سال ششم هجری پیامبر اکرم (ص) قصد انجام عمره را داشت و با کاروانی حدود ۱۴۰۰ تا ۱۶۰۰مسلمان برای انجام عمره به سوی مکه رهسپار شدند. در این سفر به فرمان پیامبر، مسلمانان سلاحی جز سلاح مسافر (شمشیر در نیام) نداشتند و برای اینکه نشان دهند قصدشان جنگ نیست، احرام بستند و هفتاد شتر قربانی را که با جُل پوشانده بودند، پیشاپیش کاروان راندند. اما مشرکان قریش مانع ورودشان به مکه شدند لذا مسیرشان به محلی به نام حدیبیه تغییر یافت.
مذاکره با مشرکان در این محل آغاز شد و بعد از چندین بار گفتگو با نمایندگان قریش، بنا به پیشنهاد پیامبر، تصمیم بر صلح و عدم جنگ گرفته شد. در پی این صلحنامه که به صلح حدیبیه معروف گشت که در سوره فتح به آن اشاره شده است. بر طبق این صلح نامه مقرر شد مسلمانان آن سال به مدینه باز میگردند، ولی سال دیگر میتوانند به مدت سه روز در مکه اقامت داشته باشند، سایر قبایل در همپیمانی با قریش و مسلمانان آزاد و مختار باشند.
همچنین طرفین ده سال جنگ را کنار گذاشته و در این مدت مردم در امنیت و آرامش زندگی کنند، هر کس بدون اجازه ولی خود از قریش به پیامبر (ص) بپیوندد به قریش باز گردانده خواهد شد و از مسلمانان هر کس به قریش پناهنده شد، به پیامبر برگردانده نخواهد شد، این صلح در کمتر از دو سال توسط مشرکان قریش نقض شد. از مهمترین فواید این صلح، زمینهسازی برای فتح مکه بود که مدت کوتاهی پس از صلح حدیبیه به وقوع پیوست.
حدیبیه نام قریهای در یک منزلی مکه و نُه منزلی مدینه است. قسمتی از آن داخل حرم و قسمت دیگر خارج از حرم قرار دارد و نام آن برگرفته از اسم چاه حدیبیه یا درختی به نام حَدْباء است که در آن ناحیه قرار داشت.جریاناتی قبل از صلح بین قریش و پیامبر اتفاق افتاد که مشرکان مکه مجبور به صلح شدند. در میانه راه، به پیامبر خبر رسید که مشرکان مکه از حرکت مسلمانان مطّلع شده و قسم خوردهاند که مانع ورود آنان به مکه شوند. لذا جنگجویان خود را در بَلْدَح در خارج مکه مستقر کردند و خالد بن ولید را با دویست سوار تا کُراع الغَمیم به مقابله مسلمانان فرستادند.
پیامبر، با راهنمایی چند تن از بنی اسلم، از بیراهه مسیر خود را به سوی مکه ادامه داد تا با جنگجویان قریش مواجه نشود. مشرکان در پی بهانهای بودند که به مسلمانان حمله و آنان را نابود کنند، بهویژه آنکه میدانستند ایشان جز شمشیر سلاح دیگری به همراه ندارند، اما تدابیر پیامبر مانع از موفقیت قریش گردید و عدهای از مشرکان به اسارت مسلمانان درآمدند و عده دیگر نیز گریختند.
پس از توافق دو طرف در مورد آزادی اسرا، میان پیامبر و نماینده قریش پیمان صلحی به امضا رسید.پیامبر چون به فواید این صلح آگاه بود، انعطاف زیادی نشان داد که موجب انتقاد و خشم برخی صحابه شد و حتی سخنان درشت و سؤالات طعنهآمیزی در مورد پیامبر از آنان شنیده میشد.نمونهای از انعطاف پیامبر، قبول درخواست سهیل بن عمرو بود مبنی بر حذف «بسماللّهالرحمنالرحیم» از ابتدای صلحنامه و نوشتن «باسمکاللهم» بهجای آن، و نیز حذف عنوان «رسولاللّه» بعد از نام آن حضرت و نوشتن «محمد بن عبداللّه» بهجای آن.
طبق معاهده حدیبیه، سال بعد (سال هفتم) پیامبر و مسلمانان به مکه رفتند و سه روز در نبود قریش در آنجا اقامت کردند و اعمال عمره را به جای آوردند. این واقعه به عمره القضاء معروف است. قریشیان، در کمتر از دو سال، بند اول صلحنامه را نقض کردند، زیرا طبق بند پایانی، قبیله بنیخزاعه با مسلمانان و قبیله بنیبکر با قریش همپیمان شدند، اما در نبردی که در سال هشتم میان این دو قبیله رخ داد، مردانی از قریش به نفع بنیبکر، افرادی از بنیخزاعه را کشتند. این به معنای نقض صلح حدیبیه بود و با اینکه ابوسفیان شخصا برای عذرخواهی به مدینه رفت، عذرش پذیرفته نشد و در اندک مدتی، پیامبر با سپاهی انبوه، که در زمان صلح و گسترش اسلام گرد آمده بودند، عازم فتح مکه شد. [1]
_________