برایم سوال بود که میان اصلاح و انقلاب چه رابطه ای برقرار است و کدام راه را باید رفت؟به او گفتم: بعضی جز به دگرگونى بنیادی در ارکان اجتماع رضایت نمى دهند و بعضی دیگر پیرو اصلاحات در وضع موجودند.نظر شما چیست؟ گفت: تا تعریف شما از هرکدام چه باشد؟ اگر از سیدالشهداء علیه السلام رهبر انقلاب کربلا سوال کنى ایشان حرکت خویش را حرکت اصلاحى معرفى فرمودند:”خرجتُ لطلب الاصلاح فى أمّه جدّى” یعنى قیام من برای ایجاد اصلاحات در میان أُمت جدّم پیامبر (ص) می باشد. البته این هم یک دستور قرآنى است که هرکس تا هراندازه که بتواند مأمور به ایجاد اصلاحات است:”إِنْ أُرِیدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ و ما تَوفیقی اِلاّ بِاللّهِ عَلَیهِ تَوَکَّلتُ واِلَیهِ اُنیب”یعنى من قصدى جز اصلاح [جامعه] تا آنجا که بتوانم ندارم و توفیق من جز به یارى خدا نیست بر او توکل کرده ام و به سوى او بازمى گردم .بنابر این هر دگرگونى باید به قصد اصلاح باشد.اگر هم اختلافى بین برادان ایمانى پیش آید، دیگران وظیفه مندند برای اصلاح میان آنها اقدام نمایند(إنما المومنون إخوه فاصلحوا بین أخویکم)…
پرسیدم:با این حساب وظیفه هرکس حرکت بسوی اصلاحات است؟ گفت آرى،موسی نیز وقتى برای هجرت سی روزه از میان قوم برای مناجات با خدا ، قصد سفر کرد به جانشین خود هارون توصیه نمود که جانشین او باشد وشیوه اصلاح را در میان مردم پیش گیرد و از تبهکاران و فاسدان فاصله گیرد و به راه آنان نرود :”وَقَالَ مُوسَى لأَخِیهِ هَارُونَ اخْلُفْنِی فِی قَوْمِی وَأَصْلِحْ وَلا تَتَّبِعْ سَبِیلَ الْمُفْسِدِینَ “.اصولاً خوی اصلاح در نهاد آدمى است و اگر از این فطرت عدول نکند همه چیز برای سعادت او فراهم است اما اگر به فساد گراید گرفتار عذاب الاهى مى شود.خداوند فرموده اگر مردم اهل صلاح باشند هرگز دچار هلاکت و عذاب نمى شوند:”و ما کانَ رَبُّکَ لِیُهلِکَ القُری بِظُـلم واَهلُها مُصلِحون”و زمین نهایتاً به اهل صلاح(صالحان)به ارث خواهد رسید(اَنَّ الاَرضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصّــلِحون)…
گفتم:نقش خدا در اصلاحات چیست؟ گفت: اگر مردم نیت صلاح کنند و بسوی خدا بازگردند خداوند کارشان را اصلاح نموده و گناهانشان را خواهد آمرزید: “کَفَّرَ عَنهُم سَیِّـاتِهِم و اَصلَحَ بالَهُم”.شرط ،توبه وبازگشت حقیقى است و اگر چنین کنند خداوند کارشان را اصلاح خواهد نمود.اِلاَّ الَّذینَ تابوا مِنبَعدِ ذلِکَ واَصلَحوا فَاِنَّ اللّهَ غَفورٌ رَحیم» و اصولاً اصلاح حقیقى امور بدست خداست و باید از او خواست که همه امور مسلمانان را اصلاح نماید.این است که مأموریم هماره دعا کنیم(اللهم اصلح کلّ فاسدٍ من امور المسلمین).والبته اگر ایمان، عمل صالح و تقوا و سخن گفتن استوار داشته باشیم خدا نیز کارمان را اصلاح خواهد نمود: (یـاَیُّهَا الَّذینَ ءامَنوا اتَّقُوا اللّهَ وقولوا قَولاً سَدیدا یُصلِح لَکُم اَعمــلَکُم).اگر مردم چنین باشند و به راه صلاح روند خداوند هرگز پاداش آنها را فروگذار نخواهد نمود:”اِنّا لا نُضیعُ اَجرَ المُصلِحین”…
گفتم:اصلاح کلى امور جهان در گرو چیست؟گفت :در گرو ظهور موفور السرور امام عصر ارواحنا فداه است.گفتم چه کنیم که امر ظهورش اصلاح گردد.گفت علاوه بر امور پیشگفته(رفتن به راه تقوی و عمل صالح و قول سدید)باید به درگاه الاهى انابه نمود و از او خواست امر ظهورش را اصلاح فرماید.گفتم :چگونه بخواهیم؟گفت :همانگونه که امام هشتم حضرت رضا علیه السلام تعلیم فرموده اندبخوانیم: أَصْلِحْ عَبْدَکَ وَ خَلِیفَتَکَ بِمَا أَصْلَحْتَ بِهِ أَنْبِیَاءَکَ وَ رُسُلَکَ وَ حُفَّهُ بِمَلَائِکَتِکَ وَ أَیِّدْهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ مِنْ عِنْدِکَ وَ اسْلُکْهُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ رَصَداً یَحْفَظُونَهُ مِنْ کُلِّ سُوءٍ وَ أَبْدِلْهُ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِ أَمْناً یَعْبُدُکَ لَا یُشْرِکُ بِکَ شَیْئاً وَ لَا تَجْعَلْ لِأَحَدٍ مِنْ خَلْقِکَ عَلَى وَلِیِّکَ سُلْطَاناً وَ أْذَنْ لَهُ فِی جِهَادِ عَدُوِّکَ وَ عَدُوِّهِ وَ اجْعَلْنِی مِنْ أَنْصَارِهِ إِنَّکَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ.
یعنی : بار خدایا کار [ ظهور و قیام پر شکوه ] بنده [ برگزیده ] وخلیفه شایسته ات را بدان وسیله که کار پیام آوران وفرستادگان گرانقدرت را بسامان آوردى ، آنگونه که زیبنده است ، بسامان آر ، واو را [ از سر مهر ] با انبوه فرشتگان بى شمارت در بر گیر ، وبوسیله روح القدس از جانب خود نیرویش بخش ، واز پیش رو وپشت سرش مراقباتى روان ساز ، تا أو را از هر رخداد بد و ناخوشایند نگاهبانی کنند ، ونگرانی وهراسش را به امنیت و آرامش خاطر تبدیل نما ، که او تنها تو را مى پرستد ونظیر و همتائی براى تو نخواهد گرفت ، وبه هیچ یک از پدیده ها و آفریدگانت ذره ای چیرگی واقتدار بزیان او قرار مده ، واجازه پیکار برضد دشمانت ودشمنانش را به او عنایت فرما ، ومرا از یاران پاکباخته اش قرار ده ، که تو [ ای آفریدگار من ] بر انجام هرکارى توانائى .