بيرون سيه و درون پر انوار بر چهره كعبه خال مشكين چون در ظلمات آب حيوان يا در حدقه حديقه نور... حجرالاسود، سنگی است سیاهرنگ که در ارتفاع یک و ...
تو در ضیافت عرشی به لیلةالاسری به طاق عرش خدا عكسی از علی دیدی تو در كنار علی و فروغ ایثارش بساط كفر زمان را ز خاك بر چیدی... ...
بانوی مکه، گرچه خداوند مال بود در جستجوی موهبتی لایزال بود آباد، باغ عترت از آن ازدواج شد میلاد یاس در گرو آن وصال بود... بعد از گزارش مسیره، حضرت ...
چراغ افروز چشم اهل بینش طراز کارگاه آفرینش... دوازده یا سیزده ساله بود که همراه عموی خود-حضرت ابوطالب- با کاروانی ازقریش که هر ساله برای تجارت به شام میرفت، رهسپار ...
ماه فرو ماند از جمال محمد سرو نباشد به اعتدال محمد.. هنوز در رحم مادر بود که پدرش در سفر بازرگانی شام در مدینه در گذشت.جدش عبد المطلب کفالت او ...
بخوانيم اين تصوير زيبا و شاعرانه را از شب ميلاد پیامبر رحمت تا کمی با حال و هوا و عطر ملکوتی آن شب، دلشاد شویم: زمین و آسمان مکه آن ...
انبیا مشعل ز تو افروختند وز دمت پیغمبری آموختند خواست حق، جلوه کند روشني توحیدش قلب پر مهر تو از روز ازل بانی شد... جهان وامدار آن وجود قدسی است ...
جذبهی چشم تو تسخیر کند عالم را چه نیازی است که تا عرش قدم بر داری! پس از آنکه رسول اکرم(ص) میان مردم مدینه پیمان عمومی برقرار فرمود؛ به طور ...
بس که در هر نفست جاذبه توحیدی است، ریگ هم در کف دستت به زبان می آید... با ورود رسول خدا به یثرب، رحمت و مهر بر این شهر حاکم ...