“اگر طلب مغفرت و آمرزش بعضی شماها برای همدیگر نبود، هرکس روی زمین بود هلاک می گردید، مگر آن شیعیان خاصّی که گفتارشان با کردارشان،یکى باشد”لَوْلاَ اسْتِغْفارُ بَعْضِکُمْ لِبَعْض، لَهَلَکَ مَنْ عَلَیْها، إلاّ خَواصَّ الشّیعَهِ الَّتی تَشْبَهُ اقوالهم افعالهم”…
هر انسانى ممکن است خطا کند اما سؤال این است که آیا انسان عاقل، به خطایش افتخار مى کند یا از آن پوزش مى طلبد؟! حکم عقل ، پوزش از خطا و گناه است نه سرکشى و استکبار.شاید بتوان گفت این یک امر فطرى است زیرا انسان وقتى کار درستى انجام داده سرش را بالا مى گیرد و به کار خود افتخار مى کند و چه بسا انتظار تشویق و پاداش دارد اما برعکس وقتى خطائى مرتکب شده و مورد بازخواست قرار مى گیرد سرش را پایین مى اندازند و احساس شرمندگى مى کند و درخواست بخشش مى نماید و فرصت دیگرى برای جبران مى خواهد.استغفار یا طلب بخشش و آمرزش از خطاها و گناهان ،عکس العمل طبیعى انسان “ممکن الخطا”ست! با این درخواست اگر موافقت شود،فرد از جزا و تنبیه مى رهد اما اگر او را نبخشند باید منتظر عواقب عمل یا جرم خود باشد که طبیعى هم هست…
گاهى انسان خطا مى کند اما فراموش مى کند پوزش بخواهد؛اما دوستان و برادران خوبى دارد که به نیابت از او پوزش خواهى مى کنند و او را از عواقب خطایش،نجات مى دهند که نشان از محبت و دوستى و همدلى برادران ایمانى نسبت به یکدیگر دارد.یعنى برادران ایمانى ،تنها برای خود استغفار نمى کنند بلکه برای یکدیگر نیز طلب عفو و بخشش و مغفرت دارند.این رفتار صمیمى و مسئولانه سبب مى شود که کل جامعه از عواقب سوء خطاهای انجام گرفته توسط افراد مختلف، مصون و در امان بماند.مومنان ،نه تنها برای زندگان بلکه حتى برای مردگان نیز طلب آمرزش و مغفرت دارند و هماره مى خوانند(اللهم اغفر للمومنین و المومنات؛والمسلمین و المسلمات؛الأحیاء منهم و الأموات…)این استغفار برای جمیع،موجب بر طرف شدن بسیاری از پیامدهای سوئى مى شود که نتیجه وضعى گناهان است.امام عصر ارواحنا فداه مى فرمایند اگر این استغفارهای افراد برای یکدیگر نبود،بخاطر عواقب گناهانتان، چنان که در امت های گذشته این اتفاق افتاده،هلاک مى شدید.آن حضرت ،برای این قاعده،فقط یک استثنا قائل شده اند و آن اینکه کسانى از هلاکت نجات مى یابند که قول و فعلشان یکى باشد و این اهمیت فوق العاده عامل بودن به اعتقاد است که خود یک بحث مستقل است و آن را به بعد موکول مى کنیم…
رهبران الاهى در همین زمینه یعنى آمرزش خواهى برای أُمّت، فعال بوده اند؛خداوند به پیامبرش مى فرماید:”اگر آنان هنگامى که با گناه به خود ظلم روا داشتند اما نزد تو آمدند و استغفار نمودند و تو نیز برای آنان استغفار نمودی،خدا را آمرزنده و مهربان خواهند یافت(وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوکَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِیمًا).یعنى آمرزش خواهى و استغفارپیامبر(ص)برای امت،دریای غفران و عفو و مهربانى خدا را به جوشش مى آورد و توبه آنها را به قبولى مى رساند.این نقش استغفار رهبران الاهى را در پذیرش توبه گناهکاران أمت نشان مى دهد و نشان از محبت ناتمام حجج الاهى به مردم دارد…
اکنون ما خدمت فرزند بزرگوار و جانشین او یعنى مقام خلافه اللهى صاحب الزمان (ع)عرض مى کنیم: مى دانیم اینکه تا به حال بر اثر گناهان،هلاک نشده ایم ،بخاط استغفارهای شما برای ما بوده است.از شما با تمامى وجود بخاطر عدم هلاکت و ادامه حیاتمان ممنونیم و از ساحت شما درخواست مى کنیم دعا فرمائید تا توفیق یابیم فعل و سخن مان یکى شود که بدنمودى دارد مدعیان دوستى شما دچار این بلیّه باشند که گناهى است بزرگ نزد خداوند که بگوئیم و عمل نکنیم(یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ ، کَبُرَ مَقْتًا عِنْدَ اللَّهِ أَنْ تَقُولُوا مَا لَا تَفْعَلُونَ)…