آثار فردى

 
 
 
 
 
باور به معاد چه تغییرى در زندگى فردى و اجتماعى افراد ایجاد مى کند؛آیا فایده یا فوائدى براى این باور مى توان شمرد؟ آیا عدم باور به معاد، زیان هائى براى انسانها در پى دارد؟امیر با طرح این سوالات گفت:بحث امروز و نشست بعدى را به این موضوع اختصاص داده ایم.امروز به آثار فردى و نشست بعد به آثار اجتماعى باور به معاد مى پردازیم.دوستان شروع بفرمایند.سروش:من با یک مثال آغاز مى کنم:همه ما مى دانیم وجود پلیس و دوربین هاى ناظر،چقدر در کاهش جرم موثر است؛وقتى انسانها خود را در تیررس نگاه کسی ببینند،نحوه رفتارشان متفاوت نخواهد بود بویژه وقتى آن ناظر، بسیار دقیق رفتارها را کنترل و ثبت نموده و پاداش و جزا بدهد؟ کسانیکه ایمان داشته باشند در معرض نگاه خدا هستند(ألم یعلم بأنّ الله یرىٰ١) و او حتى مثقال ذره اى کار نیک و بد را در معاد، ثواب و عقاب مى دهد٢، آیا وظائف خود را بهتر انجام نداده و خطاى کمترى نخواهند داشت؟معاد باورى پشتوانه اى براى تمام کمالات،فداکارى ها،ایثارها، مجاهدت ها ،شجاعت ها،تقوىٰ ها، استقامت ها و بردبارى هاست…
 
جواد هم در بحث مشارکت کرد:مجاهد معاد اندیش، جان و سرمایه خویش را فدا مى کند زیرا منزلت و جایگاه عالى شهید را نزد خدا و در بهشت مى داند؛چه نیرویى موجب مى شود انسان هوس هاى خود را رها کند؟اگر جزائى در کار نباشد چرا انسان زیر بار تکلیف برود؟ چرا همسر فرعون به هیچ قیمتى جذب کاخ و مال و طلاهاى فرعون نمى شود؟ زیرا او چشم به جاى دیگرى دوخته است:پروردگارا،خانه اى براى من نزد خود در بهشت بساز(رَبِّ ابْنِ لِی عِنْدَکَ بَیْتاً فِی الْجَنَّهِ٣).باور به معاد و کیفرهاى روز قیامت، سرکش ترین غریزه ى انسانى (غریزه ى جنسى) را مهار مى کند تا آنجا که مرد جوانى چون یوسف را در برابر زن زیبا و در مکان خلوت، به تقوا و پاک دامنى مى کشاند۴. ایمان به معاد، روح دنیاپرستى را که خمیر مایه ى تمام خطاها و جنایت هاست بى رنگ نموده و دنیا را به ابزارى براى رسیدن به کمال و سعادت تبدیل مى کند.ایمان به معاد،براى فرد آرامش مى آورد زیرا وطن اصلى خویش را آخرت مى شمرد و از ناکامى هاى این دنیا،فرو نمى ریزد.اعتقاد راستین به سراى آخرت، یعنى اطمینان به اینکه پایان دنیا پوچ و هیچ نیست و حیات هدفدار است و انسان به سوى یک زندگى جاوید مى رود…
 
سعید هم گفت:علاوه بر آنچه دوستان گفتند، باور به معاد این آثار را هم براى هر انسان به دنبال دارد:١.تقوىٰ.زیرا موجب مى شود همیشه خدا را به یاد داشته باشید زیرا نزد او محشور خواهید شد(وَاتَّقُواْ اللّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّکُمْ إِلَیْهِ تُحْشَرُونَ۵)؛٢.عبادت و بندگى. قرآن از زبان مومن آل فرعون که از راه دور آمد و قوم خود را به پیروى پیامبر فراخواند مى فرماید:چرا کسى را نپرستم که مرا آفریده است و [همه] شما به سوى او باز خواهید گشت(وَمَا لِی لاَ أَعْبُدُ الَّذِی فَطَرَنِی وَإِلَیْهِ تُرْجَعُونَ۶)؛٣.عمل صالح.باور به معاد و امید به لقاى پروردگار در آخرت،فرد را به سوى انجام اعمال صالح سوق مى دهد(فَمَن کَانَ یَرْجُو لِقَاء رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا٧)؛۴.استقامت و بردباری در انجام وظایف با توکل بر  خداوند.باور به معاد، مومنان را آماده همه گونه فداکارى و پایدارى مى کند.گزارش قرآن از تصمیم یاران طالوت: “اما آنها که (معاد را باور داشتند و)می­دانستند خدا را ملاقات خواهند کرد  گفتند چه بسیار گروه­های کوچکی که به فرمان خدا، بر گروه­های عظیمی پیروز شدند و خداوند با صابران و استقامت کنندگان است”(قَالَ الَّذِینَ یَظُنُّونَ أَنَّهُم مُّلاَقُو اللّهِ کَم مِّن فِئَهٍ قَلِیلَهٍ غَلَبَتْ فِئَهً کَثِیرَهً بِإِذْنِ اللّهِ وَاللّهُ مَعَ الصَّابِرِینَ٨)”.
 
و ادامه داد:۵.پرهیز از ظلم به خلق خدا.این سخن امیر مومنان(ع) است:”سوگند به خدا اگر تمام شب را بر روی خارهای (جانگداز) سعدان به سر ببرم و یا با غل و زنجیر به این سو و آن سو کشیده شوم، خوش‌تر دارم تا خدا و پیامبرش را در روز قیامت در حالی ملاقات کنم که به بعضی از بندگان ستم و چیزی از اموال عمومی را غصب کرده باشم. چگونه بر کسی ستم کنم برای نفس خودم که به سوی کهنگی و پوسیده شدن پیش می­رود و در خاک زمانی طولانی اقامت می­کند؟٩”.۶.رفع حزن و ترس.آگاه باشید که بر دوستان خدا نه بیمى است و نه آنان اندوهگین مى‏شوند، همانان که ایمان آورده و پرهیزگارى ورزیده‏اند، در زندگى دنیا و در آخرت مژده براى آنان است وعده‏هاى خدا را تبدیلى نیست و این همان کامیابى بزرگ است( إِنَّ أَوْلِیَاء اللّهِ لاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ * الَّذِینَ آمَنُواْ وَکَانُواْ یَتَّقُونَ * لَهُمُ الْبُشْرَى فِی الْحَیاهِ الدُّنْیَا وَفِی الآخِرَهِ لاَ تَبْدِیلَ لِکَلِمَاتِ اللّهِ ذَلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ١٠)؛و البته آثار فردى باور به معاد بیش از اینهاست که به فرصتى دیگر وامى گذاریم…
 
 
———————-
١.سوره علق،آیه ١۴
٢.سوره زلزال،آیات٧-٨
٣.سوره ى تحریم، آیه ١١
۴.سوره ى یوسف، آیات٣٢-٣٧ 
۵.سوره بقره،آیه ٢٠٣
۶.سوره یس،آیات٢٠-٢٢
٧.سوره کهف،آیه١١٠
٨.سوره بقره،آیه ٢۴٩
٩.نهج البلاغه، خطبه ٢٢۴
١٠.سوره یونس،آیات۶٢-۶۴
 
 
 
دین پژوه و پژوهشگر فلسفه