امام محمدبن على فرزند امام هشتم،ملقب به جواد(بخشنده) و تقى(پرواپیشه)(١٩۵-٢٢٠)،جوان ترین امام به هنگام شهادت(٢۵سالگى) بود که مدت ١٧سال امامت را به عهده داشت.سن کم او به هنگام شروع امامت،عده اى را به تردید انداخت اما با دیدن معجزات و کمالات ایشان تردیدى در امامتش براى شیعیان باقى نماند.گفتم:امامت در کودکى؟ گفت: امامت چون نبوت منصبى الاهى است و پیشتر در قرآن، اعطاى این منصب به عیسى و یحیى علیهم السلام(ع) در کودکى تصریح شده است.در مورد حضرت یحیى تصریح به نبوت در کودکى است(یا یَحْیی خُذِ الْکِتابَ بِقُوَّهٍ وَ آتَیْناهُ الْحُکْمَ صَبِیًّا) و در مورد عیسى که در گهواره ،نبوت خود را اعلام نمود(قَالَ إِنِّی عَبْدُ اللَّهِ آتَانِیَ الْکِتَابَ وَجَعَلَنِی نَبِیًّا).خود امام نیز نیز در پاسخ به کسانی که مسئله سن او را مطرح میکردند،علاوه بر استناد به نبوت عیسى و یحیى در کودکى به جانشینی حضرت سلیمان به جای حضرت داود، در کودکی اشاره می نمود…
امام در مدینه زندگى مى کرد. یک بار برای دیدار پدر به خراسان سفر کرد و پس از امامت نیز چندین بار از سوی خلفاى عباسى به بغداد احضار شد. مامون براى آنکه خود را به علویان منسوب کند تا آنها علیه او قیام نکنند و ارتباط شیعیان با امام را هم کنترل کند، دخترش را به عقد امام در آورد ولى امام از دختر او داراى فرزند نشد و همه فرزندانش از سمانه مغربیه بود.حدود پانزده سال از امامت او در خلافت مأمون و دو سال در خلافت معتصم سپری شد و با شهادت امام به دستور معتصم از طریق زهر، امامت به فرزندش امام هادى(ع)منتقل شد.مناظرات علمى امام با عالمان فرقه هاى مختلف و پاسخ به مسائل دشوار فقهى،جایگاه علمى امام را برهمگان آشکار مى ساخت.شیعیان که از نقاط مختلف به حج مى آمدند،پس از مراسم حج به مدینه رفته و مشکلات و سوالات خود را با امام مطرح و پاسخ مقنع مى گرفتند.همچنین ارتباط امام با مردم از طریق سازمان وکالت و نیز مکاتبه انجام مى گرفت.ایشان در شهرهاى بغداد، کوفه، اهواز، بصره، همدان، قم، رى، سیستان و بُست(ولایت هلمند)نمایندگانى داشت…
فرقه هاى انحرافى اهل حدیث،واقفیه،زیدیه و غُلاه در دوران امام فعال بودند و مردم را گمراه مى نمودند.امام در گفتگو با آنها و تبیین و ردّ مطالب انحرافى شان براى مردم مثل جسم دانستن خدا (عقیده مجسمه به باور اهل حدیث)و انحراف واقفیه و زیدیه که زمره نواصب قرار مى گرفتند و افکار گمراه غالیان،تلاش نموده، اعتقادات زلال و فطرى را براى آنها تشریح مى نمودند.حدود ۲۵۰ حدیث از امام جواد نقل شده که در موضوعات فقهی، تفسیری و عقیدتی است.اصحاب روائى امام جواد(ع) را از ١١۵ تا ٢۵٧ نوشته اند.در میان راویان ،پیروانى از اهل سنت هم وجود داشته است.اصحاب مشهور امام نهم حضرت امام محمد تقى(ع)،عبدالعظیم حسنى، احمدبن ابى نصر بزنطى، حسن بن سعید اهوازى،احمدبن محمد برقى و ابراهیم بن هاشم از بقیه مشهورترند.از معروفترین سخنان امام این روایت است:مؤمن نیازمند سه خصلت است:توفیق الهی، واعظ درونی و پذیرش نصیحت خیرخواهانه (الْمُؤْمِنُ یحْتَاجُ إِلَی ثَلَاثِ خِصَالٍ تَوْفِیقٍ مِنَ اللَّهِ وَ وَاعِظٍ مِنْ نَفْسِهِ وَ قَبُولٍ مِمَّنْ ینْصَحُهُ)…
فضائل و مناقب آن حضرت بویژه کثرت علم،کثرت عبادات،کثرت سخاوت و سلوک پیامبرانه با مردم حتى بردگان نه تنها توسط شیعیان ذکر شده بلکه عالمان اهل سنت هم از برترى او نسبت به اهل زمان خود سخن گفته اند. به عنوان نمونه ابن تیمیه ملقب شدن او به جواد را، به دلیل شهرتش در سخاوت و بزرگواری میداند. جاحظ عثمان معتزلی نیز، محمد بن علی(ع) را عالم، زاهد، عبادتپیشه، شجاع، بخشنده و پاک معرفی کرده است.مناظرات امام با کسانى چون یحیى ابن أکثم از فقیهان دربار عباسى و احمد بن ابیداوود قاضی القضات بغداد که به محکومیت آنها انجامید،مشهور است.یحیی در مناظره، نخست مسئلهای فقهی درباره شخص مُحرمى در حج که حیوانی را شکار کرده مطرح ساخت. امام جواد، با مطرح کردن وجوه گوناگون برای مسئله،از یحیی بن اکثم پرسید منظور وی کدام وجه است. یحیی بن اکثم در جواب درماند. سپس خود امام ، مسئله را با صورتهای مختلف آن پاسخ گفت که درباریان و علمای عباسی پس از شنیدن جواب امام، بر تبحر او در فقه اعتراف نمودند.امام از طریق مکاتبه نیز به سوالات و مشکلات شیعیان پاسخ مى فرمودند. در موسوعه الامام الجواد، نام ۶۳ تن از افرادی که حضرت با آنان مکاتبه داشتند، گرد آمده است.برخی از نامه ها نیزدر پاسخ به گروهی از شیعیان نوشته شده بود…