جاودانه پیامبر (10.عبادت در حرا)

درون غار حرا خلوت شکفتن راز

به روی بستر اندیشه داشت مردی سر….

حضرت محمد(ص) پیش از بعثت بر طبق سنت پدر بزرگش عبدالمطلب در غار حرا به اعتکاف و عبادت می پرداخت. او سالی چند روز یا یک ماه، به‌ویژه در ماه مبارک رمضان، از مکه به کوه حرا می‌رفت تا دور از هیاهوی جامعه جاهلی، به تفکر، تعمق و عبادت پردازد و در همین غار حرا وحی بر او نازل گردید. در اطراف مکه تپه های متعدد قرار گرفته و اعراب آن تپه ها را به اسم کوه می خوانند.

یکی از آن تپه ها موسوم است به «جبل النور» است که غار حرا بالای آن کوه قرار گرفته است.ارتفاع غار حرا به قدری است که انسان می تواند در آن بایستد بدون این که سرش به سقف بخورد. طول غار هم به قدری است که انسان می تواند در آن دراز بکشد. با توجه به این که مدخل غار رو به کعبه است از داخل غار کعبه قابل مشاهده است.

در موقع اعتکاف در کوه «حرا» در هر سال یک ماه، که بر حسب بعضى روایات، ماه رمضان بود، مساکین را اطعام مى ‏کرد، و چون اعتکافش به پایان مى‏ رسید، به مکه باز مى ‏گشت و پیش از آن که به خانه ‏اش باز گردد هفت بار یا هر چه خدا مى‏ خواست گرد کعبه طواف مى ‏کرد، و آنگاه به خانه ‏اش مى‏ رفت. ماهیت اصلی این خلوت، تفکر در نظام آفرینش و ذکر خداوند بر اساس آیین حنیف حضرت ابراهیم بود. همین عبادت های طولانی و خلوت ها و تفکرهای بود که او را برای رسالت آماده و روحش را برای دریافت وحی عظیم الهی مهیا می ساخت.

او شب ها و روزها، پیش از این که به مقام رسالت برسد، در غار حرا به سر می برد. وی این نقطه دور از غوغا را به منظور عبادت و پرستش انتخاب کرده بود. تمام ماه رمضان ها را در این نقطه می گذراند و در غیر این ماه گاه بیگاهی به آنجا پناه می برد. حتی همسر عزیز او می دانست که هر موقعی عزیز قریش به خانه نیاید، به طور قطع در کوه حرا مشغول عبادت است. هر موقع که کسانی را دنبال او می فرستاد، او را در آن نقطه در حالت تفکر و عبادت پیدا می نمودند. او این مکان آرام و بلند را در کوه نور برگزیده بود تا به دور از بت‌پرستی و ناپاکی‌های مکه در آنجا آرام گیرد و به عبادت پردازد.

غار حرا شاهد حوادثی است که امروز هم مردم به عشق استماع این حوادث از زبان حال آن غار، به سوی آن می شتابند و با تحمل رنج های فراوان خود را به آستانه آن می رسانند که از آن، سرگذشت «وحی» و قسمتی از زندگی آن رهبر بزرگ جهان بشریت را استفسار کنند. غار حرا نیز با زبان حال خود می گوید:« این نقطه عبادتگاه، عزیز قریش است». او در ملکوت زمین و آسمان به تفکر می پرداخت. در سیمای هر موجودی نور خدا، قدرت خدا و علم خدا را مشاهده می کرد و از این طریق روزنه هایی از غیب به روی خود می گشود.

اصلاح جامعه در آن روز با آن فساد و انحطاط در نظر او کار محالی نبود، ولی اجرای برنامه اصلاحی نیز خالی از رنج و مشقت نبود. از این لحاظ فساد زندگی مکیان را می دید و در نحوه اصلاح آنان به فکر فرو می رفت. ناراحتی در چهره او نمایان می شد، ولی از آن جا که مامور به بازگویی حقایق نبود از بازداری مردم خود داری می فرمود.در عین حال لذت بخش ترین ساعات برای او، ساعات خلوت و عبادت در حال تنهایی بود تا آن که لحظه حساس برانگیختگی اش فرا رسید…

این بلاگ تحت نظارت دکتر فخاری تهیه و تولید شده.