نقش قرآن چون که بر عالم نشست
نقشههای پاپ و کاهن را شکست
فاش گویم آنچه در دل مُضمر است
این کتابی نیست، چیزی دیگر است
چون که در جان رفت، جان دیگر شود
جان چو دیگر شد، جهان دیگر شود…
در عظمت قرآن کلام بشر قاصر است. قرآن بزرگترین هدیه الهی برای انسان است. در اهمیت مقام و جایگاه قرآن همین بس که وجود نازنینی چون حضرت امیرالمؤمنین (ع) در مقام توصیف قرآن تعبیراتی دارند که نشان میدهد مقام قرآن در حد و اندازهی فهم و درک ما نیست:《همانا قرآن دارای ظاهری زیبا و باطنی ژرف و ناپیداست. مطالب شگفتآورش تمام نشدنی و اسرار نهفتهاش پایان ناپذیر است. [1]
و فرمود:《از قرآن برای بیماریهای خود شفا بطلبید، و به آن برای حل مشکلاتتان استعانت بجویید، چه اینکه در قرآن شفا ی بزرگترین دردهاست که آن درد کفر و نفاق و گمراهی و ضلالت است》. [2]
با نزول قرآن، عرب کلامی تازه و سخنی نو شنید: نه شعر بود و نه نثر؛ ولی آهنگی زیباتر از شعر و بیانی رساتر از نثر داشت. لذتی که قرآن به آنها میداد، غیر از آن بود که تا آن وقت از سایر انواع سخن میبردند. اگر چه الفاظ و کلماتش همان الفاظ و کلماتی بود که خود بهکار میبردند و از یکدیگر میشنیدند و از همان حروف ۲۸گانه ترکیب شده بود؛ ولی الفاظ و لغات به طوری منتخب و گلچین شده و خوب و به موقع و به مورد به کار رفته بود که جلوه مخصوصی داشت.
آهنگها بکر و جذاب جملهبندی شگفتانگیز و سبک، ممتاز به صورت آیات و سور که عرب تا آن زمان نظیرش را ندیده و نشنیده بود. اما از حیث مفاهیم و معانی و مقاصد و اغراض به کلی از دیگر سخنان عرب ممتاز و برای آنها بیسابقه بود، افکار را تکان میداد. خردها را برمیانگیخت، دلها را روشن میکرد، فطرت دینی آنها را بیدار مینمود، نفوس را تزکیه و اخلاق را تهذیب نموده، عقاید پاک و اعمال صالحه به آنها میآموخت. به نیکی فرمان میداد و از زشتی و بدی بازمیداشت؛ آنچه پاک و پاکیزه بود، بر آنان حلال و هر چه پلید بود، بر ایشان حرام میساخت.
بارهای سنگین اوهام و خرافات و رسوم و عادات زشت را از آنان فرو مینهاد و عقول و افکارشان را از قید و بندها آزاد میفرمود. اگر تعصبات و جهالات مردم و کبر و نخوت رؤسا و جاهطلبی و مالدوستی صاحبان زوروزر مانع نمیشد، جمیع طوائف عرب به سرعت دین جدید را میپذیرفتند و عموم افراد حکومت قرآن را گردن مینهادند؛ زیرا همگی با شنیدن آیات مجذوب و مفتون و منقلب و متاثر میشدند و با دیده تحسین و اعجاب به آنها مینگریستند و شواهد خرق عادت و اعجاز در آنها مشاهده مینمودند و نیک میفهمیدند که هیچ مخلوقی قادر به چنین سخنی نیست و آن جز کلام خدا نمیتواند باشد.
به هر نسبت آیات و سوره ها بیشتر نازل میگشت، بر قاریان و حافظان و کاتبان قرآن میافزود. مسلمانها علاوه بر آنکه به مقتضای قریحه لغوی از قرآن لذت فوقالعاده میبردند و به قصد اجر و ثواب آن را میخواندند و حفظ میکردند و مینوشتند، همه احکام و تکالیف و وظائف دین جدید را ـ چه در عبادات و اخلاق و چه در سایر امور دنیوی و اخروی ـ باید از قرآن میآموختند. جامعه اسلامی نضج میگرفت و تشکل پیدا میکرد. دولت مرکزی تاسیس میشد.
غزوات و جنگها پیش میآمد و خلاصه جمیع امور زندگی و شئون حیاتی از معاشرات و معاملات، ازدواج و طلاق، قضا و شهادات، اقتصاد و سیاست، جنگ و صلح و هر چه بشر به آن نیاز دارد، باید از قرآن گرفته میشد. پس مسلمین در همه جهات نیاز شدید به این کتاب عجیب آسمانی داشتند؛ همچنان که جمیع جوامع بشری تا قیامت به آن نیاز دارند. چون قرآن کتابی نیست که فقط مشتمل بر دستورات اخلاقی (مانند انجیل) و اوراد و اذکار مذهبی باشد که فقط به درد آخرت بخورد یا (مانند تورات) برای ملتی خاص نازل شده و کتابی قومی و نژادی باشد، بلکه دستورالعمل جهانی و راهنمای جمیع بشر در جمیع ادوار است.
پس قرآن کریم برای مسلمین صدر اسلام هم فوقالعاده لذتبخش بود، دلها را روشن میکرد و آرامش میبخشید و جانها را به پرواز میآورد و در عالمی دیگر سیر میداد و هم آموزنده و راهنما بود و هم اجر و ثواب داشت و هم موجب حیثیت و آبرو و رفعت شان و علو مقام در جامعه و هم باعث عزت و محبوبیت در پیشگاه پیغمبر و زمامدار و فرمانروای وقت میشد و هم از همه جهت و در جمیع امور مادی و معنوی و دنیوی و اخروی به آن احتیاج شدید داشتند. این است که مسلمانها بدانسان به این کتاب آسمانی توجه و اقبال نموده و در حفظ و ضبط آن کوشیدند که از هیچ ملت و امتی نسبت به هیچ کتابی آسمانی یا زمینی چنین اقبال و اهتمامی دیده و شنیده نشده است.
باید دید چه نیروی مرموز و قدرت مافوقالطبیعهای تنها این کتاب آسمانی را در طول این مدت چنان حفظ کرده است که حتی یک نسخه بدل و یک تردید در تلفظ کلمات و حتی اعراب آنها در میان میلیونها نسخههای قدیم و جدید، خطی و چاپی به وجود نیامده است.پاسخ این موضوع سخن خداست که فرمود:«إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ» (همانا ما خود قرآن را نازل کردیم و قطعاً ما خود حافظ آن هستیم). [3]
________