دلش مى خواست با زبان لطيف شعر هم با او سخن گويد، اين زبان لطافت خاصى دارد كه دل را هوائى مى كند.يكى از دوستانش ...
روشنا روى نيمكت حياط دانشكده نشسته بود و منتظر نكيسا بود تا با هم براى نهار به غذاخورى بروند.همينكه نكيسا را ديد در چشمانش خيره ...
نكيسا هنوز در فكر حرف هاى روشنا بود كه مى گفت خدا نزديك نزديك است ،بطوري كه مى توانى با او درگوشى حرف بزنى ،نجوا ...
"من خدائى دارم كه همين نزديكى است؛ بلكه نزديك تر از من به خودم! مثل آن نور كه انوار از اوست ،بى وجودش همه جا ...
وقتى در موقعيتى قرار مى گيريد كه حرف تان خريدار دارد و امرتان اطاعت و سفارش تان عمل مى شود،مسئوليت شما سنگين تر است زيرا ...
كنار كعبه ،توفيق يافت خدمت امام عصر ارواحنا فداه برسد و چشمانش به جمال مولا روشن شود، به فراست از اين تشرف استفاده كرد و ...
همه ارزش انسان نزد خداوند به دعاها و نيايش هاى اوست(قل ما يعبؤ بكم ربى لولا دعائكم)،زيرا اگر نداند كه تنها كسى كه مى تواند ...
مى گويند:الان دوره اى است كه نبايد به انديشه ديگران كار داشت،بگذاريد هركس فكر و عقيده خودش را داشته باشد.مى گوئيم اتفاقاً الان دوره اى ...
وقتى دلبسته محبوبى هستيد، دوست داريد دائماً درباره او بشنويد و سراغش را بگيريد و از او نامه و خبر دريافت كنيد و از كمالات ...