بانک رحیل،فراخوان کوچیدن است؛هشدار به نزدیکى ساعت سفر است؛شمارش معکوس براى آغاز هجرت است؛با شنیدن بانک رحیل،چمدان ها را مى بندید و تحویل مى دهید و پا در رکاب مى نهید اما اشکبارید هنگام وداع…امیر گفت:سخت است دل کندن از دیارمألوف و یاران آشنا و دلبستگى ها و وابستگى ها؛بیهوده نیست که گفته اند:کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران! اما از سفر گریزى نیست؛باید با توشه کافى پا در سفر نهاد؛باید هماره آماده این سفر بود زیرا نمى دانیم زمان سفر را؛هر لحظه ممکن است بانک رحیل بلند شود.در این مقوله امروز سخن گوئیم…
سروش :حضرت امیر(ع)این عبارت را بسیار براى یارانش تکرار مى نمود : “آماده و مجهز شوید، خدایتان رحمت کناد! زیرا که بانگ رحیل در میان شما سر داده اند. از دل بستن به دنیا کم کنید و با توشه نیکى که در اختیار شماست،رهسپار شوید؛زیرا گردنه اى دشوار و منزل هایى ترسناک و هراس انگیز پیش رو دارید که ناچار باید به آنها در آیید١..”
سعید:جُناده ساعتى پیش از شهادت حضرت امام مجتبىٰ(ع)، توفیق دیدار یافت و تقاضاى موعظه نمود.امام در آن شرایط سخت،وقتى آرامشى یافت سخنى جاودانه فرمود:”اى جناده، برو برای سفر آماده شو و توشه خود را قبل از اتمام مهلت خود، آماده ساز (اسْتَعَدَّ لِسَفَرِکَ وَ حَصِّلْ زَادَکَ قَبْلَ حُلُولِ أَجَلِکَ) وآگاه باش که تو دنبال دنیا هستی، درحالی که مرگ به دنبال تو است…(وَاْعلَمْ أَنّکَ تَطْلُبُ الدُّنْیا وَالْمَوْتُ یَطْلُبُکَ٢)…ابو عبیده حذاء گوید : به امام باقر(ع) عرض کردم : سخنى برایم بگو که از آن بهرهمند شوم. آن حضرت فرمود :” اى ابوعبیده! مرگ را بسیار یاد کن، زیرا هر انسانى که مرگ را زیاد یاد کند در دنیا پارسایى را پیشه خود خواهد ساخت٣…” ؛امام سجاد(ع) نیز فرمود: “بـراسـتى (نشانه)آمـادگى براى مـرگ، دورى از حرام و بذل و بخشش در کار خیر است۴”.پیامبر خدا (ص) و نیز امیر مومنان (ع)فرمودند : “ترسناک ترین چیزى که از براى امتم مىترسم، هواى نفس و آرزوى دور و دراز است زیرا، هواى نفس انسان را از حقباز مىدارد، و آرزوى طولانى موجب فراموشى (مرگ و)آخرت مىشود۵…”
مسعود گفت:چنانکه در احادیثى که دوستان نقل کردند، دیدیم باید برای این سفر آماده شویم.آمادگى علائم و نشانه دارد؛کسى که وسائل سفر را آماده نکرده و چمدان خود را نبسته و امور خود را واگذار نکرده ،معلوم است که آماده سفر نیست.عبارت حضرت امیر(ع) “تجهّزوا”(فراهم سازى ساز و کارسفر) و عبارت امام مجتبى(ع)،”استعدّ”(طلب آمادگى جدّى و حقیقى)است.به کسی که تکلیف امور مادى و تعهدات و قرض ها و بدهى ها و امور ناتمام خود را مشخص نکرده،نمى توان گفت آماده سفر مرگ است؛به کسی که به مظلمه هاى خود رسیدگى نکرده و از کسانى که دینى بر گردن او دارند، حلالیت نطلبیده و از خطاها و لغزش ها و معصیت ها توبه نکرده،نمى توان گفت آماده سفر، است…غفلت سر تا پاى زندگى ما را پر کرده است؛فکر مى کنیم،مرگ براى دیگران است نه ما؛یا فکر مى کنیم هنوز بسیار فرصت داریم و مرگ به این زودى ها به سراغ ما نمى آید! آمادگى به حرف نیست،اقدام مى طلبد…
امیر گفت:راست است که ما اسیر غفلت و فراموشی هستیم و مرگ را از یاد مى بریم.چه کنیم که چراغ مرگ آگاهى در ما روشن باشد و به خاموشى نگراید و آماده شویم؟سعید گفت:یکى از راهکارهایش،رفتن به دیار خاموشان و مزار درگذشتگان و سخن گفتن با آنهاست.حضرت امیر(ع) در بازگشت از صفّین و هنگام نزدیک شدن به گورستان کوفه فرمود :”اى خفتگان خانه هاى تنهایى، و جاهاى خشک و خالى، و گورهاى ظلمانى! اى خاک نشینان، اى ساکنان دیار غربت، اى تنهاشدگان، اى بى همدمان! شما پیش از ما رفتید و ما نیز در پى شما آمده به شما خواهیم پیوست . اما خانه هایتان! دیگران در آن سکونت گزیدند؛ اما زنانتان! با دیگران ازدواج کردند و اما اموال شما! در میان دیگران تقسیم شد! این خبرى است که ما داریم؛ حال شما چه خبر دارید؟امام سپس رو به یاران خود کرد و فرمود : بدانید که اینان اگر اجازه سخن گفتن داشتند، به شما خبر مى دادند که : بهترین توشه،تقوىٰ است…۶”
————-
١.نهج البلاغه،خطبه ٢٠۴
٢.بحارالأنوار، ج۴۴ص١٣٨
٣.کافى ج ٢ص١٣١
۴.بحار الانوار ج۴۶/ص۶۶-
۵.نهج البلاغه، خطبه ۴١
۶.نهج البلاغه،حکمت١٣٠