اي خرد را تو كار سازنده/جان و تن را تو دل نوازنده/روشنایی ببخش از آن نورم/از در خویشتن مکن دورم/رشحهٔ نور در دِماغم ریز/زیتِ این شیشه در چراغم ...
غفّاری و حکیمی و ربّی و داوری/ فوق عروج وهم و فراتر ز باوری/از هر چه دیدهاند و ندیدند خوب تر/ وز هر چه گفتهاند و نگفتند، برترى/ پُرسی اگر ...
بار معبودا مرا با ذکر خود حالی ببخش/ ورنه می میرد دلم همچون تن مردارها/ تیری از تقوا و شمشیری زطاعت بایدم/ تا کنم با دیو نفس ...
اگر رو سیاهم اگر رو سفیدم/تو هستی پناهم، تو هستی امیدم/همه از گنه شرمسارند اما/من از کثرت توبه خجلت کشیدم/ تو آغوش خود را برویم گشودی/ولی من به ...
الهی شعله بر آب و گِلم زن/شراری از فروغت بر دلم زن/لبی خواهم که گویای تو باشد/دلی ده تا فقط جای تو باشد/دل از تو، ناله از ...
نروم از سر کویت چه برانی چه بخوانی/به خداییت قسم برتر از آنی که برانی /به تو مأنوسم و یک دم زتو مأیوس نگردم/چه به عرشم بکشانی ...
تو رب بنده پرور من عبد شرمسارم /این نامۀ سیاهم این چشم اشکبارم/لطف و کرامت از تو اشک خجالت از من بگذار تا بگریم چیزی جز این ...
الهی الهی الهی الهی/نگاهی نگاهی نگاهی نگاهی/ تو هستی پناه همه اهل عالم/مرا غیر عفو تو نبود پناهی/گناه و خطای همه اهل عالم/به دریای عفو تو نبود ...
کار تو لطف و رأفت و عفو و محبّت است/حتی اگر عذاب کنی باز رحمت است/ با آنکه وهم ها به جلالت نمیرسند/ کارت همیشه با من ...