بهای شما ؟!

          دوستم تعريف كرد كه : نكات استاد را براي هر دو عمويم گفتم.ابتدا كمى جا خوردند اما چون كلام مولا را برايشان خواندم سكوت كردند ...

گذرگاه،نه قرارگاه!

    گفت من دو عمو دارم كه از جهت فكرى و سلوك  و رفتار در دو جبهه مخالف هم هستند؛يكى تارك دنيا و اهل رياضت و عزلت و ديگرى ...

با مردم چگونه باش؟

    در فاميل و محله همه او را دوست داشتند؛محبوب همه بود و پير و جوان و حتى كودكان به او علاقه داشتند. اگر يك هفته به مسافرتى يا ...

اندوخته مالی برای آخرت

          اين خويشاوند ما، داراى تمكن مالي خوبي است؛ دائماً در تلاش اقتصادى است؛ پيوسته گوشي هايش زنگ مى خورد و در كار حل و فصل ...

حد و مرز شوخى

    هيچكس از شوخى هاى او در امان نبود! وقتى به مجلسي وارد مى شد، همه افراد خودشان را جمع و جور مى كردند تا تير شوخى هاي او ...

عید چه روزى است؟

          موضوع تحقيقش "عيد در فرهنگ اسلامى" بود و تصميم داشت تعريف جامعى از آن به دست بدهد و اينكه به چه روزهائى ،عيد گفته مى ...

معلم خویشتن باش!

          به شغل معلمى علاقه داشت و مى گفت به پاس قدردانى از معلمان خوبي كه داشته ام ، مى خواهم در بالندگى فرزندان اين مرز ...

مقایسه دانش و ثروت

      به ياد داريم يكى از اولين موضوعات انشاء هاي ما در مدرسه،عبارت بود از "علم بهتر است يا ثروت"! در آن ايام، آموزگاران ما در شرايطي كه ...

مالک زبانت باش

      در كلاس "مهارت هاى مدير"،بوديم و استاد مى گفت: ما در سازمان خود، دو مدير داشتيم يكى خوش بيان و مودب و نرمخو و ديگرى بد زبان ...