سراغش را گرفتم گفتند مدتى است رفتارش عوض شده و كارهاي عجيبى مي كند .گفتم كجاست؟نشانى خانقاهى را دادند.به دنبالش رفتم و پيدايش كردم ديدم لباس مندرسي ...
مى گفت : دوست دارم پاي صحبت كسانى بنشينم كه حرفشان را بفهمم.نمى توانم با اساتيد و سخنرانان و نويسندگانى كه بيانشان دشوار و مبهم ...
مى گفت:هرچه دارم مرهون رفاقت با رفقاي خوب است و بيشتر ضربه هائى هم كه خورده ام از رفيق نامناسب بوده است!گفتم :چه دو گانه ...
همه توان خود را براي شكست رقيب به كار گرفته بودند.شايعه و تهمت و افترا و بهتان و تخريب و دروغ را مجاز مي شمردند، ...
با شورا ميانه خوشي نداشت و مى گفت تعدد نظر،مدير را در تنگنا قرار مى دهد و كار تصميم گيرى را كُند مي كند و ...
نگاهى انداختم به بعضى كانال هاي دينى در تلگرام در روز پيش از انتخابات و نيز روز انتخابات كه جمعه بود. جز يكى دو مورد ...
روزگاري شعر يك رسانه بود، وقتى شاعري مفهوم جديدى را در شعرش مي سرود فوراً در افواه مردم جاري مي شد و نشر مي يافت.نوشته ...
از نوجوانى دلش مي خواست اهل قلم شود ؛نويسنده باشد تا بتواند به راحتى و به روانى و به زيبائى بنويسد و از اين طريق ...
سالن پر از جمعيت بود و او با تسلط كامل براي جمع چند صد نفره سخنرانى مي كرد و به راحتى مطالب خود را در ...