افسانه نیست؟!

 
 
 
 
 
افسانه ها در همه فرهنگ ها حضور دارند:سیمرغ و پرى دریائى و ققنوس و غول و …آیا “موعود”ى رهائى بخش به نام مهدى یا هر نام دیگرى نیز از زمره همین افسانه ها نیست که مى آید و همه جهان را از عدالت پر مى کند؟!
نوید با این مقدمه گفت: این سخن کسانى است که مهدویت را اسطوره و افسانه مى نامند و مى گویند موعود واقعیت بیرونى ندارد و چنین فردى با افسانه ها بیشتر منطبق است تا واقعیت و این افسانه  پرداخته شده تا به افراد، امید آینده اى خوش بدهند که بتوانند در کوران رنج ها و مشقت هاى تاریخى دوام بیاورند؛وگرنه،یک أَبرمرد هر چقدر هم قوى باشد چگونه مى تواند جهانى را اصلاح کند و عدالت را حاکم نماید…
 
گفتم: تعریف افسانه و اسطوره را که مى دانى چیست؛ افسانه موضوعى خیالى و غیر واقعى و فراطبیعى است که در تخیلات فردى یا جمعى مردم شکل گرفته و واقعیتى حقیقى و بیرونى ندارد مثل همان مرغ افسانه اى به اسم سیمرغ (با قدرتى فرا طبیعى و آسمان سیر) یا مرغ افسانه اى (ققنوس که در آتش زاده مى شود و مى بالد و مى زاید)و امثال آن.اما موضوع مهدویت اینگونه نیست زیرا سخن از فردى کاملاً مشخص از پدر و مادر و نیاکان مشخص با صفات و اوصاف و برنامه اى مشخص که هیچکدام خیالى نیستند…
 
گفت:یعنى از ابتداى اسلام،موضوع مهدى و منجى ،مطرح بوده و در باره آن صحبت شده است؟ 
گفتم: بله؛ سخنى بسیار مشهور از پیامبر (ص)نقل شده است که فرموده: ” اگر از عمر دنیا جز یک روز باقى نمانده باشد،خداوند آن روز را چنان دراز خواهد نمود که فردى از خاندان من که همنام و هم کنیه من است را برانگیزد تا زمین را از عدل و داد پر نماید همان گونه که از ظلم و جور پر شده باشد”١. بنابراین مشخص شده که فردى از نسل پیامبر و همنام او این ماموریت را خواهد یافت تا زمین را از عدل و داد پر نماید.در حدیث دیگرى به نام حدیث لوح ،مشخص مى شود که او فرزند امام حسن عسکرى است و تبارش تا على بن ابیطالب شمرده شده و نام همه دوازده امام برده مى شود و او به عنوان امام دوازدهم معرفى مى گردد٢.در حدیث مشهور دیگرى نام “مهدى” به عنوان لقب برای او ذکر مى شود و اینکه کافر است هرکه او را انکار نماید٣…احادیث بسیار دیگرى از پیامبر و صحابه و تابعین و نیز امامان به تفصیل ویژگى ها،طول عمر،غیبت و نهان زیستى و انتظار و ظهور پیروز و جامعه زیبائى که برپا مى نماید را تبیین و تعیین نموده اند که در کتب بسیارى آمده است. 
 
این باور که از آن به مهدویت یاد مى شود،با وجود شواهد بسیار قرآنى و روائى ، کاملاً از اصالت اعتقادى برخوردار بوده و مورد قبول مسلمین قرار گرفته است.جالب است بدانیم حتى پیش از تولد حضرت مهدى(ع)در سال ٢۵۵ هجرى، کتاب هائى در مورد ایشان نوشته شده و ویژگى هاى او را برشمرده اند همچون کتاب غیبت فضل بن شاذان و چند کتاب دیگر۴…بنابراین چنین امر مشخصى نمى تواند افسانه نامیده شود و خیالى باشد.البته نباید از نظر دور داشت که دوران تولد ایشان چنانکه در روایات آمده ،دوره خاصى بوده که بخاطر همان روایات نمى خواستند او متولد شود و خانه حضرت عسکرى(ع) را کنترل مى نمودند که اگر پسرى متولد شد او را نابود نمایند شبیه دوران تولد حضرت موسی که پسران را از بیم آنکه شاید همان کسى باشد که طومار فراعنه را درهم مى پیچد،در بدو تولد مى کشته اند و موسى در چنین فضای امنیتى و در خفاء متولد شد.در این روزگار سخت،طبیعتاً شرایط اختفاء و رازپوشی اعمال مى شده و جز براى افراد خاص و مورد اعتماد،مطالب گفته نمى شده، و در چنین موقعیتى نمى توان انتظار داشت جریان آزاد اخبار مثل موقعیت هاى معمولى بوده باشد…
——————-
١.بحارالانوار،ج۵١، ص١٠٢.
٢.کافى،ج١،ص۵٢٧.
٣.ینابیع الموده،سلیمان قندوزى حنفى.
۴. متوفى٢۶٠:کتاب الغیبه و نیز:کتاب الملاحم والقائم از علی بن مهزیار اهوازی و کتاب المشیخه،حسن بن محبوب.
 
 
 
 
دین پژوه و پژوهشگر فلسفه