از چاله به چاه

 

خبر آوردند که فلانی که اهل معصیت بود، بر اثر همنشینی با منحرفان،از آئین هم برگشت و کج دین شد.گفتم پس از چاله به چاه افتاد! ارتکاب معاصی که در افتادن به چاله بود ، با توبه چاره جوئی می شد اما از چاه  انحراف فکری و عقیدتى درآمدن به این سادگى ها نیست.دردمندانه شاهدیم در شرایط سخت اجتماعی حاضر،بعضی از مردم به این بلیّه دچار شده اند:افسوس که از چاله به چاه افتادند/ از اوج سحر به شامگاه افتادند/ رفتند به جستجوی راهی بهتر/ گم کرده جهت، به کوره راه افتادند…

نقطه های سیاه وقتی زیاد و به هم فشرده شود،یک صفحه سیاه می شود که نوری از آن عبور نخواهد کرد.قلب انسان نیز چنین است.هر معصیت چون نقطه ای سیاه بر آن می نشیند و وقتی نقطه های معاصی زیاد شد سراسر قلب را سیاهی فرا می گیرد و دیگر نور هدایت را جذب نمی کند. قرآن می فرماید:پایان کار بدکاران این می شود که خدا را تکذیب مى کنند(ثم کان عاقبه الذین اساؤا السوء أن کذبوا بآیات الله).توبه و باز گشت می تواند آن نقطه ها را پاک کند تا قلب ، یک چاه سیاه نشود و از هدایت دور نماند.

در هر شرایطى که هستیم باید مواظب باشیم کج دین نشویم. منحرفان بسیارى از انواع فرقه ها و نحله ها در کمین اند که ما و فرزندان ما و دیگر مردمان را از قبیله ایمان جداکنند و متأسفانه در رسانه های اجتماعی لانه کرده اند و هر دم کسانی را شکار و به چاه ضلالت می اندازند.باید هشیار بود و با آموزش های پیشگیرانه مقابله کرد و از طریق کارشناسان در چاه افتادگان را نجات و زخمی ها را درمان نمود. این فرایند نباید ترک شود.

در حوزه مهدویت،چون کانون اصلی هدایت است،منحرفان با شدت بیشترى به فعالیت پرداخته و فرقه سازى کرده اند تا مردم را از حجت خدا دور سازند.تلاش آنها وقتی خنثى خواهد شد که مرزبانان هشیار باشند و با آموزش های مهدوی اعتقاد صحیح را در جان جوانان بنشانند و با معرفى چهره کریه منحرفان و فرقه سازان بطلان آنها را تبیین و راه را از چاه باز نمایانند و با بیان عنایات و کرامات امام ،قلوب مردم را بیشتر با مهر او گره زنند…

دین پژوه و پژوهشگر فلسفه