای خود را جلو مى برند و در کشورهای دیگر نیز از همه ظرفیت های موجود برای فعالیت اقلیت ها بهره مى گیرند، در عزم خود راسخ تر مى شویم که مى توانیم از ظرفیت های فراوانى که در این نظام ها برای کار و تبلیغ دینى وجود دارد بیشترین بهره بردارى را داشته باشیم.اگر یقین کنیم پشتیبان ما در این فعالیت ها،خدا و ولیّ خداست،از مشکلات نخواهیم ترسید و چنان کار خواهیم کرد که اکثریت شگفت زده خواهد شد.به امید روزی که بشریت خسته از این نظامات موجود، آن جامعه برین را ببیند که نظام اقلیت و اکثریتى برچیده شود و امامى حاکم باشد که مهربان ترین خلق خداست و حکم الاهى نه قانون بشرى اجرا گردد  و به هیچکس ظلمى نرود و عدالت واقعى در همه ارکان زندگى دیده شود…
 
 
 
دین پژوه و پژوهشگر فلسفه