جاودانه پیامبر(31.نامه به سران)

نور توحیدی تو در همه جا پیچیده است

از فراسوی جهان عطر اذان می آید…

پیامبر اسلام در سال هفتم هجرت، بعد از صلح حدیبیه، نامه هایی برای سران کشورها فرستاد و آنان را به پذیرش دین اسلام دعوت کرد و با مهرى که نقش آن «محمد رسول الله» بود آنها را ممهور ساخت. این پادشاهان عبارت بودند از: خسرو پرویز پادشاه ایران، هرقل قیصر روم، مقوقس بزرگ مصر، نجاشی حاکم حبشه و نیز مصر، دمشق، یمامه و بنابر نظر برخی مورخان، عمان، بحرین و یمن.

آنان را به اسلام دعوت کرد. او برای ابلاغ این نامه‌ها، فرستادگانی ویژه به‌سوی هر یک اعزام نمود. قابل ملاحظه است نامه ‏هایى که رسول اکرم (ص)  به سران کشورها فرستاد، در زمانى بود که هنوز تسلط کامل بر جزیره العرب پیدا نکرده بود، ولى اطمینان آن حضرت به وعده پیروزى که خدا به او داده بود و این‏که این اسلام بر تمام ادیان دیگر در زمان او غلبه خواهد یافت، از جمله انگیزه ‏هایى بود که حضرت را به انجام این کار وا داشت و وعده الهى در این آیه شریفه که پس از پیمان صلح حدیبیه نازل گشته تجسّم یافت.《هُوَ الَّذِى أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‏ وَدِینِ الحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ وَکَفَى‏ بِاللَّه شَهِیداً》(او خدایى است که رسول خدا را با هدایت و دین حقّ فرستاد تا آن را بر سایر ادیان پیروز گرداند، هر چند مشرکان خرسند نباشند). [1]

پیامبر در این نامه‌ها به برخی پادشاهان هشدارهایی نیز داد؛ برای مثال، به هرقل امپراتور روم، و خسروپرویز پادشاه  ایران تذکر داد که در برابر گناهان زیردستان شان مسئول هستند. به حاکمان دمشق و عمان اعلام شد که برای حفظ حکومت خود باید اسلام را بپذیرند، در غیر این صورت سلطنت شان نابود خواهد شد.محتوای اصلی نامه‌ها، دعوت به توحید و پذیرش اسلام بوده است.

در نامه به نجاشی، پادشاه مسیحی حبشه، پاکدامنی مریم (س) را یادآور شد و در نامه به پادشاه بحرین، شرایط و احکام مسلمان‌شدن را شرح داد. بر اساس منابع تاریخی، واکنش پادشاهان به نامه‌های پیامبر اکرم (ص)متفاوت بود؛ برخی از آنان مانند نجاشی پادشاه حبشه، پادشاه بحرین و پادشاه عمان، اسلام را پذیرفتند. نجاشی با احترام فراوان نامه را پذیرفت و شهادتین را خواند و هدایایی از جمله ماریه قِبطیه را برای پیامبر(ص) فرستاد.

در مقابل، خسروپرویز، پادشاه ایران، از پذیرش اسلام خودداری و در کمال بی ادبی نامه پیامبر را پاره کرد. پادشاهان روم، دمشق، مصر و یمامه، اگرچه مسلمان نشدند، اما با احترام پاسخ دادند و برخی از آنان مانند مقوقس پادشاه مصر هدایایی ارسال کردند. پادشاه روم نیز به عظمت پیامبر (ص)  اعتراف کرد. [2]

اسلام بر کلیه کشورهایى که پیامبر (ص) فرستادگان خویش را بدان‏جا اعزام کرد، استیلا یافت. مدتى بیش از ده سال بعد از رحلت آن بزرگوار، آیین اسلام بر همه ادیانى که در زمان آن حضرت وجود داشتند غلبه یافت. تردیدى نیست، محقق شدن این وعده الهى از بزرگ‏ترین مصادیق حقانیت اسلام و صدق ادعاى نبوت پیامبر بوده است.

اسلام آیینی جهانى بوده و مربوط به یک گروه و دسته خاص نیست. دین آمده تا به‏ طور کلى بدعت‏هایى را که در آیین الهى وارد شده از بین ببرد، به همین دلیل مى‏بینیم که پیامبر (ص) در نامه خود به هرقل، به این آیه قرآن که مشخص کننده وظیفه رسالت اسلام است، استشهاد مى‏نماید:« بگو اى اهل کتاب، بیایید و از کلمه حقّى که میان ما و شما یکسان است، پیروى کنیم که به جز خدا را نپرستیم و چیزى را با او شریک قرار ندهیم و بعضى از ما برخى دیگر را به جاى خدا به ربوبیت تعظیم نکنیم و اگر سر برتافتند، شما بگویید گواه باشید که ما مسلمانیم و تسلیم امر خداییم». [3]

در این آیه، اهل کتاب (یهود و نصارا) به توحید و یگانه پرستى، که همان عقیده مشترک بین ادیان الهى است فرا خوانده شده‏ اند.

_____________

۱.توبه/۳۳.

۲.ر.ک.احمدی میانجی، مکاتیب الرسول، ۱۴۱۹ق؛عاملی، الصحیح من سیره النبی الاعظم، ۱۴۲۶ق، ج۱۶؛طبری، تاریخ الطبری، ۱۳۸۷ش، ج‏۲، ص۶۵۴-۶۵۶؛ مجلسی، بحار الأنوار، ۱۴۰۳ق، ج‏۲۰، ص۳۸۹و…

۳.آل عمران/۶۴.

این بلاگ تحت نظارت دکتر فخاری تهیه و تولید شده.