جاودانه پیامبر (23.پیمان با یهود)

جذبه‌ی چشم تو تسخیر کند عالم را

چه نیازی است که تا عرش قدم بر داری!

پس از آن­که رسول اکرم(ص) میان مردم مدینه پیمان عمومی برقرار فرمود؛ به طور خاص با سه قبیله­ یهود یعنی بنی نضیر، بنی قریظه و بنی قینقاع که ساکن مدینه بودند،پیمان خاص دیگری را امضا کرد.

ضمن آن که در پیمان عمومی هم یادآوری شده بود که: هر یهودی که از ما پیروی کند، یاری می­ شود و با دیگر مسلمانان مساوی است و بر او ستم نمی­شود و دشمنش یاری نمی­ گردد.

یهود هنگام جنگ همراه مسلمانان هزینه­ جنگی را می پردازد، یهود بنی عوف و بندگانشان با مسلمانان در حکم یک ملتند، یهودیان دین خود را دارند و مسلمانان دین خود را. اما هر که ستم کند خود و خانواده­اش را به هلاکت خواهد انداخت، به قریش و دوستان آن­ها پناه داده نمی­ شود، اگر کسی به مدینه حمله کرد، همه دفاع خواهند کرد. یهود اوس و موالی آن­ها هم از این حقوق برخوردارند.

مرحوم طبرسی در اعلام الوری از علی­ بن ابراهیم نقل کرده است که:

یهود بنی قریظه و بنی نضیر و بنی قینقاع نزد پیامبر آمده و گفتند:« مردم را به چه چیز می­ خوانی؟»

فرمود:« به گواهی دادن به توحید و رسالت خود می­ خوانم… من کسی هستم که نامم را در تورات می­ یابید و علمایتان گفته­ اند که از مکه ظهور می­ کنم و به یثرب کوچ می­ نمایم.»

یهودیان گفتند:« آنچه را گفتی شنیده­ ایم و اکنون آمده­ ایم با تو صلحی کنیم که به سود یا زیان تو نباشیم و کسی را علیه تو یاری نکنیم و متعرض یارانت نشویم و توهم متعرض ما و دوستان ما نشوی، تا ببینیم کار تو و قومت به کجا می­ا انجامد؟!»

پیامبر(ص) پذیرفت و میان آن­ها قراردادی نوشته شد که یهود نباید علیه پیامبر(ص) و یارانش به زبان و دست و اسلحه و مرکب و نه در پنهان و نه در آشکارا و نه در شب و نه در روز اقدامی انجام دهند، و خداوند بر این پیمان گواه است. پس اگر یهود این تعهدات را نادیده بگیرد؛ رسول خدا(ص) می­ تواند آنها را به قتل رساند و زنان و فرزندانشان را اسیر و اموالشان را به غنیمت بگیرد.

آن­گاه این توافق نامه و پیمان برای هر قبیله­ ای از یهودیان نسخه­ ای جداگانه تنظیم شد و به مسؤول پیمان هر قبیله داده شد.این قرارداد نسبت به آنچه که به عنوان پیمان عمومی شهرت یافته از صراحت و انسجام بیشتری برخوردار است، زیرا طرف­ های قرارداد در آن به خوبی روشن است و پیداست که در یک زمان برای هر سه قبیله نوشته شده است.

در این پیمان چند نکته قابل ذکر است:

اول این که پیمان با یهود را نمی­توان دیرتر از ماه­ های اول هجرت دانست. زیرا در گزارش این پیمان آمده است: یهودیان نزد پیامبر آمده و از دعوتش پرسیدند از این مطلب پیداست که این اولین برخورد یهود با رسول خدا(ص) بوده که چنین سؤالی را مطرح کرده­اند.

دیگر آن­که فردی به نام مخیریق که طرف قرارداد بنی قینقاع است وقتی که پیمان­ نامه را گرفت و نزد قوم خود برگشت، به آنان گفت: بیایید به محمّد(ص) ایمان بیاوریم.

نکته­ ی مهم دیگر این که یهودیان مفاد این پیمان را زیر پا گذاشتند و عهد خود با رسول خدا(ص) را نادیده گرفتند. آنان متعهد شده بودندکه به این اقدامات نزدیک نشوند: یعنی همکاری علیه پیامبر و مسلمانان و عدم اقدام تبلیغاتی، فیزیکی و مسلحانه، و عدم پشتیبانی تدارکاتی دشمن. با وجود همه این قیود و تأکیدها باز هم این قوم لجوج تمام تعهدات شان را زیر پا گذاشته و سر ناسازگاری با پیامبر(ص) را بنا نهادند.

امضای پیمان بین پیامبر(ص) و یهود (با مفادی که ذکر شد) و پیمان شکنی یهود، اتمام حجتی بود برای مقابله با توطئه­ ها و کارشکنی­ های یهودیان مدینه و جلوگیری از اعتراضات بی­جای غیر مسلمانان که این از تدابیر مهم رسول خدا(ص) به شمار می رود. [1]

 

۱.ر.ک.مصطفی صادقی، پیامبر و یهود حجاز؛رسول جعفریان، تاریخ سیاسی اسلام، ج۱؛ابن هشام، السیره النبویه۲۶۲/۲.

این بلاگ تحت نظارت دکتر فخاری تهیه و تولید شده.