اهالی بازار در باره او گفتند “ورشکسته” شده است؛ یعنی از پرداخت بدهی های خود عاجز و دیونش بیش از دارائی اوست.
قانون تجارت ورشکستگی را سه نوع دانسته است:عادی،به تقصیر و به تقلب.اگر در شرایط طبیعی تجارت، مخارجش افزون بر درامدش شده ، ورشکستگی او عادی است و مجازات ندارد اما اگر بر اثر تخلف در قوانین تجاری یا به قصد فرار از انجام تعهدات، اعلام ورشکستگی کرده ،ورشکستگی او “به تقصیر” یا “به تقلب” نامیده شده و مجازات دارد.
“افلاس” همان ورشکستگی است و چنین فردی محتاج کمک و حمایت است تا دوباره سرمایه ای بدست اورد و توان یابد و بتواند تعهداتش را انجام دهد.ورشکسته را “غارم”نیز نامیده اند و می شود از درامد زکات او را حمایت نمود زیرا یکی از اصناف زکات بگیران،”غارمین” هستند یعنی بدهکارانی که توان پرداخت بدهی خود را ندارند به شرط آنکه آن را در گناه صرف نکرده باشند.
اما مبنای قانون تجارت، فقط ورشکستگان و مفلسان و غارمین مالی است و از ورشکستگان معنوی سخنی نرفته است. ورشکسته معنوی کسی است که سرمایه معنوی و باورهایش را از دست داده و بی هویت و بی اعتقاد شده است.
این فرد محتاج یاری است تا سرمایه اعتقادی خود را بازیابد و از افلاس معنوی نجات یابد.همه توانمندان فکری و مبلغان و معلمان در این زمانه شبهه زا ، باید به فکر این غارمین و مفلسان و ورشکستگان معنوی باشند و آنها را دریابند و نجات دهند.
بدترین نوع افلاس معنوی،از دست دادن امام است…
این ورشکسته، محتاج ترحم و حمایت بیشتری است.خدا نکند اینگونه مفلس و غارم شویم و از امام خود دور مانیم که بدترین نوع افلاس است زیرا همه سرمایه هستی در اختیار اوست و اگر او را ازدست بدهیم هرگز رأس المالی نخواهیم یافت.در این حال باید به خود او متوسل شد و عرض کرد: مولای من ،مفلس را دریاب که محتاج حمایت شماست مگر “هل آتی”سند حمایت شما از مفلسان نیست(و یطعمون الطعام علی حبه مسکیناً و یتیماً و أسیراً)،حتی اگر ورشکسته به تقصیر باشیم و گناهان ما را از شما دورکرده باشد به گناه خود معترفیم و برای مجازات داوطلبیم اما رانده شدن را هرگز بر نمی تابیم و از شما خاندان کرامت ، چشم حمایت داریم.
حالیا ورشکستگان را دریابید…