روزگاری یک دستگاه بلندگو و آمپلى فایر، ابزار مهمى برای تبلیغ و هدایت محسوب مى شد زیرا مى توانست صدای سخنران را به جمعیت بیشترى برساند.هنوز هم این ابزار پر کاربرد است اما فقط برای همان زمان برگزارى مفید است. آمدن ضبط صوت و نوارهای کاست،تحولى بود که نوار سخنرانى را به دست غائبان مى رساند.بعدها استفاده از امواج رادیوئى معمول شد و سپس با استفاده از امواج ماهواره اى،امکان ارسال تصویر هم فراهم شد.با آمدن اینترنت و گسترش سریع و پیشرفت های غیرمترقبه ارتباطات مبتنى بر آن،ابعاد تبلیغ دگرگون شد زیرا هم در توسعه گستره جغرافیائى و هم تنوع ارتباطات اعم از صوتى و تصویرى و نوشتارى و ارسال محتوا و پیام به شکل انواع فایل ها چنان تحولاتى در جهان ایجاد شد که مى توان آن را یک انقلاب در حوزه ابزارهاى ارتباطی به شمار آورد…
اما باید اذعان نمود که متولیان امور دین، کمترین استفاده را از این پیشرفت های ابزاری برای توسعه پیام خویش نموده در مقابل،سیاست،ورزش،تفریحات،تجارت ،امور هنرى و متاسفانه سوداگران فساد بیشترین استفاده را از این ابزارها نموده و مى نمایند.در پاره ای از زمان،حتى متولیان دینى بعضى از این ابزارها را بدلیل حجم استفاده غیر مشروع از آنها تحریم نمودند اما بعدها همانان با عنوان ابزارهای مشترک،رضایت دادند از ظرفیت این ابزارها برای هدایت و تبلیغ استفاده شود؛ لیکن کمبود نیروی انسانى متخصص و متدین، که بتوانند عالمانه از این ابزارها در جهت اهداف دینى استفاده کنند،کاربری ابزارهای جدید را برای تبلیغ دینى و هدایت،همچنان محدود کرده است…
هرکدام از این ابزارها،ویژگى های خود را دارد.اگر تلویزیون عیناً به پخش یک سخنرانى بپردازد ،نقش رادیو را بازی کرده و مخاطبش را از دست مى دهد.اگر فضای مجازی محل بحث های مشکل و خشک و طولانى و فلسفى شود، مخاطبانش آن را ترک مى کنند.باید ظرفیت ها و ویژگى های هریک از این ابزارها را شناخت و متناسب با آنها،پیام را منتقل نمود.علاوه بر آن دائماً باید پویا بود و اگر ابزار جدیدی برای پیام رسانى بوجود آمد زودتر یا همزمان با دیگر مدعیان آن را در مسیر اهداف دینى استفاده نمود زیرا اگر تأخیر شود این عقب ماندگى همیشه ادامه خواهد داشت و رقیبان توانائى بیشتری برای نشر مطالبشان در برابر دین باوران خواهند داشت…
ویژگى این ابزارها،حضورشان در متن زندگى مردم است.لازم نیست حتماً فردی به مسجد یا کنفرانس یا روضه برود ، مى توان فایل سخنرانى یا کلیپ را از طریق گوشی همراه او بطور زنده یا غیر زنده برایش فرستاد تا حین سفر یا فراغت یا هر حالت دیگری که باشد،بشنود یا ببیند.مى توان از طریق این ابزارها ،یک دانشگاه مجازی ایجاد کرد و دانشجویانى از سراسر جهان را آموزش داد؛مى توان او را عضو کتابخانه مجازی نمود تا هر کتابى که بخواهد از طریق گیرنده خود مطالعه کند؛مى توان آنلاین،پرسش های او را جواب داد؛مى توان مشاور آنلاین او شد یا مشاوران متعدد را همیشه همراه خود داشت ؛مى توان هر محدودیتى را با این ابزارها برطرف نمود و در همه شرایط او را با پیام های متناسب با زمان با مولای زمان متذکر نمود و غفلت زدائى کرد؛آرى مى توان ابزارها را “مهدوی”نمود…