آن سال ها

 

 

 

 

  تا نخوانى نام شاه دادرس/کى رسد دستت به آن فریاد رس؟ تا نکوبی خانه اهل کرم/کى شوی محرم بر آن اهل حرم؟ /کى خورد نامت در آن دفتر رقم؟…مى گفت تا تو نیاز نیاورى ، نوازشی نبینى : تا نگرید طفل کى نوشد لبن؟ گفتم:آری گاهى هم بی گریه و تقاضا بخشند: ما نبودیم و تقاضامان نبود،لطف تو بر ما عنایت ها نمود…

وقتی لطف کردى و ما را به خدمتگزاری آستانت پذیرفتى ، دانستیم دعاهای پدر و نیایش های مادر به اجابت نشسته است لیک از همان نخست دانستیم قامت کوتاه ما در این مسیر با انبوه قصورها و تقصیر،  و درد سرهای یک یاور بی تدبیر، زحمت شما افزون کند و بر مشکلات شما افزاید اما مقام خلیفه اللهى تان اجازه طرد نمی داد و شأن کریم بودنتان راندن را بر نمى تافت…چمیدن در بوستان امامت و خرامیدن در گلستان مهدویت،از یاران شما مرزبانانى ساخت که شجاعانه به مصاف گمراهان و اضلالگران رفته با سرپنجه برهان ، مرگ علمى شان را رقم مى زدند و بطلان شان را آشکار و حرکت شان را سد می نمودند.آنان با استعانت از امدادهای شما، از هیچ میدانى نمى گریختند و هماره برای هر مبارزه تن به تن  آماده بودند تا فریب کاران را رسوا کنند و متجاوزان را عقب رانند و دشمنان را از مرزهای اعتقادی دور نمایند…
 
در طول سالیان، نسل ها آمدند و رفتند،حاکمانى حکومت کردند و به آخر رسیدند، سختى ها و رنج ها،  فرود آمدند و گذشتند.شیاطین،به طمع بریدن آن حبل مودت و ولایت،دسیسه ها کردند و شاخه هائی را بریدند،عده ای هم رفتند و به سرای باقی پر کشیدند ،اما نهال هائى نو بر جای خود نشاندند و اگرچه طوفان های مهیبى درگرفت و گردبادهای سهمگین شبهات آمد و سونامى های فکری در دریاى اضلالات رسانه ای و امواج ماهواره ای رخ داد اما گلستان شما از طراوت که نیفتاد هیچ ، میوه های شیرین ترى داد و نگذاشت مشعل هدایت خاموش و امام نور ، فراموش  شود که زمین هرگز از حجت خالی و این امت بدون ولى نخواهد ماند چرا که این سنت الاهى است که تا روز و روزگار باقى است سفیر الاهى نیز در مسند امامت باقى است…
 
این سال ها،بسیار تحولات را از سر گذراند؛ کشتی اشتراکى ها به خاک نشست و اندیشه های آنان به تاریخ پیوست؛چهره واقعی اقتصاد آزاد و سرمایه داری نیز از پشت شعارهای رفاهى و آزادی نمایان شد و تبعیض ها و فریب ها و بحران ها و با پنبه سربریدن ها و صرف دلار و دینار برای رویاندن داعش ها و تروریست ها آشکارا در معرض دیدها قرار گرفت؛ مردودی ارباب ادیان نیز نزد مردم جهان رقم خورد: از چرخش های واتیکان به سوی ستمگران تا کشتار مسلمانان در میانمار و خاور میانه و کشمیر توسط موبدان و صهاینه و سیک ها و غیرآن ،ادعا های گزاف بعضی برای تغییر جهان به سوی عدالت و ایمان و شکست آنها در این شعار و گفتمان نیز،  نشان داد استفاده ابزاری از دین ،فرجامى جز رسوائى ندارد.کینه های فروخفته در سینه منافقان در مرگ و خون و آتش و ترور برای مخالفانشان رخ نمایاند و دروغ ها و تزویر ها یکی پس از دیگری افشا شد.ناتوانى نهادهای مدعى اصلاح و عدالت نمادین و داعیه داران نظم نوین نیز آشکار و بشریت از همه این مدعیان بشری نومید و دست تضرع به سوی آسمان برداشت…
 
اکنون مائیم و بغض های فروخفته در گلوها که هان! ای انسان ها که به بیراهه رفته اید؛راه اینجاست و مقصد اینجا و مشعل امید اینجا و امام مهربانى اینجاست؛باز گردید از اینهمه بیراهه که رفته اید و ضربه خورده اید و سختى کشیده اید و به آخر خط رسیده اید و هیچ نیافته اید؛باز گردید که پایان شب نزدیک است و حق آمدنى است و وعده الاهى انجام شدنى و عدالت و داد تحقق یافتنى است.بازگردید که امام در اندیشه شماست و چشمش به آمدن و آماده شدن و یاوری شماست تا آن زمان موعود فرا رسد و خداوند ظهور را رقم زند و شما باشید در رکاب نور و همراهی صاحب رایت نور که فرمود:”و اشرقت الارض بنور ربها” و جهان یکپارچه سرور در تحقق وعده زبور که زمین به صالحان رسد بی هیچ سستى و فتور…
 
آنک نمی دانیم باقى عمرمان در هجران و فراق خواهد بود یا دیدار و وصال، اما ما با ایمان و انتظار ،غیبت را به سخره گرفته ایم و امام خود را در کنار خود باور داریم و غیبت او را به منزله شهود گرفته ایم و به دنبال اجرای اوامر او در وظایف انتظاریم.ما نا امیدی را نا امید کرده ایم و با امید ، همه طوفان را از سر گذرانده ایم و آماده ایم وقتى ظهور فرا رسد بخوانیم: دوران هجر را گذراندیم و زنده ایم/ما را به سخت جانی خود این گمان نبود! ما که زبونى همه ملحدان را در این سالها دیده ایم؛ما که شکست همه مدعیان اصلاح جهان را نظاره گر بوده ایم؛ما که امدادهای صاحبمان را روز و شب دیده ایم؛ما که عنایاتش را با گوشت و پوست خود وجدان کرده ایم؛ما که به حفظ او از خطرات اعتقادی محفوظ مانده ایم و مدال نوکریش را با تاج کیانى عوض نکرده ایم همچنان بر پیمان خود استواریم و به قول اساتید خود : ما برآن عهد که بودیم برآنیم هنوز…
(نیمه شعبان ١۴٣٨)
 
 
 
دین پژوه و پژوهشگر فلسفه