شایان: “آینده”، بخشى از حیات بشر است که در فراسوی”حال” قرار دارد: مدت زمانی نامحدود پس از حال حاضر،که ورود به آن به دلیل وجود زمان و قوانین فیزیک اجتناب ناپذیر است. هماره یکی از آرزوهای بشر پیشبینی آینده بوده و دانش آینده پژوهی حوزه پژوهشی پیچیده، پر دامنه و جهانگستری است که مسائل و مباحث پیش رو در آینده را کانون توجه وتمرکز خود قرار مى دهد.آیندهپژوهی (Futures studies) شامل مجموعهٔ تلاشهایی است که با جستجوی منابع، الگوها، و عوامل تغییر یا ثبات، به تجسّم آیندههای بالقوّه و برنامهریزی برای آنها میپردازد و بازتاب دهندهٔ چگونگی زایش واقعیّت «فردا» از دل تغییر «امروز»، است.اولین گام در فهمیدن آینده، نگاهی مختصر به گذشته و حال است که پایهای برای ورود به آینده هستند.گام دوم،کشف آیندههای محتمل و گام سوم توصیف آینده دلخواه و تدوین راهبردهاى وصول به آن است.آینده اساساً دارای عدم قطعیّت است، با این همه آثار و رگههایی از اطلاعات و واقعیتها که ریشه در گذشته و اکنون دارند، میتوانند رهنمون ما به آینده باشند…
گفتم: سابقه آن؟ گفت: مطالعات آینده پژوهى در غرب به طور رسمى از سال ١٩۶٠ به عنوان یک رشته نوین دانش در چند دانشگاه،آغاز و پیگیرى شد و ادامه یافت.دو سازمان آینده پژوهی با نام هاى انجمن آینده جهان و فدراسیون جهانی آینده پژوهی، در سالهای ۱۹۶۷ در آمریکا و ۱۹۷۳ در پاریس تأسیس شدند و هزاران عضو گرفتند و همایش های گوناگون آینده پژوهی تشکیل دادند و مجله نامدار «آینده پژوه»را منتشر نمودند.بعد ها مجله و سپس فصلنامه آینده ها و نیز نشریه آینده نگارى را به وجود آوردند.در حال حاضر آینده پژوهی از پهنه گستردهتری نسبت به دوران طلایی ۱۹۶۰ و اوایل ۱۹۷۰ برخوردار است. دنیای امروز نسبت به آن سال ها آمادگی و صراحت بیشتری برای در نظر گرفتن آینده دارد. بر خلاف آن دوران، آینده پژوهی تنها به شمار اندکی از نویسندگان و استادان محدود نمیشود بلکه دنیای کسب و کار، دولتمردان و فرهیختگان همگی در حال بیداری و درک این واقعیت هستند که برای اینکه آینده موفقی داشته باشیم باید بر روی آن تمرکز کنیم. بدین ترتیب است که برنامهریزی راهبردی بر مبنای چشماندازها و متکی بر سناریوهاى مختلف، امکان پذیر شده است…
گفتم:فایده آن؟ گفت:اندیشیدن به آینده برای کارها و اقدامات کنونی انسان،امری ضروری است.تصویرهای آینده (آرمانها، اهداف، مقاصد، امیدها، نگرانیها و آرزوها) پیشرانهای اقدامات فعلی ما هستند. بنابراین آینده امری است که مردم میتوانند آن را با اقدامات هدفمند خود طراحی کرده و شکل دهند.انسان میتواند در سرنوشت آینده تأثیرگذار باشد. در این میانه دانشی زاده میشود که کوشش میکند با پیشبینی عوامل اثرگذار در تغییرات آینده به صورتی دوگانه، هم مهار تغییرات را در دست گیرد و هم جامعه را برای این تغییرات آماده کند.آیندهشناسی از این منظر دانش شناخت تغییرات است. تغییراتى که آینده مطلوب را رقم مى زند لذا شناخت آینده از حیاتیترین علوم مورد نیاز هر انسانی است.باید دانست آینده آبستن چه پیشامدهایی است.در این میان همه منابع مورد مطالعه قرار مى گیرد و واکاوى مى شود و حتى تصویرهائى که از آینده داده مى شود مورد ارزیابى قرار مى گیرد. یکى از این منابع مورد مطالعه، متون دینى است که در مورد آینده و رویدادهاى آن مطالبى را بیان کرده اند…
گفتم:چرا متون دینى؟گفت:اکثر مردم جهان،دین باورند و گزاره هاى دینى را وحى الاهى مى دانند و به تحقق آن توسط خداوند،یقین دارند.مثلاً همه ادیان ابراهیمى به آمدن موعود و منجى(Savior)در آینده جهان و آخرالزمان، وعده داده اند.به تغییراتى هم که او در جهان ایجاد خواهد نمود و متون دینى آن را گزارش کرده اند(شامل رفع ظلم و تبعیض و فساد و برقرارى عدالت و امنیت و آبادانى)باور دارند و دل بسته اند.آینده پژوهان روى این باور و نقشى که مى تواند در تغییر رفتار مومنان به ادیان ایفا کند مطالعه مى کنند و کارکردهاى مثبت آن را مورد تأکید قرار مى دهند.براى نمونه،ایجاد آمادگى در خود براى وقوع آن رویداد با روشن نگاه داشتن مشعل امید در دل خویش و دیگر مردم،دورى از فساد و کمک به ایجاد صلاح در جامعه(خلقى که در انتظار مصلح است،خود باید صالح باشد) و دعا براى زود آمدنش،کارکردهاى این باور،دراندیشه و عمل باورمندان است.خدا نیز که چنین سرنوشتى را براى آینده رقم زده،وقتى این آمادگى را ببیند،دعاى آنها را(چنانکه خود فرموده) براى تحقق زودهنگام آن آینده روشن،به اجابت خواهد رساند…