داشت برای دوستانش صحبت می کرد و می گفت:خیلی از “شرک” می ترسم، چون شنیده ام شرک، اثر اعمال را از بین می برد و پیامدهای وخیم تری هم به دنبال دارد .لقمان نیز فرزندش را سفارش کرد که شرک نورزد زیرا شرک ، یک ستم بزرگ است(وَإِذْ قَالَ لُقْمَانُ لِابْنِهِ وَهُوَ یَعِظُهُ یَا بُنَیَّ لَا تُشْرِکْ بِاللَّهِ ۖ إِنَّ الشِّرْکَ لَظُلْمٌ عَظِیمٌ ) و فرموده اند که خدا هرگناهى جز شرک را می آمرزد اما شرک را نه،زیرا شرک ،عمیق ترین گمراهى است ( إِنَّ اللَّهَ لَا یَغْفِرُ أَنْ یُشْرَکَ بِهِ وَیَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِکَ لِمَنْ یَشَاءُ وَمَنْ یُشْرِکْ بِاللَّهِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا بَعِیداً ) …
گفتم: عزیز،ترس تو بجاست! دشمن ما شیطان همه تلاشش در این است که در نیت های ما ورود کند و اخلاص ما را خدشه دار نماید.این ترس، ما را برمی انگیزد که قبل از هرعملى، نیت خود را برای خدا خالص کنیم تا اعمال و عبادات ما فقط برای خشنودی خدا باشد نه خشنودی مردم یا طمع مال و مقام و موقعیت و…که اینها انواع شرک محسوب می شود.این است که نیت، بسیار اهمیت پیدا می کند و خلوص نیت و اخلاص را،از مهمترین شرایط هر عمل قرار می دهد.علت منفور شدن شرک این است که نوعی اهانت به خدا به حساب می آید زیرا فرد می داند که مالک حقیقی وجود و قدرت علی الاطلاق خداست،اما به دیگری توجه می کند و رضایت او را می جوید نه رضایت خدا را. ما نیز در زندگی خود فطرتاً این شرک را بر نمی تابیم و اگر کسی کاری را به نام ما و در واقع برای دیگری و یا اصلاً به نام و بخاطر هدف دیگرى نه بخاطر اطاعت از ما انجام دهد،ناخرسند و ناراضى خواهیم بود.شرک یعنى خدا را ندیدن و به حساب نیاوردن…
امام عصر ارواحنا فداه، تعبیر زیبائی در مورد آیه مربوط به برانگیختگی موسی دارند.موسى وقتی در وادی مقدس به مناجات پرداخت و گفت خدایا محبت خود را برای تو خالص کردم و قلبم را از جزتو پاک نمودم،خداوند فرمود:کفش های خود را بیرون آور تو در وادی مقدس طُوىٰ هستى…حضرت مهدى علیه السلام فرمودند منظور از “کفش هایت را بیرون آر”، خالص کردن محبت قلبی از غیر خداست زیرا موسى محبت مفرطى به خانواده خویش داشت؛خداوند به او فرمود:در وادی مقدس طوى،قلبت را برای محبت خدا خالص ساز و از میل به دیگرى بشوى!
گفت: کار سخت شد! اگر شرک این است ،همه ما ممکن است به آن مبتلا باشیم، چاره چیست؟ گفتم: شرک و اخلاص البته مراتب و درجات دارد.این روایت به درجات بالای اخلاص که مخصوص اولیای خداست دلالت دارد.اما اگر در نیت ها،ابزارها و واسطه ها را مستقل ندانیم و در مقابل خدا قرار ندهیم،از این شرک رها می شویم.یعنی محبت به خلیفه الله را در طول محبت به خدا بدانیم و از طریق او و با استمداد از او ،نیت خود را برای خدا خالص کنیم که بدین ترتیب کسى را مقابل خدا قرار نداده ایم تا شرکى ایجاد شود و ضمنا از خود ولی الله نیز برای اخلاص مدد جسته ایم و او ما را برای اخلاص کمک خواهد نمود…